script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js">
|
السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع ) حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
| |||
|
یک عکاس علمی اهل اندونزی با استفاده از روش ترکیب تصاویر در فواصل کانونی مختلف موفق به ثبت تصاویر خارقالعادهای از حشرات شده است. یودی سائو، عکاس 33 ساله حیات وحش در این تصاویر نمای نزدیک به نمایش چشمان مرکب مگسها، نمای مثلثی آخوندک و پروانه در حال دگردیسی در میان نماهای بسیار جالب دیگر از دنیای حشرات پرداخته است.
مگس سرباز بالغ
تصویر نمای نزدیک از یک آخوندک
زنبور
تصویر ماکرو از چهره شبیه انسان یک سوسک شاخدراز
یک پروانه در حال دگردیسی (چپ) و پس از دگردیسی (راست)
عنکبوت جهنده متالیک
تصاویر این مجموعه با حرکت دوربین و نه سوژه تولید شدهاند
جغدمگسهای بالغ
تصویر نمای نزدیک از یک زنبور زرد و سیاه
برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:50 ] [ labbaikgharibezahra ]
چهار ماه از بزرگترین ماههای مشتری به ترتیب دوری از این سیاره عبارتند از: آیو، اروپا، گانیمد و کالیستو هستند. این چهار ماه را اقمار گالیلهای مشتری مینامند، زیرا ستارهشناس ایتالیایی گالیله آنها را در سال ۱۶۱۰ به وسیله اولین تلسکوپ کشف کرد.
تصویری از اقمار گالیله ای مشتری و سطح آنها به ترتیب از چپ به راست: آیو ، اروپا ، گانیمد ، کالیستو
تصویری از قمر جهنمی آیو، این عکس را فضاپیمای گالیله به ثبت رسانده است.
تصویری از قمر یخ زده "اروپا”، دانشمندان معتقدند در زیر این یخ های قطور می تواند حیات میکروبی وجود داشته باشد.
تصویری از قمر یخ زده” گانیمد” دانشمندان معتقدند در زیر لایه های یخی این قمر عملکرد آب شور تحت فشار بالا وجود دارد که همین نکته شانس حیات را در آن افزایش می دهد.
تصویری از قمر مشتری "کالیستو” برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:48 ] [ labbaikgharibezahra ]
منبع 1. روانپزشکی بالینی کاپلان، ترجمه دکتر مرسده سمیعی و دکتر حسن رفیعی، ص 152 . 2 . 40 نکته پزشکی پیرامون نماز، دکتر مجید ملک محمدی، ص 3 . 3 . الاسراء (17): 78 . برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:44 ] [ labbaikgharibezahra ]
قرآن ، ثمره نماز را، باز داشتن از فحشاء و منکر می داند «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»(عنکبوت، آیه 45) و این خاصیّت ، مغز و محتوای اصلی نماز و نشان قبولی اعمال و عبادات است . هسته بی مغز، رشد نمی کند و ثمر نمی دهد. نماز بدون بازداشتن از بدی ها، همانا عبادت بی محتواست امام صادق (ع) در بیان این نشانه ، می فرماید: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَعْلَمَ أَ قُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْه»(بحار الانوار) هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است. برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:38 ] [ labbaikgharibezahra ]
توجیه علمی طلوع خور شید از مغرب طبق روایات وارده در منابع اهل بیت علیهم السلام و كتب معتبر عامه یكی از علائم قیامت وظهور حضرت مهدی علیه السلام طلوع خورشید ازمغرب است ...
حجتالاسلام والمسلمین علی آل کاظمی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه علمیه با ار سال مقاله ای به تحریریه خبرگزاری حوزه، با استناد به آیات و روایات و آخرین پژو هشهای ستاره شناسان در خصوص امکان طلوع خورشید از مغرب ، دلایل وقوع این پدیده در آینده را تشریح کر ده است به گزارش خبر گزاری حوزه متن مقاله این مترجم و نویسنده حوزه به شرح ذیل است طبق روایات وارده در منابع اهل بیت علیهم السلام و كتب معتبر عامه یكی از علائم قیامت وظهور حضرت مهدی علیه السلام طلوع خورشید ازمغرب است ، كه تاقبل از كشفیات جدید درتوجیه این روایات می گفتند : منظور از آن طلوع اسلام از غرب ومسلمان شدن مسیحیان در كشورهای غربی است ، ویا اینكه اخیرا با هجرت امام خمینی به فرانسه وهدایت نهضت اسلامی خود از آنجا وسقوط شاه می گفتند این همان است كه درروایات آمده روزی خورشید از غرب طلوع می كند ، كه هم اكنون با نهضت امام خمینی از غرب ، اسلام ازغرب طلوع كرد. اما دراثر كشفیات جدید دانشمندان وستاره شناسان كه سالیان متمادی روی سیاره ی مریخ تحقیق داشته اند ، اخیرا صحت وامكان عملی وعینی طلوع خورشید از مغرب به معنای واقعی خود ثابت شده است كه ما دراین نوشتار ابتداء به ذكر روایات مربوطه در زمینه طلوع خورشید از مغرب ، وروایات رد شمس برای امام علی علیه السلام از منابع فریقین می پردازیم ، وسپس این كشف علمی جدید را برای خوانندگان عزیز نقل می كنیم . تفاسیر شیعه درباره طلوع خورشید ازمغرب : 1-عن زراره وحمران ومحمدبن مسلم عن ابی جعفر وابی عبدالله علیهما السلام فی قوله تعالی : ( ... یوم یاتی بعض آیات ربك لاینفع نفسا ایمانها ... – انعام : 158) قال : طلوع الشمس من مغربها وخروج الدجال والدخان ...) . (تفسیر عیاشی ج 2ص128، المیزان ج7 ص404 ، البرهان فی تفسیر القرآن ج2ص502ح3741 ، كنز الدقایق ج 4 ص 491) ترجمه: (زراره وحمران ومحمد بن مسلم ازامام باقر وامام صادق علیهما السلام روایت كرده اند كه درتفسیر قول خداوند (یوم یاتی بعض آیات ربك ...) فرمودند: منظور طلوع خورشید از مغرب وخروج دابه ودخان است ) . 