script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js">
|
السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع ) حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
| ||
|
یک دشمن اهل بیت چه شکل و شمایلی دارد؟ یک وهابی تکفیری چگونه فکر می کند؟
به عقیده بن باز، اعتقاد به چرخش زمین باطل است و کسی که به این فرضیه باورداشته باشد، کافر است !!!
دستور به تخریب حرم نبوی بن باز در جواب این سوال،فتوا داده که:اما در مورد گنبدی که بر روی قبر پیامبر است باید گفت این گنبد در قرون متاخر و توسط حاکمان نادان ساخته شده است و اگر از بین برود اشکالی ندارد بلکه حق آن است که این گنبد نابود شود. دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشان بن باز، ظاهرا به دیدن آقاى حکیم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ایشان جدال کند و افکار وهابیگرى خود را مطرح نماید. در این جلسه ، بن باز، از آیه الله حکیم پرسید: شما شیعیان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى کنید؟ آیه الله حکیم در جواب گفتند: این دیدار جاى چنین صحبت هایى نیست ، بگذارید به احوالپرسى برگزار شود. بن باز، سماجت کرده و خواستار دریافت جواب شد. آیه الله حکیم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تکیه کنیم و همان را معیار عمل به آن قرار دهیم ، باید معتقد شویم که شما به جهنم خواهید رفت ! بن باز، با تعجب پرسید چرا؟ آیه الله حکیم گفتند: چون قرآن مى فرماید: و من کان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبیلا(؛سوره اسراء، آیه 72 ((کسى که در این جهان (از دیدن چهره حق ) نابینا باشد، در جهان آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود)). و شما که از دو چشم نابینا هستید، طبق ظاهر این آیه باید در آخرت هم نابینا باشید و در زمره گمراهان که اهل جهنمند، قرار بگیرید. بنابراین ظاهر بسیارى از آیات قرآن مقصود نیست ! بن باز گفته بود اگر قرار است [حضرت] علی [(ع)] چشمهایم را شفا دهد اصلا نمی خواهم این چشم ها بینا شود . این قدر بغض اهل بیت در دل این مفتیان وهابیت هست و ببینید خدا به چه روز آنها را انداخته . همین بن باز گفته بود 40سال در مدینه مسجدالنبی نمازخواندم ولی هنوز به پیامبر سلام نداده ام... هیأت عالی افتای سعودی پیرامون سؤالی دربارهی ارتباط و رفت و آمد و ازدواج با شیعیانی که هنگام بلندشدن از زمین «یاعلی، یاحسین» میگویند، چنین فتوا صادر کردند که اگر واقعیت چنین است که آنها علی و حسن و حسین علیهم السلام و مانند آنها را میخوانند، در این صورت آنها مشرکند و دچار شرک اکبر شدهاند که از دین اسلام خارجند پس ازدواج زنان مسلمان ما با آنها و ازدواج زنان آنها با ما حلال نیست و خوردن گوشتی که آنها ذبح کردهاند نیز بر ما حلال نیست. آتش افروز اختلافات شیعه و سنی همچنین اختلاف عقیده میان شیعه و اهل سنت را چنین ترسیم کرده: تقریب میان شیعه و اهل سنت ممکن نیست؛ زیرا عقائد این دو باهمدیگر سازگاری ندارد و همبستگی میان آنان امکان پذیر نیست همانگونه که نمی شود اهل سنت با یهود، نصاری و بت پرستان در یک جا گرد هم جمع شوند، همچنین به خاطر اختلاف اعتقادی که میان شیعه و اهل سنت هست، تقریب میان آنان امکان پذیر نیست.(مجموع فتاوی ومقالات لابن باز ج 5 ص 156) وی در کتابی که با حمایت حاکمان مکه و مدینه در همین سالهای اخیر به نام «مسألة التقریب» منتشر شد، اولین پیش شرط وحدت و تقریب با شیعه را إثبات مسلمان بودن شیعه دانسته است!!!)کتاب «مسألة التقریب بین أهل السنّة والشیعة» رساله فوق لیسانس دکتر قفاری است که اخیراً در کشور سعودی، بارها چاپ شده است. جهت آگاهی بیشتر به ج 2 ص 253، از چاپ پنجم این کتاب مراجعه شود) عبد العزیز قارئ از علمای بزرگ مدینه منوره رسماً اعلام کرد که ما امروز در برابر دشمن مشترکی هستیم که دارای سه زاویه می باشد: امریکا، یهود و روافض (شیعه) و حوادث عراق و لبنان ثابت کرد که هدف اصلی این دشمنان اهل سنت و جماعت هستند و ما باید در برابر این دشمنان متحد باشیم. تا آن جا که می گوید: کسانی که بر این باور هستند که اهل سنت دارای یک مذهب هستند باید تلاش کنند اعتقاد به مذاهب اربعه را از محدوده اهل سنت و جماعت خارج کنند؛ و گرنه این مذاهب چهارگانه فقهی وسیله انحراف جامعه خواهد بود.جریدة الرسالة - الجمعة 7 رجب 1426 ه' الموافق 12 أغسطس 2005 م) . برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 14:59 ] [ labbaikgharibezahra ]
