script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js"> السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )

السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )
حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
لينک دوستان

از کتاب «عمل‌های اشتباه، پاسخ‌های صحیح» اثر حجت‌الاسلام علی سنجرانی برای علاقه‌مندان ذکر کنیم.  

1- با اینکه پیامبران و امامان معصومند، پس چرا استغفار و گریه می‌کنند؟

پاسخ: اگر سالن بزرگی را با نور کمی روشن کردیم جز اجناس و اشیای بزرگ را نخواهیم دید ولی اگر همین سالن را با نور زیاد روشن کردیم حتی یک پوست تخمه و ذره کاغذ دیده خواهد شد. نور افراد عادی کم است، از این رو تنها گناهان بزرگ خود را می‌بینند ولی پیامبران و امامان معصوم(ع) که از نور ایمان بسیار بالایی برخوردارند حتی اگر یک لحظه از عمرشان را به اعلی درجه ممکن بهره نگیرند، دست به دعا و گریه بر می‌دارند. مثال دیگر: دراز کردن پا برای کسی که درد پا دارد، نه حرام است نه مکروه، ولی می‌بینیم که گرفتاران به درد پا به هنگام دراز کردن پا از اطرافیان خود عذرخواهی می‌کنند، زیرا برای آنان احترامی قائلند که حتی از کار مباح خود شرمنده هستند.

مثال دیگر: گاهی افرادی که در تلویزیون مشغول نقل اخبارند سرفه می‌کنند و فوراً از تمام بینندگان عذرخواهی می‌کنند، با اینکه سرفه کردن گناه ندارد ولی چون خودشان را در محضر مردم می‌بینند، عذرخواهی می‌کنند. اولیای خدا نسبت به ذات مقدس او چنان معرفت و شناختی دارند که اگر عبادات جن و انس را نیز داشته باشند، خودشان را مقصر می‌دانند.

2- به چه دلیل بعد از دعا کردن دست‌ها را به صورت می‌کشیم؟

پاسخ: در پاسخ به این سؤال استناد کرده‌ام به روایات موجود که از اهل بیت (ع) است: پیامبر اکرم(ص) در خطبه شعبانیه فرمودند: «و ارفعوا الیه ایدیکم بالدعاء فی اوقات صلواتکم، فانّها افضل الساعات، ینظر الله عزوجل‌ فیها بالرحمة إلی عباده» هنگام نماز دست‌ها را به دعا بلند کنید که بهترین لحظاتی که خدا با رحمت به بندگانش می‌نگرد این لحظات است.

وقتی انسان دست به دعا برداشت، طبق روایات و سنت معصومین (ع) مستحب است آن را بر سر و صورت خود بکشد، برای اینکه لطف خدا به این دست پاسخ داده است دستی که به سوی خدا دراز شود یقیناً خالی بر نمی‌‌گردد و دستی که عطای الهی را دریافت کرد، گرامی است بنابراین خوب است آن را به صورت یا به سر بکشد گاهی امام سجاد (ع) چیزی که به سائل مرحمت می‌‌فرمودند، دست مبارک را می‌بویید و می‌گفت: این دست به دست الهی رسیده؛ چون خدا فرمود: «هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ» آنان که این شامه را دارند، می‌توانند با بو کردن دست، نشانه دست الهی را استشمام کنند و جزو همین حکمت‌هاست آنچه گفته می‌شود: بوی بهشت از فاصله هزار سال استشمام می‌شود، گروهی آن را حس می‌کنند و عده‌ای محرومند.

3- افرادی هستند که نماز نمی‌خوانند و می‌گویند «دلت پاک باشد» آیا مسلمانی بدون نماز می‌شود؟

پاسخ: در سوره مبارکه نصر می‌خوانیم که مردم وارد دین می‌شوند؛ «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» و در جای دیگر در سوره حجرات آیه 14 به کسانی که شعار دینداری می‌دادند، گفته می‌شود: هنوز ایمان وارد دلهای شما نشده است:« وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ» یعنی دین باید وارد قلب‌های مردم شود.

پس، دینداری مراحلی دارد: مرحله گرم شدن، مرحله داغ شدن و مرحله پختن شدن. هر گرم و داغی، سرد می‌شود ولی هیچ پخته‌ای خام نمی‌شود.

ورود مردم در دین آسان است. هر کس بگوید: «‎أشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ الله وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» مسلمان است، این مرحله گرم شدن است اما بالاتر از گرم شدن، داغ شدن است اصحاب پیامبر با احساس و هیجان داغی به جبهه‌ها می‌رفتند و حاضر بودن در کنار پیامبر(ص) جان‌فشانی کنند ولی قرآن در سوره انفال آیه 41 می‌فرماید: «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ» اگر دین دارید، خمس غنائم جنگی را بدهید.

پس، کسانی که شهادتین می‌گویند و حتی در جبهه‌ها کنار پیامبر می‌جنگند، ممکن است در مسایل مالی آسیب‌پذیر باشند که قرآن می‌فرماید: در کنار شهادتین و جبهه و نماز، حق خدا، و رسول و فقرا را نیز بپردازید در این مرحله است که ایمان وارد قلب می‌شود.