2-عن حفص بن غیاث عن جعفربن محمد علیهماالسلام قال سال رجل ابی علیه السلام عن حروب امیر المومنین علیه السلام وكان السائل من محبینا ، قال: فقال : ابوجعفر علیه السلام ان الله بعث محمدا صلی الله علیه وآله بخمسه اسیاف ثلاثه منها شاهره لاتغمد الی ان تضع الحرب اوزارها حتی تطلع الشمس من مغربها ، فاذا طلعت الشمس من مغربها آمن الناس كلهم فی ذالك الیوم ، فیومئذ (لاینفع نفسا ایمانها لم تكن آمنت من قبل ، اوكسبت فی ایمانها خیرا – انعام :158) . ( تفسیرعیاشی ج1ص385ح129، البرهان فی تفسیر القرآن ج2ص502ح3742) . ترجمه : (از حفص بن غیاث روایت شده كه امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند : مردی از پدرم درباره جنگهای امیر المومنین علیه السلام پرسید ؟ وسائل از دوستداران ما بود ، امام باقر علیه السلا فرمودند: خداوند محمد صلی الله علیه وآله را با پنج شمشیر فرستاد كه سه مورد آن ازغلاف خود بیرون آمده وبه غلاف نخواهد رفت تا آنگاه كه جنگ به نتیجه اش برسد ، وجنگ به نتیجه نمی رسد مگر آنگاه كه خورشید ازمغرب خود طلوع كند ، پس هرگاه خورشید از مغرب طلوع كرد، مردم همگی دراین روز ایمان می آورند ، اما آنروز ( برای هیچ كس ایمان آوردنش فایده ندارد ، درصورتی كه پیش از آن ایمان نیاورده باشد ، یا ازایمانش خیری ندیده باشد) . 3-عن ابن مسكان عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله تعالی : ( یوم یاتی بعض آیات ربك ...) قال : اذا طلعت الشمس من مغربها ، فكل من آمن فی ذلك الیوم لا تنفعه ایمانه ). ( المیزان ج7ص203، تفسیر قمی: ج1ص222). ( ابن مسكان از امام باقر علیه السلام درتفسیر قول خداوند : ( یوم یاتی بعض آیات ربك ...) فرمودند : هنگامی كه خورشید از مغرب خود طلوع كند، هركس دراین روز ایمان بیاورد ایمانش برای او سودی ندارد ). از تفاسیرعامه : 1-( عن ابوسعید الخدری عن النبی صلی الله علیه وآله فی قوله : (یوم یاتی بعض آیات ربك ...) قال طلوع الشمس من مغربها ) ترجمه: ابوسعید خدری از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله روایت كرده است كه درتفسیر قول خداوند ( یوم یاتی ...) فرمودند: منظور طلوع خورشید است از مغربش ). 2-(عن ابوهریره قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله : لاتقوم الساعه حتی تطلع الشمس من مغربها ، فاذا طلعت ورآها الناس آمنوا اجمعون ، فذلك حین ( لاینفع نفس ایمانها ...) ثم قرا الایه). ( تفسیرالدرالمنثور للسیوطی ج3ص57) ترجمه : ( ازابوهریره روایت شده گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: ساعت قیامت برپا نخواهد شد تا آنگاه كه خورشید از مغرب خود طلوع كند ، وچون خورشید ازمغرب طلوع كرد ومردم آن را دید ند همگی ایمان می آورند ، امااین هنگام (برای هیچ كس ایمان آورد نش فایده نخواهد داشت ... سپس حضرت آیه را خواندند ) . 3-( واخرج عبدبن حمید بن ابی هریره قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله : العظائم سبع مضت واحده وهی الطوفان ، وبقیت فیكم ست طلوع الشمس من مغربها ، والدخان ، ودابه الارض ، و یاجوج وما جوج والصور) . (الدرالمنثور للسیوطی ج3ص59) ترجمه : عبد بن حمید بن ابی هریره روایت كرده گفت : رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: نشانه های بزرگ هفت چیز است : یكی از آنها طوفان نوح بود ، ودرمیان شما شش نشانه ی بزرگ دیگر باقی مانده است : طلوع خورشید ازمغربش ، ودود ، ودابه الارض ، ویاجوج وماجوج ، وصور اسرافیل ). 4- ( واخرج البخاری فی تاریخه ، وابوالشیخ فی العظمه ، وابن عساكر عن كعب قال اذا ارادالله ان تطلع الشمس من مغربها ادارها بالقطب فجعل مشرقها مغربها ومغربها مشرقها ) . ( الدرالمنثور ج3ص61) ترجمه : ( بخاری درتاریخ خود وابوالشیخ درالعظمه وابن العساكر از كعب روایت كرده است كه گفت: هرگاه خداوند اراده فرماید كه خورشید ازمغربش طلوع كند ، آن را بر محور قطبش به گردش در آورده ، ومشرق آنرا مغرب ، ومغرب آنرا مشرق كند ) . 5-(واخرج ابن شعبه عن ابی اسامه قال ان صبح یوم القیامه یطول كطول ثلاث لیالی ، فیقوم اللذ ین یخشون ربهم فیصلون حتی اذا فرغوا من صلواتهم اصبحوا ینظرون الی الشمس من مطلعها ، فاذا هی قد طلعت من مغربها والله اعلم ).