script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js"> السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )

السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )
حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
لينک دوستان

اعمال مخصوص ماه مبارك رمضان
1. بعد از هر فريضه‌ قرائت دعاي اللهم ارزقني حج بيتك الحرام في عامي... مستحب است.

2. بعد از هر فريضه، مستحب است خواندن دعاي ياعليُ ياعظيمُ ياغفورُ يارحيمُ انت الرَّبُّ العظيم.
3. بنا بر فرمايش حضرت ختمي مرتبت، هركس دعاي اللهم ادخل علي اهل القبور... را بعد از هر نماز واجب بخواند حق‌تعالي گناهان او را مي‌آمرزد.
4. بهترين اعمال شب‌ها و روزهاي ماه مبارك رمضان قرائت قرآن است.
5. در ماه مبارك رمضان هر سه روز يك ختم قرآن سنّت مي‌باشد.
6. در اين ماه دعا، صلوات، استغفار و لااله‌الا‌الله بسيار بايد گفت.
7. دعاهاي ماه مبارك رمضان و بخصوص هر شب دعاي پرفيض افتتاح قرآئت شود.
8. در هر شب ماه رمضان خواندن دو ركعت نماز با آدابي كه در كتاب مفاتيح الجنان آمده است، مستحب است.
(مفاتيح الجنان/ 356 الي 358)
________________________________________
آداب افطار
1. در وقت افطار سوره‌‌ي قدر و دعاي «اللّهم لك صُمْتُ و علي رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ و عليك تَوَكَّلْتُ» قرائت شود.

2. مستحب است كه افطار بعد از نماز شام ميل شود مگر آنكه ضعف بر روزه‌دار غلبه كرده و يا جمعي منتظر او باشند.
3. افطار با طعام پاكيزه‌ي از حرام و شبهات انجام گيرد.
4. افطار با خرماي حلال آغاز گردد كه در اين صورت ثواب نماز او چهارصد برابر مي‌شود.
5. افطار به آب رطب، شير، حلوا، نبات و آب گرم خوب مي‌باشد.
6. در لقمه‌ي اول قرائتِ«بسم الله الرحمن الرحيم ياواسع المغفرة اغفر لي» باعث آمرزش گناهان بنده مي‌گردد.
((مفاتيح الجنان /360 الي 361))
________________________________________
اعمال سحرگاهي در ماه مبارك رمضان
1. سحور خوردن و ترك نكردن آن اگر چه به يك دانه خرما يا يك شربت آب باشد.

2. بهترين سحورها قاوت و خرما است.
3. خواندن سوره‌ي انا انزلنا در وقت خوردن سحري مستحب است. در روايت است كه هر كس در وقت افطار كردن و سحري خوردن اين سوره را بخواند در مابين اين دو وقت ثواب كسي را دارد كه در راه خدا به خون خود غلطيده است.
4. استغفار در سحرگاهان باعث صلوات حق‌تعالي و ملائكه بر استغفاركننده مي‌شود.
5. قرائت دعاي «اللهم اني اسئلك من بهائك بِاَبْهاهُ و كل بهائك بَهِيٌّ... »در سحر‌هاي ماه مبارك رمضان
6. خواندن دعاي پر فيض ابوحمزه ثماني در سحر‌هاي ماه مبارك رمضان
((مفاتيح الجنان / 373 الي 376))


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 17:18 ] [ labbaikgharibezahra ]


 

الحديث:

قال على بن ابيطالب(ع):

»عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

توضيح:

از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏ حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مى‏ كند.

- روزهاى ماه رمضان

الحديث:قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات. (2)

ترجمه:

اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.

- اعتكاف در ماه رمضان

الحديث:قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. (3)

ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضيح:

در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ما رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين می‏كرد.

- تلاوت قرآن در ماه رمضان

بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

الحديث:قال ابو جعفر (عليه السلام):

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4)

ترجمه:

براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.

بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.

الحديث:قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور. (5)

ترجمه:

اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

- افطارى و صدقه دادن در ماه رمضان

الحديث:قال الباقر (عليه السلام)

يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام):

فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)

ترجمه:

اى سدير! آيا مى‏دانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت:

بلى فدايت گردم اين شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل می‏گردى.

توضيح:

خداوند انسان روزه‏ دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.

الحديث:عن ابى عبد الله عليه السلام:

من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء. (7)

ترجمه:

هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می ‏كند.

پی ‏نوشت‏ها:

1- امالى شيخ صدوق، ص 61

2- امالى شيخ صدوق، ص 93

3- وسائل الشيعه، ج 7، ص 397

4- وسائل الشيعه، ج 7، ص 218

5- امالى شيخ صدوق، ص 93

6- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 134

7- بحار الانوار، ج 93، ص 316

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 92

جمعى از نويسندگان

منبع:hawzah.net


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 17:16 ] [ labbaikgharibezahra ]

ماه مبارک رمضان را ماه تمرین ترک است از ترک خوردن و آشامیدن بگیر تا ترک بسیاری از عادات و اعمال زشت دیگرمان. در این ماه باید برنامه ریزی داشت برای ترک گناه.
1. رسول خدا (ص) که خطبه شعبانیه را می‌خواند، وقتی تمام وظایف مومنان را در این ماه نام برد، امیرالمومنین در پایان پرسید: کدام عمل در این ماه بهترین است؟ فرمود: «الورع عن محارم الله: دوری از حرام‌های خدا».
2. برای اینکه بتوانیم بهترین عمل این ماه یعنی ترک گناه را انجام دهیم لازم است ابتدا گناهان خودمان را بشناسیم تا بتوانیم آن‌ها را ترک کنیم. البته از شناختن گناه تا ترک آن راه بسیار وجود دارد و نباید تصور کرد که می‌توان این راه را یک‌باره پیمود، بلکه برای ترک گناهانی که عمری است با آن‌ها مانوس بوده‌ایم به تمرین و تدریج نیاز داریم. آن عارف بزرگ را در سن شصت سالگی دیدند گریه می‌کند، وقتی از علتش جویا شدند گفت: امروز فهمیدم خیلی هوی ندارم. پس ما که هنوز غرق در گناهیم نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم یک روزه از هوی و هوس خالی شویم و تمام گناهان را یک باره ترک کنیم. این نگاه که یک باره می‌توان گناهان را ترک کرد این بدی را دارد که بعد از چند بار که در ترک گناهان ناموفق بودیم، احساس کنیم که اصلا نمی‌توانیم گناه را ترک کنیم و ناامیدی از ترک گناه‌‌ همان و عادی شدن گناه ه‌مان.
3. در این ماه که ماه تمرین ترک است، از ترک خوردن و آشامیدن بگیر تا ترک انواع و اقسام عادت‌های زشت و ناپسند دیگرمان، می‌توان تمرین ترک گناه را آغاز کرد. در این نوشته‌ها سعی می‌کنیم هر بار یک گناه را به صورت مختصر بررسی کنیم. برای مطالعه بیشتر کتاب‌های گناهان کبیره آیت الله دستغیب و گناه‌شناسی حجت الاسلام قرائتی توصیه می‌شود.
4. قبلا هم توضیح داده شد که برای ترک گناه لازم است اول ریشه‌های گناه را در وجودمان کشف کنیم. چون ذنب به معنای دُم است. یعنی هر گناهی که انجام می‌دهیم ریشه در کلی صفات نفسانی ما دارد که باید اول آن ریشه‌ها را از بین برد وگرنه زدن شاخه‌ها نه تنها دردی را دوا نمی‌کند که‌ای بسا باعث هرس درخت گناهان و شاخ و برگ گرفتن بیشتر آن شود. به همین دلیل است که در بعضی روایات تعبیر به قلع یعنی ریشه کن کردن گناهان شده است نه ترک آن. مثلا دروغ می‌تواند ریشه در منفعت طلبی ما داشته باشد یا ریشه در ترس ما یا ریشه در اعتقادات سست ما یا ریشه‌های دیگر. اول باید این ریشه‌ها را درمان کرد تا دروغ هم درمان شود وگرنه گناه ترک نمی‌شود.
5. گناه کبیره چیست؟ شاید کوتاه‌ترین و بهترین تعریفی که بتوان برای گناه کبیره گفت این است که گناهی است که به واسطه آن انسان استحقاق عذاب الهی را پیدا می‌کند. اما اینکه این گناهان چند تاست و چه چیزهایی را شامل می شود در روایات مختلف است و اصلا شاید اهل بیت عمدا دقیق مشخص نکرده‌اند تا ما نسبت به گناهان دیگر متجری نشویم. حتی در روایات آمده است کوچک شمردن یک گناه بزرگ‌ترین گناه است و آمده است نباید بزرگی گناه را در نظر آورد بلکه باید بزرگی کسی را در نظر آورد که نافرمانی‌اش را می‌کنی. با این وصف تمام گناهان کبیره‌اند و هر کس بگوید فلان گناه جزء گناهان صغیره است خود این گزاره او بزرگ‌ترین گناه کبیره است.
اما از آنجا که بعضی روایات گناهان کبیره را برشمرده‌اند و به کبیره بودن آن تصریح کرده‌اند می‌توان به بررسی گناهان کبیره‌ای پرداخت که به کبیره بودن آن‌ها تصریح شده است و اتفاقا ما نوعا آن‌ها را کم انجام نمی‌دهیم.
6. شهید دستغیب گناهان کبیره را در روایات به چهار دسته تقسیم می‌کند: 1. گناهانی که در قرآن و حدیث به کبیره بودن آن تصریح شده است که بیش از چهل گناه است. 2. هر گناهی که در قرآن و حدیث برای آن وعده آتش داده شده است. 3. هر گناهی که بزرگ‌تر شمرده شده باشد از گناهی که به کبیره بودنش تصریح شده است. 4. هر گناهی که نزد متشرعین بزرگ شمرده شود به طوری که از این اجماع متشرعین دانسته شود که بزرگ شمردن گناه به زمان معصوم می‌رسد. مثل پرتاب کردن قرآن یا نجس نمودن مسجد.
7. در میان ما یک سری از گناهان بیشتر شیوع دارد که می‌توان به آن‌ها مفصل‌تر پرداخت. حتی بعضی از گناهان شکل‌های جدیدتری نیز پیدا کرده است و برای آن هزار نوع کلاه شرعی درست شده است که می‌توان این شکل‌های جدید را هم بررسی کرد. با نگاهی به فهرست کتاب گناهان کبیره آیت الله دستغیب می‌توان گفت گناهان شایع در جامعه ما این هاست: 1. دروغ. 2. غیبت. 3. نمی‌مه یا سخن چینی. 4. به‌تان (قذف هم می‌توان در همین جا بررسی کرد) 5. عقوق والدین. 6. قطع رحم. 7. اشتغال به ملاهی. 8. غنا. 7. کم فروشی. 8. حرام خواری. 10. ترک نماز عمدا. 11. اسراف. 12. تکبر. 13. دزدی. 14. ریختن آبروی مومن و دشمنی با مومن. 15. گناهان جنسی... 16. شرابخواری 17. استخفاف حج 18. خیانت به امانت 19. حسد 20. احتکار 21. کفران نعمت. 22. هتک حرمت مقدسات. 23. مکر و نیرنگ 24. قمار. 25. پیمان شکنی 26. حبس الحقوق 27. ترک یکی از واجبات 28. اصرار بر گناه 29. یاس و قنوط من رحمه الله 30. امن مِن مکر الله. 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 17:15 ] [ labbaikgharibezahra ]