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 31 خرداد 1394 ] [ 11:18 ] [ labbaikgharibezahra ]

موضوع: نماز جمعه در قرآن و روايات

تاريخ پخش: 29/06/86

بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

1- سوره جمعه و اهميت آن

در اين بحث مي‌خواهم درباره نماز جمعه صبحت کنم و روز جمعه. در قرآن سوره‌اي به نام سوره جمعه آيه‌اي هم داريم درباره نماز جمعه عزيزمان اين آيه را مي‌خواند که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ» من تفسير مي‌کنم.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ‌اي کساني که ايمان آورديده‌ايد «إِذَا» زماني که «نُودِي» ندا شد صداي اذان بلند شد «إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ» روز جمعه که صداي نماز جمعه را شنيديد صداي اذان روز جمعه را شنيديد «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ» سعي کنيد بدويد براي نماز جمعه «وَذَرُوا الْبَيْعَ» مغازه‌ها را ببنديد «ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ» نگوييد مشتري از دستمان مي‌رود اين نيم ساعت يک ساعت بستن به نفع شما است «إِنْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» (جمعه/9) اگر بدانيد.

عرض کنم که نکاتي که اينجا من ياداشت کرده‌ام. اولين اقدام پيامبر بعد از هجرت به مدينه اقامه نماز جمعه بود پيامبر وقتي وارد مدينه شد هجرت کرد اولين کارش اقامه نماز جمعه بود نماز جمعه خط ويژه دارد مثل آمبولانس که ميان ماشينها خط ويژه دارد «فَاسْعَوْا» نمي‌گويد «فَاذهَب» نمي‌گويد برو مي‌گويد بدو يعني خداوند روز جمعه به مردم يک هيجان نشاط خاصي مي‌خواهد گفتند مغازه‌ها را ببنديد «ذَرُوا الْبَيْعَ» رها کنيد تجارت را!

نماز جمعه هم وزن حج «عَلَيْكَ بِالْجُمُعَةِ فَإِنَّهَا حَجُّ الْمَسَاكِينِ» (التهذيب/ج3/ص236) روايت آمده که سعي کنيد برويد نماز جمعه ثواب حج دارد حج مساکين.

2- نماز جمعه حج فقرا است

«اغنياء مکه روند فقرا سوي تو آيند» اين را براي امام رضا(ع) مي‌خوانند. حالا «اغنيا مکه روند و فقرا سوي تو آيند، جان به قربان تو آقا، که تو حج فقرايي» حديث داريم که نماز جمعه حج فقرا است. اينکه کساني که نمي‌توانند مکه بروند نماز جمعه بروند آن ثواب را خدا بهشان مي‌دهند مثل کساني که بروند شهر ري حضرت عبدالعظيم را زيارت کنند ثواب زيارت کربلا را دارد يکي از دوستان ما دعوت شد پيش نماز حرم شاه عبدالعظيم بشود ايشان هم قبول کرد و آمد شهر ري امام جماعت حرم شد به من مي‌گفت که يکي از بزرگان من را ديد گفت من يک خوابي براي تو ديدم گفتم چه خوابي گفت من خواب ديدم تو پيش نماز حرم امام حسين شدي يعني خوابي که با آن حديث البته من به خواب اعتقاد ندارم مگر اينکه اين خواب طبق آيه و طبق حديث باشد يعني آثار گواهي بايد يک جور باشد خود خواب نمي‌تواند حجت باشد مگر اينکه دلايل و قرايني داشته باشد که اين خواب خواب صادقي بوده چون روايت داريم که کسي که زيارت کند زيارت کربلا اميدش است ببيند اين دوست ما هم که الان هم امام جماعت است مي‌گفت آن آقاي بزرگواري که خواب ديده بوده نمي‌دانست که من اخيراً رفتم پيش نماز شدم نماز جمعه حج فقرا مساکين است.

3- در نماز جمعه دعاها مستجاب مي‌شود

نمازي که بعد از خطبه‌ها دعايش مستجاب مي‌شود چند جا دعا مستجاب مي‌شود 1- ساعت آخر روز جمعه روايات شيعه و سني ندارد هم شيعه هم سني داريم که ساعت آخر روز جمعه دعا برآورده مي‌شود 2- وقتي باران مي‌آيد دعا براورده مي‌شود يعني وقت نزول رحمت بعد از خطبه هاي نماز جمعه هم دعا براورده مي‌شود تنها نمازي است که امام اش بايد دست به اسلحه داشته باشد خيلي هيئت هيئت قشنگي است يعني هم اسلحه هم موعظه لازم است امام جمعه به مردم سلام کند لازم است امام جمعه به مردم سفارش به تقوا بکند حتي احتياط مي‌کند کلمه تقوا را بگويد مثلاً نگويد بايد آدم خوبي باشيد کلمه خوب نه متقي باشيد شما را سفارش بکنند به تقوا يعني حتي احتياط مي‌کنند بعضي مي‌گويند لفظ هم لفظ تقوا باشيد يعني کلمه تقوا از دهن بيرون بيايد سفارش به تقوا منتهي تقواي وا رفتگي نه، تقواي وارستگي. چون ما دو رقم آدم داريم وارفته و وارسته وارفته يعني آدم شلي است ولي وارسته متقي است مثل لالي که غيبت نمي‌کند کوري که نگاه بد نمي‌کند يک آدم هاي شلي هستند ولي وقتي مي‌گويد دستت به اسلحه باشد و سفارش کند به تقوا يعني ما هم اهل موعظه هستيم اهل تقوا اهل فرهنگ و اهل قدرت اينکه بگوييم کار فرهنگي بکنيم بدون قدرت اشتباه کرديم اينکه بگوييم به زور متوسل بشويم کار فرهنگي نداريم اين فايده ندارد اينکه مي‌گويند امام جمعه هم دستش اسلحه باشد هم زبانش موعظه يعني قدرت و کار فرهنگي يعني فرهنگ وقدرت بايد با هم باشد يعني بايد کار فرهنگي کرد.