( الدرالمنثور ج3ص63). ترجمه : ( ابن شعبه از ابی اسامه روایت كرده است كه گفت صبح قیامت طولانی شود به اندازه طول سه شب ، آنان كه از خدا می ترسند بپا می خیزند ونماز می خوانند ، چون ازنماز فارغ شدند به سوی محل طلوع خورشید نظاره می كنند ، ناگهان می بینند كه خورشید از مغربش طلوع كرد . خدا بهتر می داند ) . ونیز درصحیح بخاری هم آمده است ابوهریره از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل می كند كه فرمودند: قیامت برپا نمی شود تا این كه خورشید از مغرب طلوع كند ). ( صحیح بخاری ج5ص 238ح6141) اظهارات شیخ مفید درمورداین حادثه : ( شیخ مفید درباره چگونگی این اتفاق می نویسد: خورشید هنگام ظهور در آسمان راكد می شود وساعتی چند تا به هنگام عصر پیدا نباشد ، آنگاه از مغرب آشكار گردد). (ارشاد شیخ مفید ج2ص368) همانطور كه درنقل اظهارات دانشمندان ستاره شناس خواهد آمد می بینیم كه اظهارات شیخ مفید درزمینه ی ركود خورشید وطلوع دوباره ی آن ازمغرب با اظهارات آنان مطابقت دارد ! نظررشید رضا صا حب تفسیرالمنار : ( رشید رضا در رد حدیث ابوذر درباره سجود خورشید واین كه به خورشید گفته می شود این بار از مغرب طلوع كن می گوید متن این حدیث یكی از متن های پر از اشكال است ...) . (منبع سایت مدرسه علوم دینی اهل سنت ...) اما تحقیقات دانشمندان ستاره شناس : كشفی كه جهانیان را ما ت ومبهوت ساخت ! ( بیش از یك قرن است كه سیاره مریخ مورد توجه دانشمندان وستاره شناسان قرار داشته است ، تا این كه نظریاتی مطرح شد كه احتمال می داد در مریخ حیات وجود داشته باشد زیرا كه این سیاره از لحاظ فاصله از خورشید در رده دوم بعد از زمین قرار می گیرد ، و این بدین معنا ست كه گرمائی كه از خورشید به آن می رسد به احتمال وجود نوعي حیات دراین سیاره كمك می كند ... و در سه سال اخیر این توجه چند برابرهم شد، زیرا آنان براساس محاسبات نجومی دریافته بودند كه این سیاره در اواخر سال 2003 پس از هزاران سال در نزدیك ترین فاصله خود از زمین قرار می گیرد ، رصد خانه های سراسر دنیا تلسكوپهای خود را به سوی مریخ تنظیم كردند تا بتوانند حركات آنرا دنبال كنند ومنتظر نزدیك شدنش به زمین باشند ودراین فرصت بتوانند عكس های واضح تری از آن بگیرند ... عجیب ترین چیزی كه دانشمندان در هنگام رصد این سیاره با آن برخورد كردند این بود كه سرعت مریخ پیرامون محورش درجهت مشرق درماه ژولای سال گذشته به كندی گرائید ، ودرروز چهار شنبه برابر 30 ژولای گردش مریخ در جهت مشرق متوقف شد ، ودرماه های اوت وسپتامبرگردش مریخ بطور معكوس یعنی درجهت مغرب تغییر كرد و تا روز 29 سپتامبر گردش مریخ در جهت معكوس ادامه داشت ، واینك متن انگلیسی مطالب فوق كه درسایت (http://www.space.com ) آمده است وسپس ترجمه آن از نظرتان می گذرد: For the past few weeks, Mars has appeared to slow in its eastward trajectory, almost see For the past few weeks, Mars has appeared to slow in its eastward trajectory, Almost seeming to waver, as if it had become uncertain. On Wednesday, July 30, that steady eastward course will come to a stop. Then, for the next two months, the planet will move backward against the star background-toward the west. On Sept 29 it will pause again before resuming its normal eastward direction. All the planets exhibit retrograde motion at one time or another. Ancient astronomers were unable to come up with a satisfactory explanation for it., http://www.space.com منبع : ترجمه متن فوق : (درطول چند هفته گذشته چنین بنظر می رسد كه گردش سیاره مریخ درجهت مشرق به كندی می گراید ، تقریبا این طور بنظر می رسد كه مریخ متردداست آیا در جهت غرب یعنی درخلاف جهت خود گردش خواهد كرد، درروز 29سپتامبر حركتش یكبار دیگر متوقف خواهد شد تا بار دیگر حركت عادی خودرا به سمت شرق از سر گیرد ، همه سیارات دیگر روزی گردش قهقرائی را از خود نشان خواهند داد ، ستاره شناسان باستان ازارائه توضیح قابل قبولی برای این پدیده عاجزبودند) . اما حدیث رد شمس از كرامات پیامبران واوصیاء آنان این كشفیه مسئله رد شمس وامكان عملی وعلمی آن را هم حل كرد ، وپاسخی دندان شكن به مخالفان اهل بیت علیهم السلام داد ، كه ردشمس برای امام علی علیه السلام را از خرافات واختراعات شیعیان می شمردند ، زیرا همان طوركه برای سیاره ی مریخ دیده شد ، به صورت دوره ای برای هریك از سیارات منظومه ی شمسی از جمله زمین این اتفاق ممكن ، بلكه اجتناب ناپذیراست ، وبرای یك دوره ی زمانی هم برای كره محل سكونت ما زمین این اتفاق می افتد ، وروزی زمین هم مانند مریخ از حركت باز ایستاده ، به صورت معكوس حركتی را آغاز خواهد كرد و درآ ن زمان است كه خورشید از مغرب زمین طلوع خواهد كرد . كه درحقیقت با گردش معكوس زمین است كه درتصور ما خورشید از مغرب طلوع می كند ، وگرنه خورشید درمدار خود ثابت است . اعجاز انبیاء واوصیاء الهی اما طلوع خورشید ازمغرب خارج ازاین اتفاق دوره ای ، وبا اراده خا لق آن وبا اعجاز پیامبر ویا وصی او كه خلیفه