1- قال الله عزّوجلّ:
به‌راستی در‌می‌گذرم از مردمان مسلمانی که ولایت امام عادلی را که از جانب خداوند است پذیرفته‌اند.(کافی1/376)

2- قال الله عزّوجلّ:
تندی نکن با کسی که تو را بر او مسلط کردند تا با تو تندی نکنم.(کافی2/303)

3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نیز هنگام شادمانی به یاد من باش تا در غفلت‌ها به یادت باشم.(امالی صدوق/254)

4- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! آن‌چه بین من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)

5- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! هرکدام از فرزندان تو قصد انجام کار نیکی کند، اگر انجام ندهد یک کار نیک و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(کافی2/440)

6- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! آرزوهای بسیاری برای دنیا نداشته باش، زیرا دلت را سخت می‌کند و کسی که دلش سخت باشد از من دور می‌شود.(کافی8/42)

7- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! نزد من از بسیاری گناه فریاد برآور، همانند گناه‌کاری که از دشمنش می‌گریزد.(کافی8/42)

8- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! مرا در هیچ حالتی فراموش نکن و از بسیاری مال سرمست نشو.(کافی8/45)

9- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! توبه را زود انجام بده و گناه را برای بعد بگذار.(کافی8/46)

10- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که در برابر من به نماز می‌ایستی، شتاب نکن.(‌کافی8/46)

11- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! هر‌که از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدی و آسوده شدی، چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان. و بر ایشان آمرزش بخواه و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.(کافی8/48)

12- قال الله عزّوجلّ:
نیکی ده برابر پاداش دارد و یک گناه نابود‌کننده است.(‌کافی8/49)

13- قال الله عزّوجلّ:
ای فرزند آدم! خودت را محو بندگی من کن تا دلت را پر از بی‌نیازی کنم.(‌کافی2/83)

14- قال الله عزّوجلّ:
شکر، نعمت‌ها را افزون و از دیگران بی‌نیاز می‌کند.(‌کافی2/94)

15- قال الله عزّوجلّ:
هرگونه می‌خواهی باش که با هر دست که دهی از همان دست می‌گیری.(‌کافی2/138)

16- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که مرا یاد کند همدمش می‌شوم.(کافی2/496)

17- قال الله عزّوجلّ:
مال بسیار، گناهان را از یاد می‌برد.(کافی2/497)

18- قال الله عزّوجلّ:
یاد من، هر جایی زیبااست (کافی2/497)

19- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که مرا یاد می‌کنی، فروتن باش.(‌کافی2/497)

20- قال الله عزّوجلّ:
زبان را در پس اندیشه قرار ده تا در امان باشی.(‌کافی2/498)

21- قال الله عزّوجلّ:
با مستحبات به من نزدیک شو.(کافی8/132)

22- قال الله عزّوجلّ:
ای عیسی!آن که بر من شوریده و گناه می‌کند تو را نفریبد. روزی مرا می‌خورد و دیگری را بندگی می‌کند...آن‌چنان او را به بند می‌کشم که راه گریزی نداشته باشد.(کافی8/133) 

23- قال الله عزّوجلّ:
باید که زبانت در نهان و آشکار، یکی باشد.(کافی8/134)

24- قال الله عزّوجلّ:
ای داوود! همان‌گونه که نزدیک‌ترین مردم به خدا، فروتنان هستند، دورترین مردم از خدا، متکبران هستند.(کافی2/124)

25- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که بنده‌ی مومن مرا بیازارد، باید با من اعلام جنگ کند.(کافی2/305)

26- قال الله عزّوجلّ:
ای محمد!
هر‌که ولی مرا بیازارد به جنگ من برخاسته است.(کافی2/352)

27- قال الله عزّوجلّ:
بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من نزدیک نمی‌شود. و با نافله(کارهای مستحبی) به من نزدیک می‌شود تا اینکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که  قدرنمایی می‌کند. اگر دعایم کند اجابتش می‌کنم و اگر از من بخواهد به او می‌دهم.(کافی2/353)

28- قال الله عزّوجلّ:
وای بر کسانی که با فریب، دین را به دنیا می‌فروشند.(کافی2/299)

29- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! پرهیزکاری، زینتمومن و ستون برپایی دین است.(ارشادالقلوب1/203)

30- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! عبادت ده بخش دارد که نُه بخش آن، به دست آوردن روزی حلال است.(ارشادالقلوب1/203)

31- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! می‌دانی به کدام دلیل تو را بر دیگر انبیا برتری دادم؟ به دلیل یقین و حسن خلق و سخاوت نفس و دلسوزی برای مردم.(ارشادالقلوب1/205)

32- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! اندیشه‌ات را به‌کار گیر پیش از آن‌که از دست برود، زیرا کسی که اندیشه‌اش را به‌کار بندد، اشتباه نمی‌کند و گرفتار سرکشی نمی‌شود.(ارشادالقلوب1/205)

33- قال الله عزّوجلّ:
چنان‌که هیچ درختی بدون میوه کامل نیست، ایمان نیز بدون کنار‌گذاشتن کارهای حرام کامل نمی‌شود.(علل‌الشرایع1/250)

34- قال الله عزّوجلّ:
برادرت علی را بشارت ده، که من دوست‌دار او را عذاب نمی‌کنم و به دشمن او رحم نمی‌کنم.(امالی صدوق39)

35- قال الله عزّوجلّ:
لا اله الله دژ(امان) من است، کسی که وارد آن شود، از عذاب من در امان است.(امالی‌الصدوق235)

36- قال الله عزّوجلّ:
 (ای آدم!) اگر این‌ها(اهل بیت علیهم‌السلام) نبودند، نه تو را می‌آفریدم و نه بهشت و جهنم را، و نه آسمان و زمین را.(معانی‌الاخبار124)

37- قال الله عزّوجلّ:
من بی‌نیازترین شریک هستم، هر کس کاری انجام دهد و دیگری را (با من) شریک کند، من از آن (کار) بیزارم و آن (کار)، برای همان شریک خواهد بود.(بحار67/222)

38- قال الله عزّوجلّ:
ولایت علی بن ابی طالب(ع)دژ(امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود.(عیون اخبارالرضا(ع)1/146)

39- قال الله عزّوجلّ:
همانا علی امام پرهیزگاران و رهبر روسفیدان پاک و پادشاه مومنان است.(امالی‌الصدوق352)

40- قال الله عزّوجلّ:
اگر علی را نیافریده بودم، همسفری
مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود.(عیون اخبارالرضا(ع)203)
 نویسنده:خواهش میکنم اگر این مطلب رو خوندید نشرش هم بکنید...