4- كسي كه نماز جمعه را سبك شمارد منافق است

اگر کسي نماز جمعه را سبک بشمارد اين نشانه‌ي نفاق است. اگر کسي نرفتنش به نماز جمعه نشانه‌ي بي اعتنايي به نظام اسلامي باشد اين نشانه‌ي نفاق است نمازي که بايد مردم اطلاعات عمومي پيدا کنند نماز جمعه دو رکعت است به جاي دورکعتش دوتاخطبه است ولذا مي‌گويند وقتي امام جمعه خطبه مي‌خواند شماگوش بدهيد خطبه هاي نماز جمعه را بايد گوش داد چون به جاي دو رکعت نماز حساب مي‌شودحالا يکي از خطبه‌ها سفارش به تقوا و تفسير و اينطور چيزها باشد يکي از خطبه‌ها «يخبرهم بما وقع في الْآفَاق‏» امام رضا(ع) مي‌فرمايد يخبر يعني خبر بدهد اما م جمعه به مردم يخبرهم يعني به مردم خبر بده به چه چيز خبر بدهد «بما وقع في الْآفَاق» حوادث جهان را به مردم خبر بده ومردم هفته‌اي يک بار خبري از دهان از يک آدم با تقوا خبرها‌ي دنيا را بشنوند «يخبرهم بما وقع في الْآفَاق» وخيلي قشنگ مهندسي را حساب کنيد دين ما مهندسي اش آدم را خيلي گيج مي‌کندکه نماز ما چندرقم داريم نماز تنهايي داريم تکي آدم نماز بخواند نماز تکي چيست نماز تکي اين است که نماز شب بخواني نماز شب را گفتند در خانه بخوانيد آدم نماز مستحبي را در خانه بخواند بهتر است تادر مسجدبخواند يک نماز داريم نماز جماعت يک نماز داريم نماز جمعه است که همه‌ي شهر يک جا باشد که هويتش به اين است که هم عبادت است هم اجتماع است هم سياست است هم خاري است در چشم دشمنان يعني دشمن وقتي بخواهد ببيند امت اسلامي وفادار هستند يا نيستند ميزان الحراره‌ي وفاي مردم با نظام شرکت د رنماز عيد ودر نماز جمعه است تا مادامي که نماز جمعه است مردم وفادارند همين که نماز جمعه خلوت شد پيداست که مردم يک خورده دلسرد شده‌اند ولذا نماز جمعه ميزان الحراره‌ي وفاداري ماست نمازي که بايد به جماعت خواند.

5- نماز جمعه بايد به جماعت خوانده شود

در نماز جمعه تعدادي معين شده‌اند که بايد حتماً به جماعت خوانده شود. نماز جمعه تنهايي نمي‌شود حتي گفته‌اند زنداني‌ها را با پليس بياوريد. از زندان بياوريد نماز جمعه خطبه‌ها را گوش بدهند. بعد بروند يعني اگر افرادي به دليلي مجرم هستند يا مقصر يا به هر دليلي زندان هستند، نبايد اينها از فرهنگ محروم بمانند. حالا بدهکار است پول نداشته بدهد به هر حال خلافي کرده است زندان رفته اما آدم زنداني معنايش اين است که از مسائل جامعه عقب بماند از مسائل فرهنگي عقب بماند زندان رفتن يعني گاهي وقتها ما کاري را مي‌کنيم بيش از جرمش جرم مي‌کشد اين آقا خلاف کرده برود زندان چرا ديگر از نماز جمعه محروم بماند ولذا داريم اينها را با پليس بياوريد نماز جمعه خطبه‌ها را گوش بدهند بر گردانند قبل از روز جمعه سفر سفارش نشده است گفتند صبر کنيد خطبه‌ها را گوش کنيد بعد برويد مسافرت يعني حضور در صحنه بايد باشد مگر اينکه سفري در راه خدا باشد سفري که تحصيلي است دانشجو است يا جبهه است اگر سفري مهم است انجام دهد اما اگر سفرعادي است بعداز خطبه‌ها برود از روز قبل گفتند خودتان را آماده کنيد داريم که شب جمعه که نماز مي‌خوانيد مستحب است به جاي «قُلْ هُوَ اللَّهُ» سوره‌ي جمعه رابخوانيد در سوره‌ي جمعه هم همين آيه است «إِذَا نُودِي... » يعني شب جمعه که نماز مغرب يا عشاء مي‌خوانيد در نماز شب جمعه اين آيه را بخوانيد سوره‌ي جمعه اين آيه را بخوان تا يادت نرود که فردا جمعه است يعني ازشب جمعه آماده باش طبل آماده باش حديث داريم که وقتي اذان مي‌گويد الله اکبر شما هم بگو الله اکبر يعني اين هماهنگي کنيد با همديگر از شب جمعه اين تو گوشت برود که وقتي صداي نماز جمعه شنيدي در مغازه را ببند يعني به بازار ي‌ها مي‌گويد از شب جمعه خودتان را آماده کنيد «ذَرُوا الْبَيْعَ» مغازه را ببند