ونماینده خدا درزمینند اتفاق افتاده است ، همان طور كه برای حضرت یوشع وداود وسلیمان اتفاق افتاد ، وبرای امام علی علیه السلام درزمان پیامبر وپس از پیامبر صلي الله علیه وآله اتفاق افتاده است . كه محدثین خاصه وعامه روایت آن را به تواتر نقل كرده ، بلكه درمورد آن كتاب ها به نگارش درآورده اند ، وبرای متدینین ادیان الهی كه برای پیامبران واوصیا ئشان اعتقاد به معجزات وكرامات دارند این امرهیچ نوع استبعادی نداشته ، قا بل قبول است ، ومسلمانان كه دركتاب آسمانی شان قرآن داستان رد شمس برای حضرت سلیمان ، وشق القمر برای پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله ، وطلوع خورشید درتفاسیر معتبر ذكر شده است این امر هیچ جای تعجب نیست . رد شمس برای حضرت سلیمان نبی در تفاسیر وكتب حدیثی شیعه از امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه 31 تا 33 از سوره ی (ص) روایت شده است : (روی عن الصادق علیه السلام انه قال : ان سلیمان بن داود عرض علیه ذات یوم با لعشی الخیل فاشتغل بالنظر الیها حتی توارت الشمس بالحجاب ، فقال للملائكة : ردوا الشمس علی حتی اصلی فی وقتها ، فردوها ، فقام فمسح ساقیه وعنقه ، وامراصحابه الذین فاتتهم الصلواة معه بمثل ذالك ، وكان ذلك وضوئهم للصلواة ، ثم قام فصلی ، فلما فرغ غابت الشمس وطلعت النجوم). (من لایحضره الفقیه ج1ص129ح607) ترجمه : ( از امام صادق علیه السلام روایت شده كه روزی عصرگاهان اسبان جنگی را برایش نمایش دادند وسرگرم نظاره برآنان شد تا هنگامی كه خورشید درپس افق درحجاب شد ، به فرشتگان (موكل خورشید) فرمود خورشید را برای من برگردانید تا نمازم را دروقتش بخوانم ، فرشتگان خورشید را برایش باز گرداندند ، بپا خاست دوساق پا وگردنش را شستشوكرد ، وبه یارانش كه همراه او نمازشان قضا شده بود دستور داد كه مانند اوعمل كنند ، واین عمل وضوی آنان برای نماز بود ، سپس برخاست ونماز گذارد ، چون از نماز فراغت یافت خورشید غروب كرد وستارگان شب طلوع كردند ). درسوره (ص) آیه 33 خداوند می فرما ید : (اذعرض علیه بالعشی الصافنات الجیاد . فقال انی احببت حب الخیرعن ذكر ربی حتی توارت بالحجاب . ردوها علی فطفق مسحا بالسوق والاعناق ) . ترجمه :(هنگامی كه عصرگاهان برای سلیمان اسب های جنگی به نمایش گذاشته شد ند . گفت : من به خاطر دوست داشتن این اسبان خوب از یاد پروردگارم غافل شدم تا خورشید غروب كرد . آن را برایم برگردانید ، پس (وضوء گرفت ) وبرساق پاها وگردن خود مسح كشید) . دراین آیه از قرآن باصراحت به بازگشت خورشید برای حضرت سلیمان تصریح شده است ، ومفسرین خاصه وعامه ذیل این آیه از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وائمه معصومین علیهم السلام روایات بسیاری نقل كرده ، به باز گشت خورشید برای حضرت یوشع بن نون ودیگران اشاره دارند . ضمنا درتفاسیراهل بیت علیهم السلام همانطور كه دربیان امام صادق علیه السلام دیدیم (مسحا با لسوق) وضوء برای نماز تفسیر شده ، اما درتفاسیرعامه ( مانند الدرالمنثورسیوطی ) آن را بمعنی زدن ساق پا وگردن اسبان با شمشیر دانسته اند ، كه این عمل از پیامبر خدا درمورد اسبان بی گنا ه ستمی نارواست ، بخصوص كه این اسبان ازسپاه پیامبر بوده برای جهاد بادشمن تربیت ونگهداری می شده اند . رد شمس برای امام علی علیه السلام حدیث رد شمس برای امام علی علیه السلام از طرق خاصه وعامه بتواتر نقل شده ، كه جزء حوادث سال هفتم وبدنبال جنگ خیبر اتفاق افتاده است ، وبجز چند عالم متعصب از عامه مانند ابن حزم وابن جوزی وابن تیمیه وابن كثیر كه به تعبیر علامه امینی اینان حاملان روح خبیث اموی هستند ، بقیه دراین باره تردیدی نداشته ، تاجائی كه دراین زمینه كتاب نوشته وآن را از اتفاقات مسلم واز كرامات حضرت رسول وعلی علیهما الصلوات والسلام بر شمرده اند ، كه به ذكر یك نمونه ازآن پرداخته ، خوانندگان عزیز را بمنظور اطلاعات بیشتر به كتاب شریف الغدیر ج3ص 126 به بعد ارجاع می دهیم . ( عن اسماء بنت عمیس ان رسول الله صلي الله علیه وآله صلی الظهر بالصهباء من ارض خیبر ثم ارسل علیا فی حاجة فجاء وقد صلی رسول الله العصر فوضع راسه فی حجر علی ولم یحركه حتی غابت الشمس ، فقال رسول الله صلی الله علیه وآله الهم ان عبدك علیا احتبس نفسه علی نبیه فرد علیه شرقها ، قالت اسماء فطلعت الشمس حتی رفعت علی الجبال فقام علی فتوضا وصلی العصر ثم غابت الشمس ) . ( الغدیرج 3 ص 140 ، احقاق الحق ج 5 ص 522 ، واز منابع عامه مشكل الاثار طحاوی ج 2ص8ط حیدر آباد دكن) ترجمه : ( ازاسماء بنت عمیس روایت شده كه رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز ظهر را درصهباء از اراضی خیبر خواند ، سپس علی را به دنبال كاری فرستاد ، وقتی علی برگشت كه حضرت نماز عصر را خوانده بودند ، حضرت سرش را در دامان علی گذاشت وسر خودرا تكان نداد تا این كه خورشید غروب كرد ، رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : خداوندا علی برای پیامرش خویشتن داری كرد خورشید را برایش بطرف مشرقش باز گردان ، اسماء می گوید : خورشید طلوع كرد تا از كوه ها بالا رفت ، علی ع برخاسته وضوء گرفت و نماز عصر را خواند سپس خورشید غروب كرد ) . كه درروایات دیگر آمده است پیامبر درحال تلقی وحی بوده ، وعلی علیه السلام هم با اشاره نمازش را خوانده است ،اما برای این كه حضرت علی نمازش را كامل بخواند از خدا خواست كه خورشید را برای او برگرداند . علامه امینی 43 مورد از روات ومولفین حدیث رد شمس برای امام علی علیه السلام را ذكرمیكنند. برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:26 ] [ labbaikgharibezahra ]