درپناه حق باشید


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 تیر 1393 ] [ 16:43 ] [ labbaikgharibezahra ]

اذان در اول وقت نماز

پیامبر (ص ) :اذا دخل الوقت یا بلال اعل فوق الجدار و ارفع صوتک بالاذان

ای بلال ! هنگامی  که وقت نماز رسید بالای دیوار بروو صدای خود را به وسیله اذان بلند کن .

( فروع کافی ، ج 3، ص 307 )

بخشایش یا عذاب خداوند

امام باقر (ع ) :و من صلاها لغیر وقتها مؤثراعلیها غیرها فان ذلک الیه ان شاء غفر له و ان شاء عذبه

کسی که نماز را در غیروقتش به جا آورد و چیز دیگری را بر نماز انتخاب کند و ترجیح دهد، به درستی که این کار، خدا را مختار می کند که اگربخواهد او را ببخشاید و اگر بخواهد او راعذاب کند.

( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 83 )

نماز اول وقت ، جدایی از غافلین

امام باقر (ع ) :ایما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فلیس هذا من الغافلین

هر مؤمنی  محافظت برنمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد، ازانسانهای غافل شمرده نمی شود.

( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 79 )

نورانیت اذان

پیامبر (ص ) :یا علی ألاذان نوریا علی ! اذان نور است .

( بحار الانوار، ج 84، ص 154 )

پاداش مؤذن بهتر است

پیامبر (ص ) :من اذن محتسبا یرید بذلک وجه الله - عز و جل - اعطاه الله ثواب اربعین الف شهید و اربعین الف صدیق و یدخل فی شفاعته اربعین الف مسی ء من امتی الی  الجنة

کسی که اذان بگوید، و به خداوندتوجه داشته باشد، خداوند به او ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار راستگو را عطامی کند و چهل هزار از امت گناهکاران شامل شفاعتش گردیده و داخل بهشت می شوند.

( بحار الانوار، ج ,84 ص 130 )

آفات بی توجهی به اذان

امام علی (ع ) :من سمع النداء و هو فی المسجد ثم خرج فهو منافق ، الا رجل یرید الرجوع الیه ، او یکون علی غیر طهارة فیخرج لیتطهر

کسی که صدای اذان را در مسجد شنید، و بدون خواندن نماز (جماعت ) ازمسجد خارج شودمنافق است ، مگر این که قصد برگشت برای نماز خواندن دارد، یا وضو ندارد و برای گرفتن وضو از مسجد خارج شود.

( بحار الانوار، ج ,84 ص 161 )

سربلندی اذان گویان در قیامت

امام علی (ع ) :یحشر المؤذنون یوم القیامة طوال الأعناق

اذان گویان ، روز قیامت با سرافرازی و سربلندی محشور می شوند.

( بحار الانوار، ج ,84 ص 149 )

نجات از آتش

پیامبر (ص ) :ان لحوما محرمة علی النار و هی  لحوم المؤذنین

همانا، گوشتهایی  بر آتش (جهنم ) حرام است (آتش آنها را نمی سوزاند) وآن گوشت بدن اذان گویان است .

( مستدرک الوسائل ، ص 249 )

ثواب برای اذان گو

امام باقر (ع ) :

المؤذن یغفر الله له مد بصره و مدصوته فی السماء و یصدقه کل رطب ویابس سمعه ، و له من کل یصلی معه فی مسجده سهم و له بکل من یصلی  بصوته

خداوند مؤذن را به اندازه ای که چشمش می بیند و صدایش در آسمان می پیچدمی آمرزد، هر خشک و تری که آواز او را می شنود او را تصدیق می کند، و ازثواب هر کس که با او در مسجد نماز گزارد سهمی نصیب او شود و به شمار هرکس که به بانگ او نماز بخواندحسنه ای برای  اوست .

( محجة البیضاء، ج 1، ص .331 من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 287 )

پاداش شهید

پیامبر (ص ) :للمؤذن فیما بین الاذان و الاقامة مثل اجرالشهید المتشحطبدمه فی سبیل الله

برای شخص اذان گو در فاصله اذان و اقامه ،ثوابش مانند ثواب شهیدی  است که در راه خدا در خون خود می غلطد.

( ثواب الاعمال ،ص 58 )

واجب شدن بهشت بر مؤذن

پیامبر (ص ) :من اذن فی مصر من أمصار المسلمین سنة وجبت له الجنة

هر کس در یکی از شهرهای مسلمانان یک سال اذان بگوید بهشت بر اوواجب می شود.

( محجة البیضاء، ج 1، ص .337 وسائل الشیعه ، ج 4، ص 613 )

تأثیر گفتن اذان و اقامه

امام صادق (ع ) :من صلی باذان و اقامة صلی خلفه صفان من الملائکة و من صلی باقامة بغیراذان صلی خلفه صف واحد ما بین المشرق والمغرب

هر کس که نماز را با اذان و اقامه بخواند، دو صف از فرشتگان درپشت سرش نماز می گزارند، و کسی که نماز را با اقامه تنها بخواند یک صف از فرشتگان در پشت سرش نماز می خوانند و اندازه صف به قدر میان مشرق و

مغرب است .

( محجة البیضاء، ج 1، ص .338 ثواب الاعمال ، ص 59 )

اذان با صدای بلند

امام صادق (ع ) :کان رسول الله - صلی الله علیه واله - یقول لبلال اذا دخل الوقت یا بلال اعل فوق الجدار و ارفع صوتک بالاذان

رسول خدا (ص ) هنگامی که وقت نماز فرا می رسید به بلال می فرمود: بالای دیوار (مسجد)برو و اذان را با صدای بلند بگو.

( وسائل الشیعه ، ج 4، ص 624 )

محشور با شهداء و پیامبران

پیامبر (ص ) :یحشر المؤذنون من امتی مع النبیین و الصدیقین و الشهداءاذان گویان ، از امت من با پیامبران و راستگویان و شهیدان محشور می شوند.

( مستدرک الوسائل ، ج 4، ص 23 )

تأثیر هفت سال اذان گفتن

امام باقر (ع ) :من أذن سبع سنین محتسبا جاءیوم القیامة و لا ذنب له

هر کس هفت سال برای خدا اذان بگوید، روز رستاخیزبدون گناه وارد محشرمی شود.

( ثواب الاعمال ، ص .83 من لا یحضره الفقیه ، ج 1،ص .288 وسائل الشیعه ،ج 4، ص 613 )

اجابت اذان مؤذن

پیامبر (ص ) :اجابة المؤذن کفارة الذنوب

اجابت اذان مؤذن ، کفاره گناهان است .

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 227 )

فرار شیطان از اذان

پیامبر (ص ) :ان الشیطان اذا سمع النداء هرب

به درستی که شیطان وقتی صدای اذان را شنید فرار می کند.

( کنز العمال ، حدیث 20951 )

قرعه برای اذان گفتن

پیامبر (ص ) :لو علم الناس ما فی النداء و الصف الاول لاستهموا علیه

اگر مردم می دانستند چه فضیلتی دارد اذان گفتن و شرکت در صف اول جماعت ، هر آینه برای این کار قرعه کشی  می کردند.

( بحار الانوار، ج ,88 ص 200 )

اذان گفتن در همه حال

امام رضا (ع ) :یؤذن الرجل و هو جالس و یؤذن و هوراکب

شخص اذان گو چه نشسته باشد و چه سواره اذان می گوید.

( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 285 )

دعا هنگام اذان

امام علی (ع ) :اغتنموا الدعاء عند اربع : عند قرائة القران و عند الاذان و عند نزول الغیث وعند التقاء الصفین للشهادة

در چهارزمان دعا را غنیمت شمارید: 1- هنگام قرائت قرآن . 2- هنگام اذان .3- هنگام نزول باران . 4- هنگام رو به رو شدن دو لشکر مؤمنین و کفاربرای  جنگ .

( وسائل الشیعه ، ج 4، ص 1114 )

تأثیر اذان و اقامه در گوش نوزاد

پیامبر (ص ) :من ولد له مولود فلیؤذن فی  اذنه الیمنی ، و لیقم فی الیسری ، فأن ذلک عصمة من الشیطان

کسی که فرزندی به او داده شد (به دنیا آمد) در گوش راستش اذان و درگوش چپش اقامه بگوید، زیرااین عمل ، نوزاد را از شر شیطان حفظ می نماید.

( بحار الانوار، ج ,84 ص 162 )

اجابت ندای مؤذن

امام علی (ع ) :اجابة المؤذن یزید فی  الرزق

اجابت دعوت اذان گو، سبب افزایش روزی  می شود.

( بحار الانوار، ج ,84 ص 177 )

تکرار اذان مؤذن

امام باقر (ع ) :کان رسول الله - صلی  الله علیه و اله -اذا سمع المؤذن یؤذن قال مثل مایقوله فی کل شی ء

رسول خدا (ص ) وقتی صدای اذان مؤذن را می شنید، آن جملات را تکرارمی کرد.

( الکافی ، ج 3، ص ,310 حدیث 29 )

علاقه بلال به رسول خدا (ص )

امام صادق (ع ) :ان بلالا کان عبد صالحا، فقال :لا اؤذن لاحد بعد رسول الله - صلی  الله علیه و اله -

همانا که بلال بنده ای شایسته بود و گفت : من برای احدی بعد از رسول الله (ص ) اذان نمی گویم .

( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 286 )

اذان با صدای بلند

ابوعبدالله (ع ) :اذا اذنت فلا تخقین صوتک فان الله یأجرک مد صوتک فیه

زمانی که اذان گفتی ، صدایت را کوتاه مکن ، زیرا که خداوندبه مقدار بلندی صدای تو در اذان ، پاداش می دهد.

( التهذیب ، باب اذان ، حدیث 45 )

آشنایی با وقت اذان

ابوعبدالله (ع ) :لا یستقیم الأذان و لا یجوز ان یؤذن به الا رجل مسلم عارف

اذان برپا نمی شود و نباید آن را بگوید، مگر مرد مسلمانی که به وقت آن آشنا باشد.

( فروع کافی ، ج 3، ص ,307 حدیث 13 )

تحقیر اذان

پیامبر (ص ) :

سیأتی علی الناس زمان یترکون الاذان علی ضعفائهم

زمانی  خواهد آمد که اذان را تحقیر کرده و آن را به افرادی  ناتوان می سپرند.

( کنز العمال ، ج 7، ص 690 )

علت نماز جماعت

امام رضا (ع ) :انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص والتوحید و الاسلام و العبادة لله الاظاهرا مکشوفا مشهورا

نماز جماعت قرار داده شده است ، تا اخلاص و یگانگی و اسلام و عبادت برای خداوند آشکار، باز و ظاهرباشد.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص .372 بحار الانوار، ج ,88 ص 12 )

خوش گمانی به نمازگزار

امام صادق (ع ) :من صلی خمس صلوات فی الیوم واللیلة فی جماعة فظنوا به خیرا و اجیزواشهادته

هر که پنج نماز شبانه روز را به جماعت می خواند به او خوش گمان باشید وگواهی اش را بپذیرید.

( بحار الانوار، ج ,88 ص 8. وسائل الشیعه ، ج 5، ص 371 )

ثواب پشت سر عالم

پیامبر (ص ) :من صلی خلف عالم فکأنما صلی خلف رسول الله

کسی  که پشت سر عالم نماز به جا آورد، مانند کسی است که پشت سرپیغمبر خدا نماز خوانده است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 119 )

صف جهاد و صف جماعت

امام کاظم (ع ) :ان الصلوة فی الصف الاول کالجهادفی سبیل الله - عز و جل -

نماز خواندن در صف اول ، مانند جهاد در راه خداست .

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 387 )

ثواب اقتدا به عالم

امام صادق (ع ) :الصلاة خلف العالم بالف رکعة

نماز در پشت سر یک عالم برابر هزار رکعت است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 5 )

صف اول جماعت

پیامبر (ص ) :ان الله و ملئکته یصلون علی الذین یصلون الصفوف الاول

به حقیقت خداوند و فرشتگانش بر کسانی که صفهای اول نماز جماعت را به هم پیوند می دهند، درود می فرستند.

( کنز العمال ، ج 2، ص 623 )

لبیک به اذان نماز

پیامبر (ص ) :اذا سمعت الاذان فأت و لو حبوا

هنگامی که اذان نماز را شنیدی ، هر چه سریعتر به مسجد بیا، گر چه سینه خیز باشد.

( کنز العمال ، ج 7، ص 548 )

امام جماعت

پیامبر (ص ) :امام القوم وافدهم فقدموا فی صلاتکم افضلکم

امام جماعت هر جمعی نماینده آن در پیشگاه خداوند می باشد، پس برای امامت جماعت خود بهترینها را برگزینید.

( بحار الانوار، ج ,88 ص 109 )

نماز جماعت در صبح

پیامبر (ص ) :لان اصلی الصبح فی جماعة احب الی من ان اصلی لیلتی حتی  اصبح

اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم ، در نظرم محبوبتر ازعبادت و شب زنده داری تا صبح است .

( کنز العمال ، ج 8، حدیث 22792 )

آفات جدایی از جمعیت

پیامبر (ص ) :من فارق جماعة المسلمین فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه قیل : یا رسول الله وما جماعة المسلمین ؟ قال : جماعة اهل الحق و ان قلوا

کسی که از جمعیت مسلمان جدا شود، رشته اسلام را از گردنش باز نموده .ازحضرت سؤال شد: منظور کدام جمعیت است ؟ آن حضرت فرمود: مردم اهل حق ، هر چندکم باشند.

( امالی شیخ صدوق ، ص 272 )

فضیلت نماز جماعت

پیامبر (ص ) :صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فی بیته اربعین سنة . قیل : یا رسول الله !صلوة یوم ؟ فقال : صلوة واحدة

نماز خواندن انسان در جماعت بهتر است از نمازی که چهل سال در خانه خوانده شود. عرض کردند:یا رسول الله ! نماز یک روز؟ حضرت فرمود: بلکه یک نماز.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 374 )

اخطار پیامبر و ترک نماز جماعت

امام صادق (ع ) :هم رسول الله - صلی الله علیه و اله - بأحراق قوم فی منازلهم لا یصلون بالجماعة

حضرت پیغمبر (ص )خواست خانه ها را بر قومی که در منازل نماز می گذاردندو به جماعت حاضر نمی شدند،بسوزاند.

( لئالی الاخبار، ج 4، ص 205 )

بی اعتنایی به نماز جماعت

امام علی (ع ) :من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له

هر کس که صدای اذان جماعت را بشنوند و بدون هیچ عذری  پاسخ ندهد،نماز ندارد (نمازش مقبول نیست ).

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 375 )

برائت از آتش دوزخ و نفاق

پیامبر (ص ) :من صلی اربعین یوما جماعة یدرک التکبیرة الاولی ، کتب له برائتان برائة من النارو برائة من النفاق

کسی که نماز خود را با جماعت و با درک تکبیر اول نماز، چهل روز انجام دهد، خداوند دو برائت را برای او مقرر می سازد: 1- برائت از آتش دوزخ .2- برائت از نفاق .

( بحار الانوار، ج ,88 ج 4 )

ترک نماز جماعت

امام باقر (ع ) :من ترک الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمین من غیر علة فلا صلاة له

کسی  که از روی بی میلی ، بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست .

( امالی شیخ صدوق ، ص 290 )

نماز جماعت با هر دشواری

پیامبر (ص ) :الصلاة جماعة و لو علی رأس زج

در نماز جماعت شرکت نمایید، گر چه آن را بر سر آهن و نوک نیزه انجام دهید(یعنی  هر قدر سخت و دشوار باشد، از حضور در جماعت دریغ نکنید).

( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )

رعایت حال مأمومین

پیامبر (ص ) :انی لأکون فی  الصلوة فاسمع بکاء الصبی فاخفف مخافة ان اشق علی  امه

من گاهی در حال نماز که هستم صدای گریه کودکی رامی شنوم و نماز راسبک و کوتاه می کنم ، چرا که می ترسم مادرش را به رنج افکنم .

( کنز العمال ، ج 7، ص ,601 حدیث 20455 )

دوری از ایمان

امام صادق (ع ) :من خلع جماعة المسلمین قدر شبر، خلع ربقة الایمان من عنقه

کسی  که به اندازه یک وجب از جماعت مسلمانان (عملا) دوری  کند،ریسمان ایمان را از گردنش در آورده و به دور افکنده است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 13 )

نظم صفهای جماعت

پیامبر (ص ) :یا ایها الناس اقیموا صفوفکم و امسحوابمناکبکم لئلا یکون فیکم خلل و لاتخالفوا فیخالف الله بین قلوبکم الا و انی أراکم من خلفی

رسول خدا (ص ) خطاب به جمعیتی فرمود: ای مردم صفهای (نماز جماعت )رامنظم و مساوی  کنید و دوش به دوش بایستید تا فاصله و جدایی میان شمانیفتد ونامرتب نباشید که خداوند دلهای شما را از یکدیگر دور گرداند وبدانید که من شمارا از پشت سر می بینم که چگونه نظم را در صفهای  جماعت برقرار می کنید.

( ثواب الاعمال ، ص 520 )

نماز و وحدت اسلامی

امام صادق (ع ) :من صلی معهم فی الصف الاول کان کمن صلی خلف رسول الله (ص ) فی الصف الاول

کسی که در صف اول نماز جماعت اهل سنت شرکت نماید، مانند آن است که در صف اول پشت سر پیامبر (ص ) نماز خوانده باشد.

( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 381 )

تأخیر نماز به خاطر جماعت

امام صادق (ع ) :عن جمیل بن صالح انه سال ابا عبدالله - علیه السلام - ایهما افضل ؟ یصلی الرجل لنفسه فی اول الوقت اویؤخرها قلیلا و یصلی باهل مسجده اذا کان امامهم ؟ قال : یؤخر و یصلی باهل مسجده اذاکان الامام

جمیل بن صالح از امام صادق (ع ) سؤال کرد: کدام یک از این دوافضل است : انسان در اول وقت نمازش را بخواند یا مقداری نماز را تأخیربیندازد تا بااهل مسجد به جماعت نماز بخواند، زمانی که مسجد امام جماعت

دارد؟ حضرت فرمود:نماز را به تأخیربینداز، با اهل مسجد نماز بخوان ، زمانی که مسجد امام جماعت دارد.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 388 )

آفات بی میلی به مساجد

امام صادق (ع ) :و من صلی فی بیته جماعة رغبة عن المساجد فلا صلاة له و لمن صلی معه الامن علة تمنع من المسجد

و هر کس از روی بی میلی به مساجد در خانه اش هر چند نماز جماعت بخواندبرای او نمازی  نخواهد بودو حتی برای کسانی که با او نماز خوانده اند، مگرآن که واقعا علتی مانع از حضور درمسجد بوده باشد.

( امالی الطوسی ، ج 2، ص 307 )

مداومت بر نماز جماعت

پیامبر (ص ) :و من لزم جماعة المسلمین حرمت علیهم غیبته و ثبتت عدالته

کسی که بر نماز جماعت مداومت داشته باشد، غیبت او بر مسلمانان حرام وعدالتش ثابت می شود.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 394 )

فضیلت نماز جماعت

پیامبر (ص ) :صلاة الجماعة افضل من صلاة الفرد بخمس و عشرین درجة

یک نماز که به جماعت برگزار گردد، برتری و فضیلت دارد بر بیست و پنج نماز فرادی .

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 374 )

امام جماعت فکر مأمومین

امام صادق (ع ) :ینبغی للامام ان یکون صلاته علی صلاة اضعف من خلفه

بر امام جماعت شایسته است که نمازش بر اساس نمازضعیفترین مأمومین خودباشد (نماز را در حال نماز جماعت طولانی  نکند).( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 381 )

اهمیت نماز جماعت

پیامبر (ص ) :الصلاة جماعة و لو علی رأس زج اذاسئلت عمن لا یشهد الجماعة فقل : لااعرفه

نماز باید به صورت جماعت خوانده شود،و لو بر نوک تیز پیکان باشد، زمانی که از شما سؤال شد در مورد کسی که به جماعت حاضر نمی شود، بگویید اورا نمی شناسیم .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 5 )

فضیلت سمت راست

پیامبر (ص ) :فضل میامن الصوف علی میاسرها کفضل صلوة الجماعة علی صلوة الفرد

فضیلت سمت راست بر سمت چپ ، صفهای جماعت همانند فضیلت نمازجماعت است بر نماز فرادی .

( جامع احادیث الشیعه ، ج 6، ص 465 )

کامل کننده نماز

پیامبر (ص ) :سووا صفوفکم فان تسویة الصف تمام الصلاة

صفهای  نماز جماعت را مساوی کنید، پس همانا که مساوی کردن صفها،کامل کننده نماز است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 20 )

حضور در نماز جماعت با قصد پاک

پیامبر (ص ) :من اتی الجماعة ایمانا واحتسابا استأنف العمل

کسی  که در نماز جماعت با ایمان و قصد پاک و خشنودی خداداخل شود،اعمال خود را از سر گیرد. (کنایه از این است که گناهان گذشته اش بخشیده می شود).

( ثواب الاعمال ، ص 87 )

سبب ورود بهشت

امام صادق (ع ) :من صلی عن یمین الامام اربعین یوما دخل الجنة

کسی  که سمت راست امام جماعت چهل روز نماز بخواند وارد بهشت می شود.

( جامع احادیث الشیعه ، ج 6، ص 465 )

صف اول و صف ملائکة

امام علی (ع ) :افضل الصفوف اولها و هو صف الملائکة و افضل المقدم میامن الامام

بهترین صفهای نماز جماعت ، صف اول است ، وآن صف ملائکه است وبهترین جای صف اول سمت راست امام است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 18 )

فضیلت یک رکعت

امام رضا (ع ) :فضل الجماعة علی الفرد بکل رکعة الفارکعة

فضیلت نماز جماعت بر نماز فرادی هر یک رکعت برابر دو هزار رکعت است .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )

نماز جماعت سبب ورود به بهشت

پیامبر (ص ) :فما من مؤمن مشی الی الجماعة الا خلف الله علیه اهوال یوم القیامة ، ثم یأمر به الی  الجنة

پس مؤمنی نیست که در راه نماز جماعت قدم بردارد مگر این که خداوندتبارک و تعالی  ترس وهراس روز قیامت را برای او سبک می گیرد، سپس او راامر می کند به ورود به بهشت .

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 372 )

اقتدا به امام جماعت اهل ولایت

امام رضا (ع ) :و لا تصلی خلف فاجر و لایقتدی الا باهل الولایة

پشت سر آدم فاجر نماز نخوان ، اقتدا فقطبر شخص اهل ولایت اهل بیت عصمت و طهارت جایز است .

( تحف العقول ، ص 308 )

استجابت دعا

پیامبر (ص ) :ان الله یستحیی  من عبده اذا صلی فی جماعة ثم سأله حاجة ان ینصرف حتی یقضیها

زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، وهنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش رابرآورد.

( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )

محافظت بر صف اول

پیامبر (ص ) :و من حافظ علی الصف الاول و التکبیرة الاولی لا یؤذی مسلما اعطاه الله من الاجر ما یعطی المؤذنون فی الدنیا و الاخرة

کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی  رااذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذن در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 387 )

اقتدا به سه گروه ممنوع است

امام صادق (ع ) :ثلاثة لا یصلی خلفهم :المجهول ، و الغالی و ان کان یقول بقولک ، و المجاهربالفسق و ان کان مقتصدا

پشت سر سه گروه نماز نخوان (اقتداء نکن ):1- پشت سر شخص ناشناخته .2- مرد غلو کننده ، هر چند که امامی و هم عقیده تو باشد.3-شخص متظاهر به فسق و گناه ، اگر چه مردی میانه رو و معقول باشد.

( خصال صدوق ، ص 154 )

آفات بی نظمی در نماز جماعت

امام باقر (ع ) :ینبغی للصفوف ان تکون تامة متواصلة بعضها الی بعض ، و یکون بین کل صفین قدر مسقطجسد الانسان اذا سجد

سزاواراست که صفها کامل و به هم پیوسته باشند، و میان دو صف فاصله به اندازه ای باشد که یک انسان بتواند سجده کند و اگر در نماز جماعت فاصله دو صف جلو و عقب کمتر از این باشد، چنین نمازی نماز کامل و درستی نیست .

( دعائم الاسلام ، ج 1، ص 155 )

مانع اقتدا به مؤمنین

امام صادق (ع ) :من قال بالجسم فلا تعطوه شیئا من الزکاة و لا تصلوا خلفه

هر کس قائل به جسمانیت خدا باشد از زکات چیزی به اوندهید و در پشت سرش نماز نخوانید.

( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 379 )

آفات بی نظمی در نماز جماعت

پیامبر(ص ) :کان رسول الله - صلی الله علیه و اله - یمسح مناکبنا فی الصلوة و یقول :استووا و لا تختلفوا فتختلف قلوبکم

رسول خدا (ص ) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، ومی فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلبهای شما از یکدیگرجدا می شود.

( جامع احادیث الشیعه ، ج 6 ، ص 470 )

فضیلت تکبیر اول

پیامبر (ص ) :التکبیرة الاولی مع الامام خیر من الدنیاو ما فیها

تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است .

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص .488 بحار الانوار، ج ,88 ص 15 )

نمازهای پنج گانه با جماعت

پیامبر (ص ) :من صلی  الخمس فی الجماعة وحافظ علی الجمعة فقد اکتال الاجر بالمکیال الاوفی و قال تعالی : "ثم یجزیه الجزاءالاوفی "

کسی که نماز پنج وقت خود را به جماعت بخواند و به نماز جمعه حاضرشود،پس به تحقیق اجر خود را به حد کافی دریافت کرده است . سپس رسول خدا (ص ) این آیه کریمه را تلاوت فرمود: "پس جزا داده شود بر آن ، جزای کاملتر".

( جامع احادیث الشیعه ، ج 6، ص 386 )

مقدار نماز جماعت

امام علی (ع ) :و اذا قمت فی صلاتک للناس ، فلا تکونن منفرا و لا مضیعا فان فی الناس من به العلة و له الحاجة

و هنگامی که به نمازجماعت برای مردم می ایستی باید نمازت نه نفرت آور ونه تضییع کننده باشد (نه آن قدر آن را طول بده که موجب تنفر مأمومین شودو نه آن قدر سریع که نماز را ضایع کنی ) چرا که در بین مردمی که با تو به نماز ایستاده اند، هم بیمار وجوددارد و هم افراد حاجتمند هست .

( نهج البلاغه ، نامه 52 )

مورد شفیع امام جماعت

پیامبر(ص ) :ان امامک شفیعک الی الله - عز وجل - فلا تجعل شفیعک سفیها و لا فاسقا

همانا امام و پیشنماز تو، شفیع و واسطه توبه درگاه با عظمت الهی است ، پس هرگز کسی  را که فاسد و بی خرد است وسیله و شفیع خود به درگاه الهی قرار مده .