6- در نماز جمعه مراعات حال يكديگر را بكنيم

حضرت امير مي‌فرمايد که اگر شب جمعه غذايي مي‌خوري که فردا ضعفت مي‌گيرد حتي دارو سعي کن مصرف نکني که از نماز جمعه محروم نشوي. شب جمعه پياز نخوريد براي اينکه فردا در نماز جمعه ممکن است بوي پياز مردم را اذيت کند. خيلي قشنگ است دين اين زيبايي‌ها‌ي دين آدم را کلافه مي‌کند. از شب جمعه پياز نخور براي اينکه فردا يک نفر بغلت نشسته اذيت نشود. ما راحت اذيت مي‌کنيم مردم را. هر جا بخواهيم ماشينمان را موتورمان را دوبله پارک مي‌کنيم هر جابخواهيم راه بندان مي‌کنيم هر جا بخواهيم راحت برايمان مردم انگارآزاديم هر کاري مي‌خواهيم بکنيم يکي از بستگانمان مي‌ميرد بلندگو مي‌گذاريم يک بار براي هفتش يک بار براي ختمش يک بار براي چهلش يک بار براي سالش يعني يک پيرزن يک پيرمرد ياجوان يا هر کس که از دنيا رفت چند بار بلند گوي مسجد مردم را زجر مي‌دهد خيلي راحت مردم را اذيت مي‌کنيم. اذيت به مردم اشکال دارد.

يکي از علماي شهر شما آقاي ناصري که امام جمعه‌ي شهر کرد است. آقاي ناصري امام جمعه‌ي محترم شهر کرد يزدي است. ايشان براي من مي‌گفت: حالا چون شما هم يزدي هستيد دو سه تا خاطره‌ي قشنگ نقل مي‌کرد. يکي مي‌گفت من اعلاميه‌هاي امام را در مکه پخش مي‌کردم زمان شاه. حکومت آنوقت ما را گرفت و دو سال در زندان سعودي بوديم. بعد از دوسال آزاد شديم و آمديم نجف وخدمت امام رسيديم و امام هم شناخت که ما به خاطر پخش اعلاميه‌ها‌ي امام دو سا ل زندان صعودي بوديم در کشور آنجا به هر حال مي‌گفت مي‌خواستيم داماد بشويم يک پولي مي‌خواستيم از امام بگيريم قرضي به اما م گفتيم ما مي‌خواهيم داماد بشويم دو سال هم زندان بوديم به خاطر شما شما ده هزار تومان به ما قرض بدهيد شش ماه ديگر من به شما مي‌دهم امام فرمود مانعي ندارد ده هزار تومان امام قرض داد مي‌گفت شش ماه يا دو ماه يادم نيست ده روز به آخر وقت مانده امام پيغام داد به آقاي ناصري بگوييد: ده روز ديگر بايد پولت را بدهي آماده باش. مي‌گفت: ما خيلي جاخورديم. امام بالاخره نگفت تو جوان طلبه رفتي مکه بخاطر ما دو سال زندان بودي. حالا ما اين ده تومان را از تو نگيريم. گفت حساب حساب کاکا برادر! قرض کردي بايد بدهي. گفتي شش ماه، سر ده روز بده. اين خيلي براي ما مهم يعني امام خلاصه به کسي باج بدهد با کسي رو در بايستي کند. در رودربايستي بماند خيلي رک گفت: که بگوييد ده روز ديگر پول را بدهد.

مردم براي اينکه يک رأي جمع کنند کدخدا يا شوراي اسلامي يا وکيل بشوند اوه انقدر پلوي مفت مي‌دهند آنقدر تبليغات مي‌کنند اين قدر باج مي‌دهند اين را ببين آن را ببين امام رهبر دنيا شد رهبر مسلمانان شد وحتي وام به کسي ده روز بيش از مدت نداد.