اشاره: می دانیم که همة بزرگان برای طی طریق و رسیدن به مقامات عالی معنوی دارای روش و شیوة خاصی در سلوک بوده اند و برای تربیت دیگران نیز این روش را مدّ نظر داشته اند. روش سلوکی و تربیتی فقیه وارسته و عارف واصل آیت الله العظمی بهجت(ره) ویژگی های متعددی دارد که در این مجال مختصر به ذکر عمده ترین آنها می پردازیم:
ویژگی اول: جامعیت در سلوکسه روش در مورد سیر و سلوک وجود دارد: روش «معرفة النفس»، روش «ریاضت» و روش «عشق و دلدادگی به خدا و اهل بیت عصمت و طهارت:». بعضی از بزرگان ما یک روش داشتند و این روش را تا آخر رفتند؛ ولی ایشان هر سه روش را با هم داشتند. آیت الله بهاءالدینی(ع) فرموده بود که الآن ثروتمندترین مرد جهان آیت الله بهجت است. مقصود چیست؟ اشاره کرده بودند به همین مسئله که بعضی از یک مسیر به کمال رسیدند، بعضی از دو مسیر؛ اما ایشان از سه مسیر رفتند؛ یعنی میان «معرفة النفس»، «ریاضت» و «عشق و دلدادگی» جمع کرده بودند. و به عبارت دیگر، آیت الله بهجت(ره) بین ذکر و فکر و عشق جمع کردند. ناگفته پیداست سخن دربارة این روش ها در مجال این مقاله نیست از این رو تنها به گام های ریاضت بسنده می کنیم و اینکه در مباحث مربوط به شیوه های تربیت از عشق و دلدادگی سخن خواهد رفت. گام های ریاضتتوضیح: در همة ادیان و ملل و نحله ها و رویکردهای معنوی ریاضت وجود داشته و دارد. حضرت امیر(ع )در نامة 45 می فرماید: «و اِنّما هِیَ نَفْسی اُروضُها بِالتَّقوی» این نفس من است که با پرهیزگاری و تقوا به او ریاضت می دهم. و کلمة ریاضت چند بار در همین نامه آمده است. ریاضت، شش رکن عمده دارد: 1. اولین رکن آن، دل کندن از جاذبه ها و دل بستگی های مادی است. که انسان از تعلقات دنیوی و جاذبه های مادی مانند مقام، شهرت، پول پرستی و دنیاداری بگذرد. البته بایستی زندگی انسان به طور آبرومند اداره شود؛ اما نباید بیش از اندازه و نیاز باشد و انسان را سرگرم کند و از خدا غافل شود. دنیا و وابستگی های آن آیت الله بهجت(ره) را آلوده نساخت و همواره سعی داشت افراد را از تعلقات دنیا پرهیز دهد. 2. دومین گام، انس با اذکار است. انسان باید اهل ذکر باشد. ذکر زبانی، ذکر عملی و ذکر قلبی. چه خوب است که انسان به جای حرف های لغو و بیهوده و پوچ، ذکر بگوید. از ایشان سؤال شد که بهترین ذکر را چه می دانید؟ ایشان فرمودند: صلوات بر محمد و آل محمد؛ به این دلیل که توحید و نبوت و امامت و معاد در این ذکر جمع است. «اللهم» نشانه اعتقاد به خدا و توحید است. «صل علی محمد»، نبوت است. «و آل محمد»، امامت است. از آن طرف می گویید: «صلّ»؛ یعنی رحمت بفرست؛ این به معنای اعتقاد به پاداش است یعنی اعتقاد به قیامت است. ایشان می فرمود: من کسی را می شناسم که چون دید اطراف ضریح حضرت ثامن الحجج (ع)خیلی شلوغ است و دوست داشت که بوسه ای به ضریح بزند، با چند صلوات راه برای او باز شد و خیلی راحت رفت، بوسید و برگشت. از این سخن فهمیده شد که خودشان را می گویند. 3. سومین رکن ریاضت این است که همه هدف ها، آرمان ها، خواسته ها و لذت ها در یک هدف و آرمان خلاصه بشود و آن بندگی خداست. این رکن ریاضت واقعاً مشکل است. بندة خدا شدن و دل دادن به خدا دشوار است. 4. چهارمین گام، مهار وسوسه ها و تخیلات درونی است. مخاطرات درونی و وسوسه هایی که به ذهن انسان می آید، او را مغلوب خودش می کند. حضرت امام راحل(ه) برای مهار کردن این تخیلات در کتاب چهل حدیث چند راه را بیان کرده است. 5. پنجمین رکن، از اجتماعات معنوی غافل نماندن است؛ مانند نماز جماعت. ایشان حتی در 96 سالگی، با وجود سن بالا در نماز جماعت حضور می یافت. برخی از همراهان بسیار نزدیک آقا می گفتند که ما بارها به ایشان می گفتیم امروز به نماز جماعت نروید؛ و گاهی با اینکه چند روز مریض بودند و ما برنامه ای برای رفتن به مسجد نداشتیم و می گفتیم امروز به جماعت نروید می گفتند امروز باید برویم. 