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 492 )

اولین نماز جماعت

امام صادق (ع ) :اول جماعة کانت ان رسول الله - صلی الله علیه و اله - کان یصلی و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب - علیه السلام - معه

نخستین جماعتی که برگزار شد، روزی بود که رسول خدا (ص ) داشت نمازمی خواند وعلی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع ) همراه آن حضرت بود.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 373 )

سفارش رسول خدا (ص ) در مقدار نماز جماعت

امام علی (ع ) :و قد سألت رسول الله - صلی الله علیه و اله - حین وجهنی الی الیمن کیف اصلی  بهم ؟ فقال : صل بهم کصلاة اضعفهم ، و کن بالمؤمنین رحیما

من از رسول خدا (ص ) به هنگامی که مرابه سوی "یمن " فرستاد، پرسیدم :چگونه با آنان نماز بخوانم ؟ آن حضرت در پاسخم فرمود: "نمازی  بخوان همچون نمازی که ناتوان ترین آنها می خواند و نسبت به مؤمنان رحیم و مهربان باش ".

( نهج البلاغه ، نامه 52 )

شفاعت کننده

پیامبر (ص ) :ان الله وعد ان یدخل الجنة ثلاثة نفور بغیرحساب و یشفع کل واحد منهم فی ثمانین الفا، المؤذن و الامام ، و رجل یتوضا ثم یدخل المسجد فیصلی فی  الجماعة

همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب واردبهشت شوند، و هریک از این سه گروه (روز قیامت ) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآنها عبارتند از: 1- مؤذن . 2- امام جماعت . 3- کسی که وضو بگیرد،سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 488 )

برتری نماز جماعت بر فرادی

امام باقر (ع ) :فضل صلاة الجماعة علی صلاة الرجل فردا خمس و عشرون درجة فی  الجنة

نماز جماعت بر نماز فرادی بیست و پنج درجه بهشتی فضیلت و برتری  دارد.

( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 371 )

عبور از صراط

پیامبر (ص ) :و من حافظ علی الجماعة حیثما کان مر علی الصراطکالبرق الخاطف اللامع فی اول زمرة مع السابقین

کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع ودرخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

( ثواب الاعمال ، ص 343 )

تسریع در نماز جماعت

امام صادق (ع ) :صلی رسول الله - صلی الله علیه واله - الظهر و العصر فخفف الصلاة فی الرکعتین فلما انصرف ... قالوا: خففت فی الرکعتین الاخیرتین ؟ فقال لهم : او ماسمعتم صراخ الصبی

روزی رسول خدا (ص ) نمازظهر و عصر را به جا می آورد، ناگهان دو رکعت آخر نماز را تخفیف (تسریع ) دادند،اصحاب پس از نماز از حضرت سؤال کردند، که آیا دستور جدید آمده ؟ فرمود: برای چه ؟ گفتند: چرا دو رکعت آخر نماز را سبکتر خواندی ؟ فرمود: مگر صدای فریاد گریه کودک را نمی شنوید.

( وسایل الشیعه ، ج 5، ص 369 )

به فکر ناتوان ترین مأمومین باش

امام علی (ع ) :و صلوا بهم صلاة أضعفهم و لا تکونوا فتانین

و با مردم همانند نمازگزاردن ناتوان ترین آنان نماز گزارید و(با طول دان آن موجبات زحمات آنان را فراهم نیاورید) و سبب فتنه و فسادنباشید.

( نهج البلاغه ، ص 52 )

نماز با جماعت

پیامبر (ص ) :لو یعلمون ما فی العشاء و الفجر لاتوهما ولو حبوا

اگر بدانند آنچه را که در خواندن نماز عشاء و صبح با جماعت هست به آن می آیند، هر چند با زانوها و دستها باشد، مانند راه رفتن کودک با نشستن گاه خود.

( اصول وافی ، ج 2، ص 149 )

کناره گیری از جماعت

پیامبر (ص ) :ن الشیطان ذئب الانسان کذئب الغنم یأخذ الشاة القاصیة والناحیة فایاکم والشعاب و علیکم بالجماعة و العامة والمسجد

شیطان گرگ انسان است همانند گرگ گوسفندان که همیشه میشهای  دورافتاده وکناره گیر را می گیرد. پس از دسته بندیها (گروه گرایی و خط بازی )بپرهیزید و برشما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومی و مسجد.

( کنز العمال ، ج 7، ص ,581 حدیث 20355 )

تشکیل صف نماز جماعت

پیامبر (ص ) :ثلاثة یضحک الله الیهم : الرجل اذاقام باللیل یصلی و القوم اذا صفوا فی الصلاة ، و القوم اذا صفوا فی قتال العدو

سه گروهند که خداوند از آنان خشنود است :1- کسی که نماز شب می خواند.2- جمعی که نماز جماعت تشکیل می دهند.3- دسته ای که در برابردشمن در راه خدا صف آرایی  کرده اند.

( ثواب الاعمال ، ص 96 )

مواظبت بر نماز جماعت

امام علی (ع ) :مروة الحضر، قراءة القران ومجالسة العلماء و النظر فی الفقه و المحافظة علی الصلاة فی  الجماعات

از علی بن ابی  طالب (ع ) نقل شده که فرمود: جوانمردی در حضور در وطن ،قرآن خواندن و همنشینی با علماء و نگریستن در احکام دین و مواظبت بر نمازخواندن در جماعتهاست .

( بحار الانوار، ج ,88 ص 10 )

اقامه نماز جماعت امام زمان (عج )

معصوم (ع ) :یجتمع المهدی  - علیه السلام - و عیسی بن مریم - علیه السلام - فیجی ءوقت الصلوة فیقول المهدی لعیسی -علیهما السلام - : تقدم ، فیقول عیسی (ع ) انت اولی بالصلوة فیصلی عیسی (ع ) ورائه مأموما

در حدیث آمده است : پس از ظهور، عیسی بن مریم (ع ) در هنگام نمازدرکنار امام (ع ) حاضر می شود و امام (ع ) به او امامت بر نماز جماعت راتعارف می کند. ولی او می گوید: تو سزاوارتری به این امر، و سپس به عنوان مأموم پشت سر او به جماعت می ایستد.

( منتخب الاثر، ص .479 تذکرة الخواص ، ص 377 )


برچسب‌ها:
[ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 19:37 ] [ labbaikgharibezahra ]
 

 

 

 

 

برچسب‌ها:
[ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 19:56 ] [ labbaikgharibezahra ]

[تصویر:  05148613989411844799.gif]


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 29 خرداد 1393 ] [ 14:50 ] [ labbaikgharibezahra ]

برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 29 خرداد 1393 ] [ 14:47 ] [ labbaikgharibezahra ]

پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) ؛ نام های پیامبر گرامی اسلام در دیگر ادیان از موضوعات خاص و جالبی است که در زیر ا جمالا به آن پرداخته شده است :

نام های رسول خدا (ص) از نظر خدا
رسول گرامی اسلام (ص)، در حدیثی مفصل به جابر بن عبدالله انصاری، چنین فرمودند: «من شبيه‏ ترين مردم به آدم هستم و ابراهيم شبيه ‏ترين مردم از نظر خلقت و اخلاق به من است و خداوند از بالاى عرش‏ خود مرا با ده نام‏ ناميده است...» (3)

در اینجا رسول خدا (ص)، این نامها را برمی شمرند که عبارت است از:
1. محمد: «... [خداوند] نام مرا از نام خود مشتق ساخته و مرا محمّد ناميده و او خود محمود است و مرا در بهترين نسل از امتم مبعوث کرده...» و «...مرا در قرآن محمّد ناميده و من در قيامت در داورى محمود هستم و کسى جز من شفاعت نمى‏کند.»م های
2. احید:  «در تورات مرا احيد ناميده که از توحيد است و با توحيد، بدن‏ هاى امّت مرا بر آتش حرام کرده...»
3. احمد: «...و در انجيل مرا «احمد» ناميده است، پس من در ميان اهل آسمان محمود هستم و امّت مرا حامدين (ستايشگران) قرار داده...»
4. ماح: «و مرا در زبور «ماح» ناميده که به وسيله من خداوند بتها را از زمين محو کرده...»
5. حاشر: «و در قيامت مرا «حاشر» ناميده که مردم بر قدم من محشور مى‏شوند...» یعنی در محشر، مردم پس از رسول خدا (ص) محشور می شوند. (4)
6. موقف: «و نيز مرا موقف ناميده که مردم را در برابر خدا برای حساب، نگه می دارم» 7. عاقب: «و مرا عاقب ناميده که در پس همه پيامبران آمده‏ام و پس از من پيامبرى نخواهد بود و مرا پيامبر رحمت و پيامبر توبه و پيامبر محبت قرار داده...»
8. مقفی: «و نيز مقفّى ناميده است که پس از همه پيامبران آمده‏‌ام...» ایشان در ادامه فرمودند: «و من قيّم و کامل و جامع هستم و خداوند بر من منّت نهاده و گفته است: يا محمّد! خداوند بر تو درود مى‏فرستد و من هر پيامبرى را به سوى امتش با زبان آنان فرستادم و تو را به هر سرخ و سياهى از خلق خود فرستاده‏ام و تو را با رعب [در دل دشمنان] پيروز کرده‏ام که کسى را با آن پيروز نکرده‏ام و غنيمت [جنگى] را براى تو حلال کرده‏ام و به کسى پيش از تو حلال نکرده بودم و به تو و امّت تو گنجى از گنج‏هاى عرشم را داده‏ام که همان فاتحة الکتاب و آيات پايانى سوره بقره است و براى تو و امّت تو همه ی زمين را سجده‏ گاه و خاک آن را پاک‏ کننده قرار داده‏ام. تو را با ياد خودم هم رديف قرار داده ‏ام، تا کسى از امّت تو مرا ياد نکند، مگر اينکه تو را هم همراه با من ياد کند، خوشا به حال تو و امّت تو اى محمد!» (5)