7- حق الناس را رعايت كنيد

خاطره خاطره‌ي دوم که راجع به حق الناس است. ايشان مي‌فرمود: امام آمد نماز بخواند پشت در کفش بود. امام نگاه به کفش‌ها کرد برگشت. گفتيم: آقا مردم در سالن نشسته‌اند. منتظرنماز جماعت هستند. بفرماييد نماز بخوانيد. فرمود: من اگر بيايم و نماز بخوانم بايد پايم را بگذارم روي کفش مردم. آخر چرا من بايد پايم را بگذارم روي کفش مردم؟ گفتيم: آقا راضي‌اند. گفتند: راضي باشند. من پا روي کفش مردم نمي‌گذارم. برگشت! گفتيم آقا چه مي‌کنيد؟ گفتند بگو نماز فرادي بخوانند. گفتيم آقا ما کفش‌ها را کنار مي‌زنيم. فرمود کفش‌ها را کنار بزني، اين لنگه کفش‌ها قاطي مي‌شود وقتي برگردند عمر مردم تلف مي‌شود. بايد دنبال لنگه‌ي کفششان بگردند. چرا به مردم ظلم کنم؟

ببينيد اين دين ما اين است وقتي دين معنايش اين است اين که ما فکر مي‌کنيم حالا که صدايمان خوب است حق داريم سحر خواني کنيم؟ حق داريم قرآن بخوانيم؟ حق داريم... نه شما حق نداريد، عزاداري کنيد به نحوي که مردم آزاري بشود مردم آزاري به هيچ دليلي نماز جمعه را مي‌گويد شب جمعه پياز نخور. فردا در نماز جمعه ممکن است بوي پياز بدهي خيلي وقت‌ها که مي‌رويم به نماز جمعه سجاده مي‌بريم بعد از نماز جمعه سجاده را برمي‌داريم همين طور هرکسي سجاده اش را بر مي‌دارد کمک مي‌کند هي تکان مي‌دهيم يک گردوخاکي بلند مي‌شود که اينطور نبايد باشد تکان داد ن سجاده سجاده را تا کن ببر خانه تکان بده حتي مسافرت شما مي‌رويد مشهد مي‌روي هر مسافرت زيارتي يا غير زيارتي نگو حالا ما مسافريم اگر مسافر در نماز جمعه شرکت کند ثوابش بيش از افراد همان شهر است.

8- نماز جمعه كفاره گناهان يك هفته‌ي انسان است

نماز جمعه کفاره‌ي گناهاني است که انسان در طول هفته انجام مي‌دهد البته مادامي که گناه کبيره را رهاکند اگرگناه کبيره نکرده باشيم، گناهان کوچک را نماز جمعه گناهان اين هفته تا آن هفته را گناهان کوچک را مي‌بخشد کفاره است. اگر کسي کارگري گرفته روز جمعه کارگر گفت مي‌خواهم بروم نماز جمعه اين را جلويش را نگيرد البته ممکن است کارگران هم به اسم نماز جمعه جيم شوند اين هم هست ولي اگر کارگري واقعا جيم نمي‌شودمي گويد مي‌خواهم بروم نماز جمعه اجازه اش بدهيد وقتي زنداني را مي‌گويند اجازه اش بدهيد ولي خوب کارگر که زنداني نيست هر کس سه جمعه پي در پي بدون عذ ر موجه نماز جمعه را ترک کند نامش در دفتر منافقين ثبت مي‌شود «مَنْ تَرَكَ الْجُمُعَةَ ثَلَاثاً مُتَتَابِعَةً لِغَيْرِ عِلَّةٍ كُتِبَ مُنَافِقا» (مستدرك/ج6/ص 9) کسي سه هفته پشت سر هم نماز جمعه نرود بدون دليل حتي داريم اگر جواني مسجد نمي‌آيد دخترتان را به او ندهيد. چون اين جواني که پشت مي‌کند به جامعه جامعه هم پشت کند به اين جوان مقابله به مثل کنيد چرا مسجد نمي‌آيي نمي‌گوييم برو اين مسجدممکن است آقاي مسجدرا قبول نداشته باشد برو يک مسجد‌ي که آقايش را قبول داري ولي اگر جوان گفت آقا اصلامن با جامعه‌ي اسلامي نمي‌خواهم بروم در جمعيت اگر کسي بي اعتنايي شد به جمعيت اسلامي خوب جمعيت اسلامي هم نسبت به او يک... آنوقت شما مي‌دانيد اگر به همين حديث عمل کند مسجد ما پراز جوان مي‌شود داريم هر کس نمي‌تواند برود نماز جمعه مبلغي صدقه بگذارد تا کفاره‌ي عدم حضور او در نماز جمعه باشد اين روايت را شيعه نديدم اهل سنت اين روايت را نقل کرده‌اند در کنز العما ل حديثش آمده است يعني نماز جمعه جوري است که به هرحال مثل يک وقت هايي که مي‌گويند سفر نحس است داريم که مثلا در فلان روز سفر نکنيد در عين حا ل روايت داريم که اگر لازم شد سفر بکنيد منتهي صدقه بگذاريد کنار که دفع بلا بشود حديث داريم که پيغمبر فرمود هر کس نماز جمعه نرود از روي انکار يعني مي‌گويد من اصلا قبول ندارم يا استخفاف وسبک شمردن اين را خداهميشه کارش را جمع نمي‌کند يعني هميشه در زندگي اش تاب مي‌دهد يعني هر طور بخواهد خودش را جمع وجور کند نمي‌تواند اگر کسي حديث از پيغمبر است صلي الله وآله وسلم کساني که نماز جمعه نمي‌روند از روي استخفاف يعني مي‌گويد ول کن بابا برو بابا کساني که نماز جمعه را تحقير مي‌کنند اين زندگي اش هميشه تاب مي‌خورد وخدا هيچوقت زندگي اش را جمع نمي‌کند يعني آب خوش نمي‌گذارد از گلويش پايين رود هر چقدر جمع مي‌کند مرتب پخش مي‌شود اين حديث از اهل شيعه است.