دلایل قرآنی فضیلت حضرت علی (ع) بر برخی پیامبران روزی حرّه برحجاج وارد شد، حجاج از او پرسید: تو حرّه دختر حلیمه هستی؟ حرّه گفت: فِراست از غیر مومن!(چشم بسته غیب گفتی!) حجاج گفت: می گویند تو علی را از ابوبکر، عمر و عثمان برتر می دانی؟! حُرّه گفت: دروغ گفته اند آنان که گفته اند من علی علیه السلام را تنها از اینها برتر می دانم. برتری امیرالمومنین(ع) حجّاج گفت: دیگر از چه کسانی او را بهتر می دانی؟ حُرّه گفت: از آدم، نوح، لوط، ابراهیم، داوود، سلیمان، موسی، عیسی بن مریم ـ علی نبیّنا و آله و علیهم السلام ـ حجاج گفت: وای بر تو! او را از صحابه و هفت پیامبر بزرگ برتر می دانی؟! اگر دلیل اقامه نکنی، سرت را از تنت جدا می کنم. دلیل برتری امیرالمومنین(ع) بر حضرت نوح(ع) و حضرت لوط(ع) حجاج گفت: آفرین! به چه دلیل او را بر نوح و لوط ترجیح می دهی؟ حرّه گفت: خدا درباره آن دو پیغمبر ـ علی نبیّنا و آله و علیهما السلام ـ فرموده : « خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است. آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو ( پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند.»(تحریم 10) اما همسر علی علیه السلام، فاطمه سلام الله علیها است که خدا با خشنودی او خشنود می گردد و از خشم او به خشم می آید. دلیل برتری امیرالمومنین(ع) بر حضرت ابراهیم (ع) حجاج گفت آفرین! به چه دلیل او را از ابراهیم برتر می بینی؟ حره گفت: خدا دراره ابراهیم ـ سلام الله علیه ـ فرموده:« و(به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: خدایا به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی. فرمود: مگر ایمان نیاورده ای؟ عرض کرد: چرا، ولی می خواهم قلبم آرامش یابد»(بقره 260) اما مولایم علی سلام الله علیه فرمود:«لَو کُشِفَ الغِطاءُ مَا ازدَدتُ یَقیناً»(غُرَرُ الحِکَم و دُرَرُالکَلِم 2/603 فصل 75) یعنی: « اگر پرده ها کنار رود، بر یقین من افزوده نخواهد شد.» واین سخن را نه کسی قبل از او(علی علیه السلام) گفت و نه بعد از او. دلیل برتری امیرالمومنین (ع) بر حضرت داوود(ع) حجاج گفت: آفرین! چرا او را بر داوود علیه السلام ترجیح می دهی؟ حرّه گفت: خداوند او (علی سلام الله علیه) را برتر دانسته است زیرا خطاب به داوود فرموده:« ای داوود ما تو را خلیفه (ونماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد.»(ص 26) و این در حالی است که امیرالمومنین علیه السلام فرموده:« ازمن بپرسید از مطالب فوق عرش ازمن سوال کنید، درباره زیر عرش از من سوال کنید قبل از آنکه مرا از دست بدهید.(غُررُالحِکَم و دُرَرُالکَلِم ج 2 ص 603 فصل 75) همچنین در روز فتح خیبر، علی سلام الله علیه به حضور پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آمد رسول خدا به حاضران فرمود: برترین شما داناترین شما بهترین قضاوت کننده علی علیه السلام است.(کافی ج 7 424) دلیل برتری امیرالمومنین (ع) بر حضرت سلیمان(ع) حجاج گفت: آفرین! چرا او را از سلیمان علیه السلام برتر می دانی؟ حرّه گفت: سلیمان ـ علی نبیّنا و آله و علیه السلام ـ از خدا درخواست کرد:« (سلیمان) گفت: (پروردگارا) و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد »(ص 35) امام علی علیه السلام فرمود:« ای دنیا من تو را سه طلاقه کردم و نیازی به تو ندارم» (نهج البلاغه کلمات قصار 77) حجاج مثل دفعات قبل باز هم آفرین گفت و افزود: چرا او را بر موسی علیه السلام مقدم می داری؟ حرّه گفت: خداوند درباره موسی علیه السلام فرموده:« موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای(قصص 21) اما علی بن ابیطالب سلام الله علیهما در لیلةالمبیت بر بستر پیامبر صل الله علیه و آله وسلم خوابید و هراس در او راه نیافت و خدا در حق او این آیه را نازل کرد:«بعضی از مردم (با ایمان و فداکار همچون علی علیه السلام در لیلةالمبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبراکرم صل الله علیه و آله وسلم) جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند.»(بقره 207) دلیل برتری امیرالمومنین (ع) بر حضرت عیسی (ع) حجّاج حرّه را تحسین کرد و گفت: چرا او را از عیسی علیه السلام برتر می دانی؟ حرّه گفت: خدا درباره عیسی ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ گفته است:« و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم(مریم) را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟! او(عیسی) می گوید: منزهی تو! من حق ندارم آنچه در روح و جان من است؛ آگاهی و من از آنچه در ذات(پاک) توست، آگاه نیستم. به یقین تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبری. من جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم(به آنان گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم. ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی تو خود مراقب آنها بودی، و تو بر هر چیزگواهی. (با این حال) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند(و قادر به فرار از مجازات تو نیستند) و اگر آنان را ببخشی توانا و حکیمی( نه کیفر تو نشانه بی حکیمی است و نه بخشش تو نشانه ضعف).»(مائده 116ــ 118) عیسی علیه السلام قضاوت درباره کسانی که او را خدا دانستند، به قیامت واگذاشت اما علی علیه السلام کسانی را که درباره او غلوّ کردند(علی اللهی شدند) محاکمه کرد و به قتل رسانید. ای حجاج اینها فضایل علی علیه السلام است و دیگران را با او قیاسی نیست. حجاج، حره را تحسین کرد و گفت: خوب پاسخ گفتی و گرنه تو را مجازات می کردم. برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 14:47 ] [ labbaikgharibezahra ]
ایسنا: زندهياد «علي اشرف والي» كه ـ 13 دي ماه 1389 ـ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س)، آرام گرفت، تابلو معروفي از تمثال حضرت علي (ع) دارد. محسن شريفيان ـ از شاگردان اين هنرمند نيز بارزترين اثر استاد والي را نقاشي تصوير حضرت علي(ع) ميداند كه در اين تصوير حضرت علي(ع) قرآن را به دست گرفته و شمشير را زمين گذاشته است. برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 14:37 ] [ labbaikgharibezahra ]
مُعْتَرِفٌ بِكُمْ; برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 00:53 ] [ labbaikgharibezahra ]
رجعت در قرآن شايد روشن ترين آيه از قرآن مجيد اين آيه است كه مى فرمايد: برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 00:43 ] [ labbaikgharibezahra ]
اطلاعات دقیق وجامع در خصوص رجعت وحکومت دیگر ائمه بعد ظهور ... برای ارائه ی یک پاسخ جامع وکامل در آغاز لازم است تعریفی روشن از (رجعت) آورده، بعد زمان و جایگاه اعتقادی آن را از منظر عقل ونقل بیان نموده و در پایان، اشاره ی کوتاه به رجعت کنندگان و فلسفه و حکمت رجعت نماییم : رجعت در لغت به معنای یک بار بازگشتن است(1) و در اصطلاح علم کلام در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه: خداوند گروهی از اموات را در هنگام ظهور حضرت مهدی آل محمد (عج) به همان صورتی که در عالم ماده داشتند به دنیا بر میگرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل میکند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران میگیرد.(2) بازگشت به دنیا عمومی نیست بلکه اختصاص دارد به کسانی که به مرتبه ایمان کامل و یا شرک محض رسیدند.(3) ولی بازگشت گروه مؤمنان اختیاری است چنانچه امام صادق _ علیه السلام _ میفرماید: هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) (فرشتگان الهی) بر قبر اهل ایمان وارد میشوند و به او میگویند: ای اهل ایمان همانا صاحب و مولایت ظهور کرده است، اگر خواستی با اختیار و اراده خود به او میپیوندی و یا در جوار کرامت و رحمت پروردگارت باقی بمانی.(4) منابع: 1. ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، 1405 ق، ج 8، ص 114. برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 00:23 ] [ labbaikgharibezahra ]