پیامبر بشارت و بیم دهنده
گروهی از یهودیان خدمت حضرت رسول (ص) آمدند و سؤال کردند که: به چه سبب تو را محمد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعی نامیده اند؟

فرمودند: مرا «محمد» نامیدند زیرا که در زمین مورد ستایش قرار گرفتم؛ و «احمد» نامیدند برای آن که مرا در اسمان ستایش می کنند؛ و «ابوالقاسم» نامیدند برای آن که حق تعالی در قیامت، بهشت و جهنم را به سبب من قسمت می نماید، پس هر که کافر شده است و ایمان به من نیاورده است از گذشتگان و آیندگان به جهنم می فرستد و هر که ایمان آورد؛ به من و اقرار نماید به پیغمبری من، او را داخل بهشت می گرداند؛ و مرا «داعی» خوانده است برای آن که مردم را دعوت می کنم به دین پروردگار خود؛ و مرا «نذیر» خوانده است برای آن که می ترسانم به آتش هر که را نافرمانی من کند؛ و «بشیر» نامیده است برای آن که بشارت می دهم مطیعان خود را به بهشت.» (6)

نام رسول خدا (ص) نزد اهل کتاب
بعضی از علما از قرآن مجید چهارصد نام برای آن حضرت بیرون آورده اند. مشهور  است که نام آن حضرت در تورات «مودمود» است و در انجیل «فارقلیط» یا «بارقلیطا» و در زبور «فارقلیط.» (7)

مرحوم علّامه شعرانىّ در کتاب اثبات نبوّت، ص 241 مى گوید: «حضرت مسيح (ع) بشارت به آمدن «فارقليط» داد و اين لغت يونانى است و در اصل «پِرِکليتوس» است، که چون وارد زبان عربی گشت، تبدیل به «فارقليط» شد و پرکليتوس کسى است که نام او بر سر زبانها است و همه او را ستايش می کنند و معنى «أحمد» همين است. و نزد اين بنده، کتاب لغت يونانى به انگليسى هست، آن را به آشنايان زبان انگليسى نشان دادم، گفتند:

«پرکليتوس» را به همين معنى ترجمه کرده اند، حتّى معنى تفضيلى که در «احمد» است (يعنى ستوده‏ تر) و در محمّد نيست از کلمه «پرکليتوس» يونانى نيز فهميده مى‏شود... به عقيده ما ترجمه أوّل صحيح است، و در قرآن فرموده است: «وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ» (8) (و [در انجیل] به رسولی بشارت دادم که بعد از من می آید و نامش احمد است.)» (9)


پی نوشت:
1. قاموس قرآن، ج‏1، ص: 264؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5؛ تولید موسسه نور.
2. شیخ صدوق، معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 120؛ با استفاده از همان نرم افزار.
3. الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 141؛ با استفاده از همان.
4. با استفاده از کاشفی، حسین، مقاله ی «اسامی حضرت رسالت»، مجله ی
گنجینه، شماره 58؛ به نقل از پایگاه حوزه به آدرس http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4693/4730/37897?ParentID=78192
5. الخصال، همان.
6. علل الشرایع، ص 127; امالی، شیخ صدوق، ص 158 و 159 ; معانی الاخبار، ص 51؛ به نقل از مجلسی، محمد باقر، «نامهای پیامبر اکرم»، مجله ی فرهنگ کوثر، شماره 49؛ به نقل از سایت پایگاه حوزه، به آدرس http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4180/4774/39249?ParentID=78192
7. مناقب ابن شهر آشوب 1/195 با (اندکی تفاوت)؛ به نقل از همان مقاله.
8. سوره صفّ آيه 6
9. الإحتجاج / ترجمه جعفرى ؛ ج‏2 ؛ ص435؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث، همان.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 27 خرداد 1393 ] [ 18:12 ] [ labbaikgharibezahra ]
دلایل اثبات شیعه بودن از دیدگاه قرآن؟
پاسخ: 
پرسش: دلایل اثبات شیعه بودن ما از دیدگاه قرآن؟ افکار و عقائد شیعه منطبق بر کدام آیات می باشد؟ پاسخ: با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مركز زمان نزول قرآن بحث شیعه و سنی مطرح نبود .تمام آیات الهی مبنای اعتقادی شیعه می باشد. عمل شیعه واقعی و خالص، چیزی غیر از آن چه قرآن می گوید نیست.پس، شیعه چیزی نیست جز پیروی از اسلام ناب محمدی، یعنی اسلامی که رسول گرامی اسلام بر اساس آیات الهی آن را ترویج نمود. از آن پس که آیه تبلیغ نازل شد: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ"(1) اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. بعد از نزول این آیه شریفه بود که مولای متقیان امیرمومنان سلام الله علیه به جانشینی رسول خدا و امامت خلق منصوب شد. نزول این آیه به معنای پا گرفتن نهال شیعه از طرف قرآن بود . پیروی از اهل بیت به معنی ابلاغ همان رسالت عظیم و پیروی واقعی از قرآن بوده و خواهد بود. متاسفانه بعد از وفات پیامبر گرامی، دو قرائت از اسلام به وجود آمد،عده ای به طرفداری از حضرت به نام شیعه و پیرو برخاستند. بقیه بر تصمیمی که آن روز در سقیفه گرفته شد و بر خلاف توصیه و سفارش پیامبر گرامی اسلام بود، باقی ماندند. این جا است که باید بفهمیم آن چه مهم است منطق اسلام است که بر اساس چنین منطقی رسول گرامی اسلام به پیروان خود سفارش مؤکدی نمود مبنی بر این که بعد از من به کتاب خدا و عترتم مراجعه کنید . می دانیم که تا زمان پیامبر خود حضرت مبین و مفسر آیات الهی بود و خط اسلام را ترویج می کرد . بعد از رحلت حضرت مفسر واقعی قرآن و ترویج دهنده احکام اسلام کسی جز مولای متقیان حضرت علی علیه السلام نبود، به همین جهت کسی که پیرو واقعی آن حضرت و نیز سایر امامان معصوم باشد ،از دیدگاه قرآن، شیعه واقعی است،زیرا یک نوع ملازمه بین قرآن و عترت ( دو یادگار باقی مانده از پیامبر )وجود دارد که بر همین اساس وقتی متابعت پیروان بر مبنای دستور اهل بیت و مطابق با نصّ کلام الله مجید باشد،این تبعیت،بهترین دلیل بر اثبات تشیع ما از دیدگاه قرآن خواهد بود. قرآن در پی اثبات اسلام ناب محمدی است . شیعه بودن، تطبیق تمام آیات و احکامی است که در قرآن آمده و رسول خدا موظف به ابلاغ آن بوده است. علامه طباطبایی نوشته است: يكى..... از آيات واضح كتاب الهى آن است كه رسول اللَّه را به عنوان مبيّن حدود و جزئيّات قرآن كريم معرفى مى‏نمايد: "وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ"‏ بنا بر اين خود قرآن كه نور مبين است ،در كمال وضوح پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را مرجع فهميدن معارف و حدود قوانين و مانند آن قرار داده ؛ چون حجّيت كلام خداوند ذاتى است ،مى‏تواند دليل اعتبار سخن و سنّت معصومين واقع شود. پس قرآن كه حجّت بالذات است، سند حجيّت سنّت خواهد بود . هرگز نمى‏توان با قطع نظر از سنّت معصومين به همه حدود و احكام الهى راه يافت و به معارف قرآن كريم آشنا شد، چه اينكه آيات گسترده قرآن كريم نسبت به يكديگر هماهنگ و منسجم‏اند . هرگز نمى‏توان آيه را با قطع نظر از آيات ديگر معنا كرد ،بلكه با توجه به سراسر قرآن كريم بايد آيه مورد بحث را معنا نمود.(2) در آیه ای دیگر آمده است : "وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى‏ عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ" (3) چگونه ممكن است كافر شويد، با اينكه (در دامان وحى قرار گرفته‏ايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مى‏شود، و پيامبر او در ميان شماست؟! (بنا بر اين، به خدا تمسّك جوييد!) و هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست، هدايت شده است‏. تفسير عياشى از محمد بن مسلم نقل می کند که از امام باقر عليه السّلام سؤال نمودم :گروهى از ما چنين پندارند كه مراد از آيه (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) يهود و نصارى هستند ، فرمود :در اين صورت مردم را به دين خودشان دعوت مى‏نمايند اما ما اهل ذكر هستيم كه مردم از ما بايد سؤال كنند. مراد از ذكر قرآن كريم است.(4) البته موضوع مورد سوال شما میدان گسترده ای دارد که باید تمام آیات ولایت با تعمق و دقت مورد بررسی واقع شود . توصیه می کنیم کتاب آیات ولایت در قرآن نوشته آیه الله مکارم شیرازی و ترجمه کتاب شواهد التنزیل حسکانی از علمای بزرگ اهل سنت را مطالعه نمایید . پی نوشت ها: 1. مائده(5) آیه 67 2.ترجمه الميزان، مقدمه، ص 17 3. آل عمران(3) آیه 101 4.انوار درخشان، ج‏9،ص480
 