6. ششمین رکن ریاضت، بهره گیری از فرصت های درست در ایّام الله است. ماه رجب، شعبان، رمضان و دیگر مناسبت ها از ایام الله به شمار می روند. بعضی از بزرگان این سه ماه را پشت سر هم روزه می گرفتند؛ ولی متأسفانه اینها فراموش شده. حضرت آیت الله بهجت در حالی روزه می گرفت که 96 سال داشت، کهولت سن و ضعف مزاج و ضعف بنیه مانع از این کار نمی شد. ویژگی دوم: عمیق و وثیق بودن تهذیب باطندومین ویژگی سلوکی آیت الله بهجت(ره) این بود که او معتقد بود که تهذیب نفس، باید از درونْ وثیق و عمیق باشد زیرا درمان واقعی این نیست که مثلاً در هفته، دعای کمیلی بخواند و حالت خوشی پیدا کند سپس به زندگی همراه با گناه خود ادامه دهد. لذا ایشان می گفتند اولین قدم ترک حرام و انجام واجب است. اگر انسان همة نمازها و نوافل و دعاها را بخواند، ولی گناه کند، اثر نمی کند. گناه مانند علف هرزه است. اگر در باغ وجودمان علف هرزه داشته باشیم، در آن گل رشد نمی کند. ویژگی سوم: سلوک تدریجیایشان معتقد بودند که سیر و سلوک تدریجی و مرحله ای است. نباید انسان بپندارد که با یک ریاضت و عبادت در مدت کوتاهی، می توان نتیجه گرفت. می گفتند راه طولانی است و باید استواری و صبوری کرد تا به نتیجه رسید. ایشان از صاحب مکتبشان آسید علی قاضی(ه) و او از ملاحسینقلی همدانی(ه)نقل می فرمودند که تا انسان گناه می کند، درهای ملکوت به روی او باز نمی شود. راه رسیدن به ملکوت، ترک گناه است. ویژگی چهارم: توجه به ظرفیت هامسئلة دیگری که در واقع از ارکان مکتب تربیتی ایشان است، توجه به ظرفیت ها و استعدادهاست. افراد متفاوت اند و ظرفیت وجودی بعضی با دیگری فرق می کند، که اگر در عبادات و دستورالعمل ها از تفاوت در ظرفیت ها و استعدادها غفلت شود، سالک آسیب می بیند. ایشان بین افراد تفاوت قائل بود و به بعضی از آنها مسائل را می گفتند و به بعضی دیگر نمی گفتند. ویژگی پنجم: عمل به دانسته هاایشان می فرمودند: آنچه را می دانید عمل کنید. راه کمال از اینجا آغاز می شود مثلاً می دانید که نماز اول وقت، باب عرفان است و برکاتی را به دنبال دارد. نماز را اول وقت بخوانید – می دانید گناه مانع کمال است؛ ترکش کنید. روش بزرگان عمل به دانسته ها بود. این همان روشی است که قرآن کریم به آن توجه داده است و در مورد عالمان بی عمل می فرماید: «کمثلِ الحِمارِ یَحْملُ اسفاراً». و در روایات با تعابیر متعدد آمده است: «مَنْ عَمِل بِما عَلِم عَلَّمَه اللهُ عِلْمَ مَا لَمْ یَعْلَمْ؛( بحار الانوار، ج75، ص189)هر کس به آنچه می داند عمل کند خدا آنچه را که نمی داند به او می آموزد». از این رو عمل به دانسته ها، بسیار بسیار مورد تأکید و توصیة آیت الله بهجت(ره) بود. ویژگی ششم: عشق به اهل بیت: و توسل به آنهاآیت الله بهجت(ره) می گفتند توسل راه کمال را باز می کند البته این اندیشه را از استادش گرفته بود. حضرت آیت الله سید علی قاضی(ه) فرموده بود که من هر چه دارم، از دو چیز است: یکی تلاوت قرآن، دیگری زیارت عاشورا و توسل. آیت الله بهجت(ره)، شیفته و عاشق اهل بیت: بود. به حضرت سید الشهداء(ع) عشق می ورزید. یک عمر برنامة هر روزه اش این بود که بعد از نماز صبح به حرم حضرت معصومه3 مشرف شود. در زمانی که در نجف هم بودند برنامه روزانه ایشان تشرف به حرم حضرت امیرمؤمنان(ع) بوده است و زمانی که به مشهد نیز مشرف می شدند، زیارت حرم هر روز انجام می گرفت. ایشان از سابق روزهای جمعه در منزلشان مجلس روضه داشتند که این برنامه بعدها در مسجد برگزار می شد، و هرگز ترک نشد. بارها دیده بودم که ایشان قبل از درس فقه و اصولشان مخصوصاً صبح ها، دل ها را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت ولی عصر(ع) توجه می دادند، و همیشه در صحبت هایشان به امام زمان(عج) توجه ویژه ای داشتند. برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 13:20 ] [ labbaikgharibezahra ]
بسم الله الرحمن الرحیم
برچسبها: [ سهشنبه 20 خرداد 1393 ] [ 12:44 ] [ labbaikgharibezahra ]
در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند ..... اي تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به اميد روزي که متن تمام اس ام اس ها يک جمله باشد و آن : مهدي آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت اي گل زهرا ..... به خدا حاجتي ندارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ولادت سه نور ولايت بر شما مبارک ماه ميلاد سه پرچم دار عشق دلبر و دلداده و دلدار عشق ماه ميلاد سه ماه عالمين سيد سجاد و عباس و حسين(ع)
معطر هر سه از عطر گل ياس سه نور تابناک آسماني حسين بن علي ، سجاد و عباس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دامن علقمه را عطر گل ياس يکي است قمر بني هاشميان در همه ناس يکي است سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب نام زيباي اباصالح و عباس يکي است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عطر نفس بقيه الله آمد با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين يک ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شعبان بهانه اي است براي دوستي با خدا ، لحظه هايت سرشار از اين دوستي باد.