چرا اعتقاد به رجعت به شيعه اختصاص يافته است؟ چرا به مرور زمان اعتقاد به رجعت يكى از مشخصات شيعيان اهل بيت عليهم السلام و يكى از شعائر اين مذهب قرار گرفت؟ اين جريان به رجعت اختصاص ندارد، بلكه در بعضى از مسائل اعتقادى ديگر، و نيز احكام شرعى و فروع عملى، و حتى در آداب و سنن دينى همين طور است، كه ادلّه از كتاب و سنّت يا سنّت تنها بر آن امر وجود دارد و در كتب فريقين آمده، ولى جمهور اهل سنّت از اعتقاد و يا عمل به آن سر باز زده، و به مرور به شيعيان اختصاص پيدا كرده و از علائم مشخصه آنان شده است. برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 00:07 ] [ labbaikgharibezahra ]
رجعت در روايات روايات بسيارى درباره رجعت وارد شده و در اين زمينه كتاب هاى زيادى از زمان ائمه عليهم السلام به جهت جمع آورى آن روايات نوشته شده است. يكى از اين كتاب ها، كتاب فضل بن شاذان است. او از اصحاب حضرت امام رضا عليه السلام بود، اين كتاب هم اكنون در دسترس ماست. برچسبها: [ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 23:58 ] [ labbaikgharibezahra ]
رجعت در دعاها و زيارات در دعاها و زيارات پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام هم چون زيارت جامعه نيز رجعت به صراحت آمده و به آن اقرار شده است. در زيارت سيدالشهدا سلام الله عليه مى خوانيم:
در زيارت حضرت ولى عصر عليه السلام مى خوانيم:
ويتمكن في أيامه;2
كه دوباره به اين عالم، در زمان حكومت آن حضرت، برمى گردد و مرا جزء ياران آن حضرت قرار بده.
نمى گويم مگر اين كه اراده خداوند متعال را مى خواهم، خواست خدا، خواست من است و من تسليم اراده خداوند متعال هستم. برچسبها: [ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 23:52 ] [ labbaikgharibezahra ]
رجعت در امّت هاى پيشين از دليل هاى ديگر، رجعت و احياى مردگان در اُمت هاى پيشين است كه قرآن مجيد آن را اخبار كرده و قطعاً واقع شده است. گفتنى است كه اگر براى هر قضيه اى كه مورد انكار يا استبعاد قرار بگيرد نظيرى ذكر بشود، منكر صد در صد با شنيدن نظير اول چند درجه انكارش پايين مى آيد و هم چنين با شنيدن نظير دوم، سوم، چهارم و پنجم سپس براى او يك امر طبيعى مى شود; چرا كه ذكر نظائر براى رفع استبعاد و دفع انكار بسيار مفيد است. بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عام فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَشَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْمًا فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْء قَديرٌ);2 يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در صورتى كه ديوارهاى آن، به روى سقف هايش فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوان هاى اهل آن، در هر سو پراكنده بود; او با خود) گفت: «چگونه خدا اين ها را پس از مرگ، زنده مى كند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يكصد سال ميراند; آن گاه زنده كرد و به او گفت: «چه قدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز; يا بخشى از يك روز.» فرمود: «بلكه يكصد سال درنگ كردى! نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود هيچ گونه تغيير نيافته است! ولى به الاغ خود نگاه كن! براى اين كه تو را نشانه اى براى مردم قرار دهيم. اينك به استخوان ها آن نگاه كن كه چگونه آن ها را برداشته، به هم پيوند مى دهيم، و گوشت بر آن مى پوشانيم» هنگامى كه اين امور بر او آشكار شد، گفت: «مى دانم خدا بر هر كارى توانا است». برچسبها: [ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 23:39 ] [ labbaikgharibezahra ]
|
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393 | |
| [ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||