 اثبات تشیع از کتاب صحیح بخاری و مسلم
برای اثبات حقانیت تشیع ادله متفاوتی در کتب شیعه و عامه وجود دارد
 
که ما در اینجا فقط به یک روایت اکتفاء میکنیم که ابتدا از کتب شیعه
و سپس از کتب عامه آنرا نقل میکنیم:یک سند از شیعه مرحوم شيخ صدوق رحمة الله عليه در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمة ،
 
مي‌نويسد :


سئل أبو محمد الحسن بن علي عليهما السلام وأنا عنده عن الخبر الذي روي
 عن آبائه عليهم السلام : " أن الأرض لا تخلو من حجة لله على خلقه إلي يوم
 القيامة وأن من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية " فقال عليه السلام :
 إن هذا حق كما أن النهار حق ، فقيل له : يا ابن رسول الله فمن
الحجة والامام بعدك ؟ فقال ابني محمد ، هو الامام والحجة بعدي ،
من مات ولم يعرفه مات ميتة جاهلية .


از امام حسن عسكري عليه السلام سؤال شد (در حالي كه من آن جا بودم )

در باره  اين روايت كه از پدرانش نقل شده بود : « زمين هيچ‌گاه از حجت

 
خدا بر خلق ، تا روز قيامت خالي نخواهد بود و اگر كسي بميرد و امام زمانش

 
را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است » امام حسن عسكري

عليه السلام فرمود :

 
اين سخن حقي است ؛ همان طور كه روز حق است . از ايشان سؤال شد :

 
اي فرزند رسول خدا ! امام و حجت بعد از شما كيست ؟ فرمود :


فرزندم محمد ، او امام و حجت بعد از من است . هر كس بميرد و او را نشناسد ،

 به مرگ جاهليت مرده است .

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 409 – 410 و كفاية الأثر -
 الخزاز القمي - ص 296  و وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي
- ج 16 - ص 246 و مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 18 - ص 187 و ...

همين حديث از پيغمبر اكرم نقل شده در كتب عامه به صورتهاي مختلف آمده
 كه بيان مي شود.

از كتاب‌هاي عامه

۱-مَنْ مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية .

هر كس بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج3 ، ص1478و  السنن الكبرى ، البيهقي ،
 ج8 ، ص156 و مجمع الزوائد ، ج5 ،‌ ص218 و مشكاة المصابيح ، ج2 ،
 ص1088و  سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج2 ، ص715 .

۲-مَنْ مات بغير إمام مات ميتة جاهلية.

هر كس بدون امام بميرد ، به مرگ جاهلي  مرده است .

مسند احمد ، احمد بن حنبل ، ج4 ، ص96 و مجمع الزوائد ،‌ الهيثمي ،
 ج5 ،‌ ص218 و مسند الطيالسي ، الطيالسي ، ص295 و الإحسان بترتيب
 صحيح ابن حبان ج7 ، ص49 و حلية الأولياء  ، ج 3 ،‌ ص22  .

۳-مَنْ مات وليستْ عليه طاعة مات ميتة جاهلية .

هر كس بميرد و اطاعت از امامي بر گردن او واجب نباشد ،
 به مرگ جاهلي مرده است .

مجمع الزوائد، الهيثمي ، ج5 ، ص224 و كتاب السنة ، ج2 ،‌ ص489 .
الباني بعد از نقل حديث مي‌گويد :

إسناده حسن، ورجاله ثقات .

۴-مَنْ مات و ليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية .

هر كس بميرد و امام جماعتي نداشته باشد ، مرگ او مرگ جاهلي است .

المستدرك على الصحيحين ، ج1 ، ص150

حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث مي‌گويد : هذا حديث صحيح على
 شرط الشيخين. و ذهبي نيز آن را تأييد كرده است ، ج1 ، ص204 .

۵-من مات ليس عليه إمام فميتته جاهلية .

هر كس بميرد و امام نداشته باشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

المعجم الكبير ، الطبراني ، ج 10 ،‌ ص298و  المعجم الأوسط ،‌
 ج2 ، ص317 و ج4 ، ص232 و  مسند أبي يعلى، ج6 ،
 ص251 و كتاب السنة ، ابن أبي عاصم ، ج2 ،‌ص489
 و  مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج5 ، ص224-225.

عامه از طرفي اين روايات را نقل و صحت آن را تأييد كرده‌اند

و از طرف ديگر عملاً هيچ امامي ندارند كه همگي بالإتفاق از


 او تبعيت كنند . و اين تضادی است كه از حل آن عاجز مانده‌اند .


اگر هيچ روايت ديگري براي بطلان مذهب عامه وجود نداشته باشد ،
 همين يك روايت كفايت مي‌كند .

حال سوال ما اين است: وظيفه ما در قبال جانشين رسول خدا چيست؟

 پاسخ این است که: تبعيت كردن از وي و با او دست بيعت دادن.


حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه تنها با آن دو بيعت نكرد بلكه از آن
 
دو نا راضي بود و تا هنگامي كه از دنيا رفت با آن دو (عمر و ابوبكر )

صحبت نكرد

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر،
 فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ».

صحيح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ .

و نيز در روايت ديگري بخاري نقل مي‌كند :

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ .

صحيح البخارى: 5/82، (ص 802 ح 4240) كتاب المغازى،
 ب 38 ـ باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ.


صحيح مسلم: ج 5، ص 154، ح 4471، كتاب الجهاد و السير
 (المغازى )، ب 16 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و (آله) سلم،
 ج لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ.


و در روايت سوم مي‌نويسد :

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ .

صحيح البخارى، ج 8، ص 3، ح 6726، كتاب الفرائض، ب 3 ـ
 باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و (آله) سلم  لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ .

حال به من بگوييد اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبكر

 بيعت نكرد پس بايستي به مرگ جاهليت مرده باشد  آيا كسي كه

 
به مرگ جاهلي بميرد وارد بهشت مي شود ؟


جواب:

- قال رسول الله صلي الله عليه و (آله)سلم: فاطمه سيدة نساء اهل الجنه:
«حضرت زهرا (سلام الله عليها) سرور زنان اهل بهشت است.»

( المستدرك حاكم نيشابوري ج3 ص153) (مسند احمد حنبل حديث
 شماره 18153-18154)
(صحيح مسلم با روايت المسور حديث شماره 4482 الي 4485)

آيا كسي كه به مرگ جاهلي مرده است سرور زنان اهل بهشت مي شود؟
(امان از اين تهمت هاي ناروا )

و سؤال مهمتر اينكه:

خليفه و جانشين رسول خدا چه كسي بوده است كه حضرت زهرا

 (سلام الله علیها) با وي بيعت كرده است تا به مرگ جاهلي نميرد؟


اگر بگوئيد با ابوبكر بيعت كرده است پاسخ شما خير است

چون همانگونه  كه بزرگترين كتاب عامه مي گويد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) در

حالي
از دنيا رفت كه نه تنها با ابوبكر بيعت نكرد بلكه از او ناراضي بود و از
 
اين دنيا رفت و با او صحبت نكرد تا پيامبر را ملاقات كند.


حال مهمترين سؤال اينكه حضرت زهرا(سلام الله علیها) با چه كسي بيعت كرده ؟

یقیناً به غير از مولا امير المؤمنين(علیه السلام) با کسی بیعت نکردند.


پس ما راهي را مي رويم كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفته است.

اين معني تشيع و پيرو بودن است.


كساني كه دنبال حق وحقيقت هستند خداوند هم راه را به آنها نشان مي دهد

و قضيه مثل روز روشن است كه حق با تشيع است ولي نمي دانیم چرا

 بعضي ها نمي خواهند قبول كنند؟؟!!

قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين(سوره نمل-آیه 64) بگو اگر راست مى‏گوييد
 برهان خويش را بياوريد.
منبع
http://www.valiasr-aj.com

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 27 خرداد 1393 ] [ 15:14 ] [ labbaikgharibezahra ]

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

منتظر ظهور به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ هدیه ای است به صاحب الزمان...ای منتظر ظهور به امید فرج سرور جهانیان آقا صاحب الزمان (عج)یک صلوات عنایت بفرمایید...
آرشيو مطالب
خرداد 1394
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393
امکانات وب