9- خطبه‌هاي نماز جمعه را طولاني نكنيد

خطبه هاي نماز جمعه بايد طولاني نباشد حديث داريم دوره‌ي آخر الزمان خطبه‌ها را طولاني مي‌کنندسوره‌ها را کوچک مي‌کنند حرف خودش را مي‌کشد حرف خدا را کم مي‌گذارد خطبه را کوچک کنيداما به جايش عوض قل هوالله مثلا سوره جمعه را بخوانيد يا سوره‌ي منافقون را بخوانيد چون داريم رکعت اول سوره‌ي جمعه خوانده شود يک صفحه است و رکعت دوم سوره‌ي منافقون آن هم تقريبا يک صفحه‌ي قرآن حالا انتخاب اين دو سوره مهندسي مي‌خواهد سوره‌ي جمعه يعني اتحاد ملي يعني خودتان را جمع کنيد رکعت دوم که منافقون بخوانيد يعني بايد مواظب باشيد ازتوطئه‌ها يعني هم خودي‌ها به هم متصل بشويد وبدانيد وظيفه تان چيست خودسازي است فکر نکنيد آدم خوبي هستيد «إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوْا الْمَوْتَ» (جمعه/6) سوره‌ي جمعه آياتي است که «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ» (جمعه/1) هستي سبحان الله مي‌گويد تو چرا غافل هستي اگر فکر مي‌کني آدم خوبي هستي نبايد از مرگ بترسي اگر از مر گ مي‌ترسي پيداست گير داري اين يک مقداري سوره‌ي جمعه نکاتي درونش است رکعت دوم نماز جمعه سوره‌ي منافقين است البته خطبه‌ها هم گاهي مربوط به خطيب است خطيب گاهي وقتها يک جوري حرف مي‌زند وحرفهايي مي‌زند هم خود بيانش وهم مطالبي که مي‌گويد جاذبه دارد تا چهل دقيقه هم جاذبه دارد تا نيم ساعت هم جاذبه دارد گاهي وقتها جاذبه ندارد اگر جاذبه ندارد افرادي از من پرسيدند ما چقدر سخنراني کنيم مي‌گويم آيا حرف زدنت جاذبه دارد يا جاذبه ندارداگر جاذبه دارد چون مردم دفعه‌ي اول آدم هايي که عاشقند پا منبرهمچين گوش مي‌دهند.. يعني حرف را در هوا مي‌پرد مي‌گيرد چون اين عاشق است عاشق حرفها است اما يک عده از مردم عاشق نيستند آدم هايي که عاشق نيستند اين طوري گوش نمي‌دهند همچيني گوش مي‌دهند اين ديگر عاشق نيست معمولي است بعضي آدم‌ها خسته شده‌اند کلافه‌اند مي‌خواهندآقا تمامش کندديگر خسته مي‌شوند بعضي از افراد که پامنبر نشسته‌اند ديگر دارند منفجر مي‌شوند نگاه کن به قيافه ببين آنکه پاي منبر نشسته عاشق است فارغ است تشنه است بسته است ليز است فراري است يعني با همين نگاهها نگاه کن ببين «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ» شراب به چند دليل حرام است ولذا کسي که انگور بکارد و به قصد اينکه بدهد شراب کندکشاورزش هم مورد لعنت است فروشنده انگور خريدارانگور به قصد شراب بخرند بفروشند کارخانه‌اي که شراب مي‌سازد کارخانه‌اي که بطري مي‌سازد کارتني که بطري‌ها را داخلش مي‌گذارند کاميوني که بطري‌ها را حمل ونقل مي‌کندآن کسي آنها را سرو مي‌کندفروشند ه خريدار همه ده گروه در شراب.. شراب هم براي کليه براي مغز براي چشم براي نسل ضررهاي زيادي دارد اما قرآن مي‌گويد شراب نخوريد چرا براي اينکه مي‌گويد «وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنْ الصَّلَاةِ» (مائده/91) يعني شراب نخور تورا از نماز با ز مي‌دارد اگر دادوستد ما را از نماز باز داشت چه يعني مشغول تجارت زعفران نبات فرش پتو سيب زميني پياز هر چيز اگر کسي مشغول تجارت است و تجارتش اورا از نماز باز مي‌دارد اين تجارت هم خاصيت شراب دارد نه از نظر مراجع تقليد وتوضيح المسائل علمي نمي‌خواهم بگويم معامله حرام است اما خاصيت شراب را دارد چون قرآن وقتي مي‌خواهد بگويد شراب نخور مي‌گويد شراب نخور از نماز باز مي‌دارد پس هرکاري که مارا ازنماز باز داشت حتي استاد دانشگاه دارد درس مي‌دهد د رفرمانداري جلسه گرفتندمسئولين هر درس وبحث وکارسياسي اجتماعي اقتصادي داري مي‌نويسي امام رضا داشت مي‌نوشت صدا اذان راکه شنيد قلم را انداخت هر کاري که ما را از نماز باز بدارد مثل شراب است حالا اگر ما نمي‌توانيم هميشه اين کاررابکنيم متاسفانه متاسفانه متاسفانه وقت اذان مغازه هاباز است لااقل روز جمعه مغازه را ببنديد لااقل ماه رمضان ظهر‌ها که مي‌شود يک پرده بکشيدبنويسيدبه مناسبت نماز بيست دقيقه تعطيل به هر حال «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ» نماز ذکرالله است «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) خدايا خيلي نماز جمعه مي‌توانستم برويم نرفتيم خيلي نماز اول وقت مي‌توانستيم بخوانيم نخوانديم خيلي مي‌توانستيم از دانشمندان چيزي ياد بگيريم نگرفتيم خيلي از لحظه هاي عمرمان را مي‌توانستيم به خدا نزديک بشويم دور شديم خيلي کار غلط از ما سر زده خيلي غفلت خدايا تو را به حق محمد وآل محمد تمام تقصير‌ها وقصور‌ها را ببخش وبيامرز از الان تا ابدتوفيق جبران عنايت بفرما مزه‌ي عبادت را بر ما بچشان وتوفيق بده مزه‌ي عبادت را به نسل آينده بچشانيم به امام زمان کسي سلام مي‌کند به نمازش سلام بکنيد «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي» مهدي جان سلام بر نمازت «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ» مهدي جان سلام بر رکوعت «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَسْجُدُ» مهدي جان سلام بر سجده‌هايت «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ» مهدي جان سلام بر قرائت حمد و سوره‌ات «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ» مهدي جان سلام بر «لااله الا الله» گفتنت. «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ...» يعني امام زمان يک سلام به خودش مي‌دهيم و يک سلام هم به رکوع و سجودش و قرائتش و سخنانش نماز نماز است. خدايا ما را از برپاکنندگان نماز قرار بده.