خدايا ! تو آنچناني که من دوست دارم... پس مرا آنچنان کن که تو دوست داري اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه امين
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش مي شد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
3) آن که بي باده کند جان مرا مست کجاست ؟ آن که بيرون کنداز جان و دلم دست کجاست؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آن که سوگند خورم جز به سر او نخورم آن که سوگند من و توبه ام اشگست کجاست
کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در کودکي خوانده بوديم" آن مرد درباران آمد"؛ غافل ازاينکه تاآن مردنيايد، باران نمي بارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
6) هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به "ســيــنـــه" بي قرار است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات
عزيز ديدنت را بهانه بسيار داريم اما بها نه کلاس اول خوانديم " آن مرد در باران آمد " ... اکنون مي فهميم تا آن مرد نيايد باران نخواهد آمد ... اللهم عجل لوليک الفرج
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدايا ! آنچنان زمين گيرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ... اللهم عجل لوليک الفرج
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهدي جان ! روا بود که گريبان ز حجر تو پاره کنم ... دلم هواي تو کرده بگو چه چاره کنم ... اللهم عجل لوليک الفرج تا کسي رخ ننمايد ز کسي دل نبرد دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود اللهم عجل لوليک الفرج
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بي قرارم هر زمان از غم هجر تو من دلخسته ام همچو مرغي بال و پر بشکسته ام اللهم عجل لوليک الفرج
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ما معتقديم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تير خواهد زد سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخم هاي سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر مي گردد مهدي به ميان شيعه برمي گردد اللهم عجل لوليک الفرج
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر تو نيايي سيلي ظالمان هميشه بر گونه مظلومان مي خورد و صداي ظالم همه جا به گوش مي رسد ...
اللهم عجل لوليک الفرج کامل بتاب و رخ بنما ... اگر تو ياري کني جسمم آرام مي گيرد... پس فکري براي دل بي تابم کن ... اللهم عجل لوليک الفرج
اللهم عجل لوليک الفرج
برچسبها: [ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 20:37 ] [ labbaikgharibezahra ]
1- اعلان ظهور: اولین حادثهاى که بعد از ظهور امام زمان(ع) شکل مىگیرد، اعلام ظهور امام زمان(ع) است. ظهور حضرت به وسیله منادى آسمانى اعلام مىگردد، آن گاه حضرت در حالى که به کعبه تکیه داده است، با دعوت به حق، ظهور خود را اعلام می دارد.(۱) دعوت حضرت هم به منظور اعلام ظهور حضرت است و هم به منظور فراخوان عمومى جهت پذیرش حکومت جهانى صورت می گیرد. امام على(ع) فرمود: «هنگامى که منادى از آسمان ندا می دهد: حق از آنِ آل محمد است و اگر طالب هدایت و سعادت هستید، به دامان آل محمد چنگ زنید، حضرت مهدى(عج) ظهور میکند»
۲- رجعت و بازگشت: برخى از مؤمنان صالح و پیامبران الهى مانند حضرت عیسى(ع) که در رکاب حضرت مهدى(عج) خواهند بود و در قیام و مبارزه او با ستمگران شرکت دارند. ![]() ۳- مبارزات امام زمان(عج): یکى از حوادث مهم که بعد از ظهور امام زمان(ع) به وجود میاید، مبارزه امام با دشمنان و مخالفان ظهور است. برخى از افراد و گروهها حکومت عدالت گستر امام زمان(ع) را بر نمیتابند و با حضرت به جنگ میپردازند. مخالفان امام را افراد و گروههاى مختلف تشکیل میدهند و سیاست امام در برابر آنها متفاوت است. امام زمان(ع) نخست همگان را به دین و صلح فرا میخواند و با مدارا با آنها رفتار مینماید. ۴- پیروزى امام زمان(عج):
در این درگیریها سرانجام حضرت پیروز مىشود. در برخى روایات از پیروزى امام بر شرق و غرب، جنوب و قبله گزارش شده است. امام باقر(ع) فرمود: «حضرت قائم از ما است و فرمانروایى حضرت شرق و غرب را فرا میگیرد». از پیامبر اسلام(ص) گزارش شده است که حضرت مهدى(عج) لشکریانش را به سراسر زمین گسیل میدارد. ۵- تشکیل حکومت جهانى و برچیده شدن مرزهاى جغرافیایى:
۶- رشد آگاهى و دانش: یکى از حوادث بسیار مهم رشد دانش و صنعت در عصر امام زمان(ع) است. دوره ظهور دوران گسترش علم و دانایى است و مدینه فاضله اسلامى «مدینة العلم» است. با آمدن آن منجى همان گونه که ظلم جاى خود را به عدل و داد میدهد، دانایى و فرزانگى جایگزین جهل و نادانى میشود و جهان از نور عقل و دانش آکنده میگردد.
۷- رشد عقل و خرد ورزى: در این دوره بشر به حاکمیت عقلانیت نایل میگردد. در روایات آمده است که در عصر ظهور حضرت مهدى(عج) برکات خداوندى به بشر ارزانى داشته و دست رحمت ایزدى بر عقلهاى مردم کشیده میشود و مردم از نظر عقل و بصیرت در وضع بى مانندى قرار میگیرند.