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»


برچسب‌ها:
[ جمعه 29 خرداد 1394 ] [ 16:31 ] [ labbaikgharibezahra ]

نماز مقبول

«نماز مقبول» آن است که با خضوع و خشوع به‌جا آورده شود و آداب ظاهری و باطنی در آن مراعات شود. این نماز موجب تزکیة نفس و پاکی روح و روان می‌شود و تأثیر تربیتی و اخلاقی فراوانی دارد.

از این‌رو چنین نمازی را نماز اخلاقی نیز می‌گویند؛ نمازی که فرشتگان آن را با درخشندگی خاصی به پیشگاه خداوند متعال می‌برند و پروردگار عالم این نماز را می‌پذیرد.

 

نماز صحیح

نماز صحیح، موجب رفع تکلیف می شود و به سبب آن انسان در جهان آخرت مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. چنین نمازی را نماز فقهی نیز می‌گویند. نمازی که فرشتگان آن را در حالی که نورانیت و درخششی ندارد، به محضر ربوبی می‌برند و مورد قبول خداوند قرار نمی‌گیرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«ان من الصلوه لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الی العشرون ان منها لما یلف کما یلف الثوب الخلق فیضرب لها وجه صاحبها و ان ما لک من صلوتک الا ما اقبلت علیهه بقلبک ؛ (سرّ الصلوة، ص50)

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یک سوم آن، برخی یک چهارم و بعضی یک پنجم تا آنجا که برخی یک دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه کهنه پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای که در هنگام خواندن آنها به خداوند توجه داشته است.»

در میان تعقیبات نماز،‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

نمازی که با حضور قلب خوانده شود، ارزشمند و بسیار با اهمیت است. ممکن است در بعضی از نمازها شخص نتواند خشوع در آن را مراعات کند.

در چنین مواقعی نمازگزار با رعایت خضوع ظاهری و به‌جا آوردن مستحبات، نظیر گفتن اذان و اقامه و خواندن ذکرهای اضافه بر ذکر اصلی در رکوع و سجده‌ها که در رساله‌های عملیه و کتب ادعیه آمده است، می‌تواند قبولی نماز خود را فراهم آورد. نمازگزار می‌‌‌‌تواند بعد از نماز با ذکر صلوات بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و خواندن تعقیبات؛ یعنی دعاهایی که بعد از نمازهای یومیه وارد شده است، بخشی از کاستیهای نماز خود را جبران کند. آن‌گاه آن نماز را به خداوند متعال عرضه نماید تا پروردگار با فضل و کرم خود آن را بپذیرد.

 

ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است

در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یکی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباک کاغذی تشبیه می‌کردند و می‌گفتند: وقتی بادبادک دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ که تعقیب نداشته باشد به عالم ملکوت نمی‌رود.

 

چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟

به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.

نماز خواندن

در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:

1- شرط اعتقادی؛ 2 -شرط ولائی؛ 3 - شرط اخلاقی؛ 4 – شرط اقتصادی؛ 5 - شرط اجتماعی؛ 6 - شرط بهداشتی.