۸- رفاه اقتصادى و معیشتى: به فرموده پیامبر اسلام(ص) در دوره حضور حضرت مهدى(عج) مردم به نعمت هایى نایل میگردند که در هیچ زمانى سابقه ندارد. براى همگان برکات الهى از آسمان نازل میشود و زمین چیزى از روییدنیهاى خود را پنهان نمیکند. سطح رفاه زندگى در این دوره به حدّى است که طبق روایات رسیده از امام صادق(ع) در این دوره فقیرى یافت نمیشود تا مردم زکات اموالشان را به او بدهند. ![]() ۹- برقرارى امنیت اجتماعى: در این دوره امنیت اجتماعى به نحو کامل برقرار میگردد. به گونهاى که اگر زنى به تنهایى بخواهد از عراق به شام مسافرت نماید، در مورد امنیتش هیچ ترس و دلهرهاى ندارد. ۱۰- رشد تربیتى و شکوفایى فرهنگى و اخلاقى:
در این دوره افراد به رشد تربیتى و اخلاقى و جامعه به بالاترین درجه تعالى و شکوفایى نایل مىگردند. امام على(ع) فرمود: «چون قائم ما قیام کند، کینهها از دلها زدوده میشود». امام باقر(ع) فرمود: «هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند قواى فکرى مردم را تعالى میبخشد و اخلاق آنان را به کمال میرساند». در روایتى دیگر از آن حضرت نقل شده است که «در دوره ظهور، دوستى و یگانگى بین مؤمنان در نهایت خود قرار مىگیرد، به گونهاى که هر کس نیازمند باشد، بدون هیچ ممانعتى از جیب دیگرى پول بر میدارد (و دیگرى هم از این کار راضى است». در روایتى ذکر شده که بعد از حضرت مهدى(عج) فردى از اهل بیت سیصد و نه سال حکومت خواهد کرد. و بعد قیامت برپا خواهد شد، یا یکایک امامان(ع) رجعت و حکومت مىکنند و سپس قیامت بر پا خواهد شد و… دوره ظهور، دورهاى است که بشریت مىتواند نفس راحتى بکشد. مىتواند راه خدا را طى کند. مىتواند از همه استعدادهاى موجود در عالم طبیعت و در وجود انسان به شکل بهینه استفاده کند». روایات تعیین کننده دوران حکومت امام زمان(ع) با دستهاى دیگر از روایات که با روح تعالیم قرآنى بیشتر توافق دارد، در تزاحم و تعارض است. مفضل بن عمر مىگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: مدت خلافت حضرت قائم(ع) چه مقدار است. حضرت در جوابم آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸ سوره هود را تا «عطاء غیر مجذوذ» تلاوت فرمود، سپس در توضیح آیه فرمود: منظور از «عطاء غیر مجذوذ» این است که آن نعمت و عطا از ایشان بریده نمىشود بلکه نعمتى است دایمى و مُلْکى است که نهایت ندارد و حکمى است که منقطع نمىگردد و امرى است که باطل نمىشود، مگر به اراده و مشیّت حق تعالى و از آن اراده و مشیّت کسى جز ذات او، آگاه نیست.
برچسبها: [ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 19:43 ] [ labbaikgharibezahra ]
هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت میگیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران میرساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(عج) جاری میگردد؛ اما چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولیعصر(عج) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبسته دیگران میگشایند. ارتباط با مقام شامخ ولایت و اتصال روح و قلب انسان با امام عصر(عج) خویش، نه تنها حیات معقول را تأمین میکند بلکه نقایص بشر را نیز تتمیم میسازد، چرا که او کعبه حقیقی و حقیقت کعبه است: کعبه زمینی، محاذی بیت معمور است و آن بیت برابر عرش خداست. فرشتهای خاص مأمور بنای بیت معمور شد تا فرشتگانی که مقام انسانیت را به خلافت نشناختند و تسبیح و تقدیس خویش را برای نیل به مقام خلافت الهی کافی دانستند و سپس با تنبیه خداوند به معرفت اوج مقام والای انسان کامل بار یافتند، بر گرد آن طواف کنند و با این عبادت، نقص کار خود را ترمیم کنند. ساختمان کعبه نیز برای طواف بر گرد آن جهت ترمیم و جبران همه قصورها و تقصیرها به ویژه غفلت از مقام انسانیت، و سهو و نسیان یا عصیان در پیشگاه خلیفة اللّهی انسان است۳، از اینرو بهترین تنبّه برای طائفان غافل و حاجیان ذاهل و معتمران متساهل، تدارک جهل و جبران غفلت درباره خودشناسی و معرفت مقام شامخ انسان کامل و خلیفه عصر حضرت بقیة الله(عج) است، تا چون فرشتگان، طواف مقبول و سعی مشکور داشته باشند. * چگونگی ارتباط با امام زمان(عج) انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت از آن حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره(ع) از بهترین راههایی است که میتواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین کند و بهترین حالت در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواستهای نداشته باشد، چرا که از قدر عملش میکاهد: چون خواسته ما به قدر ادراک ماست و ادراک ما بیشتر به حجاب تمنیات ما محجوب است، مطلوب متوقّع ما نیز محدود خواهد بود، پس بهتر است که برابر این ادب، به پیشگاه آن حضرت چیز خاصی را پیشنهاد ندهیم، زیرا او از آن دسته است که سجیّتهم الکرم۴، بنابراین شایسته آن است که در انتظار عطای او باشیم، چرا که آنچه آن حضرت به اقتضای سجیّه کریم خویش عطا میکند ماندنی است. البته این سخن بدین معنی نیست که انسان اگر مشکل خاصی دارد، با امام خویش در میان نگذارد و از او نطلبد بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان درخور خویش عطا کنند؛ نه در اندازه مطلوب محدود ما. آنان چون درخور خویش عطا کنند، هم قابلیت و ظرفیت میبخشند و هم مقبول و مظروف؛ و گاه گرچه به شخص عطا میکنند، ظهور و فضل عطایشان جامعهای را بهرهمند میسازد؛ مانند آنچه حضرت رضا(ع) به شاگرد خویش جناب زکریّا بن آدم در برابر استجازه او برای خروج از قم فرمود: شما در قم بمانید. خدای سبحان به برکت شما عذاب را از مردم قم برمیدارد، آنگونه که به برکت مزار پدرم عذاب را از ساکنان آن منطقه برداشته است.۵ این نمونهای از آن عطایاست که به شخصی چنان لطفی میکنند که چون پیکرش در زمینی مدفون شود، آن برکت در تمام آن شهر جریان یابد. پینوشتها برچسبها: [ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 19:41 ] [ labbaikgharibezahra ]
|
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393 | ||
| [ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||