شرط اعتقادی:

نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه 97 می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه 93می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه بی ثباتی اعمال است.»

شرط ولائی:

یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.» (وسائل الشیعه ، ج 1، ص 90)

شرط اخلاقی(تقوا):

خدا تنها از اهل تقوا می‏پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.

شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛

ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.» (بحارالانوار ،ج 96 ،ص 12)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند ،قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند .»

شرط اجتماعی:

خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.

شرط خانوادگی:

خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.

در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند، قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.» (اصول کافی، ج 2ص 349)

همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»(وسائل الشیعه ، ج 14، ص 116)

آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏پذیر است.

 

نشان قبولی

در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده

است.» (بحارالانوار ،ج 82، ص 198)


برچسب‌ها:
[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 08:22 ] [ labbaikgharibezahra ]

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در ذیل آیه ۱۴ سوره عنکبوت درباره طول عمر امام زمان(عج) می‌نویسد:

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ»­

و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس در میان آنان هزار سال، به استثناى پنجاه سال، درنگ کرد-ولى جز اندکى از مردم به سخن او گوش ندادند- پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالى ­که ستمگر بودند، فرا گرفت.

نکته‌ها:

۱٫ قرآن، با بیان عمر طولانى انسان­‌های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است.«أَلْفَ سَنَهٍ»

۲٫ تنها پیامبرى که مدت رسالتش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(ع) است، البته ۹۵۰ سال، مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است، اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال­‌های عمرش بیان نشده است.

۳٫ عمر طولانى دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان­گونه که او حضرت مهدى(عج) را قرن‌ها زنده نگه داشته تا حکومت عدل جهانى را بر پا کند، گر چه جسم تمام مردم پس از کهولت سن فرسوده می‌­شود، ولى آن حضرت به گفته بزرگان دین، همچنان در چهره انسان چهل­‌ ساله ثابت است و این جاى تعجب نیست.

در صورت همه‏ ما، موى ابرو و مژه ده‌‏ها سال ثابت است، در صورتى که موى سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آنکه آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکى است. آرى! خداوند می‌‏تواند انسانى را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.

۴٫ گاهی پرسیده می‌شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدى(عج) را باور کنیم؟ 

پاسخ آن است که در آیه‏ ۲۵۹ سوره‏ بقره مى‏‌خوانیم: شخصى ـ که به گفته‏ روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادى عبور می­‌کرد که دیوارهاى آن بر روى سقف‏هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانى از مرگ ساکنین آن­جا و زمان تخریبش می‌‌گذرد، با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگشان زنده مى‌‏کند؟».

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردى؟»، گفت: «یک روز یا بخشى از یک روز!»، خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در اینجا مانده‏اى، به غذا و نوشیدنى خود که همراه داشتى، نگاه کن که با گذشت سال­ها تغییر نکرده است، به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثرى از آن باقى نمانده است، ما زنده شدن تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار مى‏‌دهیم، اکنون به استخوان‏هاى الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن­ها را به هم پیوند مى‏‌دهیم و بر آن­‌ها گوشت مى‏‌پوشانیم و زندگى دوباره به آن مى‌­بخشیم‏».

بنابراین آیه، غذا و نوشیدنى به مدت صد سال تغییر نکرد، در حالى ­که به طور طبیعى می­‌بایست پس از چند روز فاسد مى‏شد، صد سال برابر ۵۲۰۰ هفته است و خداوند غذایى که فقط یک هفته سالم می­‌ماند را ۵۲۰۰ برابر عمر طبیعى‏‌اش سالم نگاه داشت، اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج) مى‌‏رویم که هنوز حتى به حد ۲۰ برابر عمر طبیعى نرسیده است، بنابراین نه دلیل عقلى بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانى، چیز محالى است.

از طرفى تعجب ما از طولانى بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است، در حالی ­که نمونه‏‌هاى دیگرى از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) ۹۵۰ سال، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن­ها، عمر چندین هزارساله نوعى ماهى و برخى از درختان و… . آرى! خداوندى که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن مى‌‏دهد، مى‏‌تواند عمر انسان را نیز طولانى کند.

متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند، اگر یک روزنامه‏ خارجى گفته باشد که یک ماهى در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می‌کنند، اما اگر ۱۵۰ حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد، مى‏‌گوید: از نظر علمى نمى‌‏شود!


برچسب‌ها:
[ جمعه 11 اردیبهشت 1394 ] [ 16:10 ] [ labbaikgharibezahra ]

                             تصاویر زیبا در مورد بسم الله الرحمن الرحیم

تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)
در تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. (1)
مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه اتفاق افتاد. اين خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارين» يعنى كوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)
و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ هم‏زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)
كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
دوران باردارى حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.
اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.
نورى كه به خانه‏ هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد.

با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.
1- علماى اماميه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند.عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكره‏ى الخواص ص 306 مى‏نويسد: تاريخ‏نگاران نوشته‏ اند كه فاطمه‏ ى زهرا در سالى متولد شد كه قريش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. يعنى پنج سال قبل از بعثت.محمد بن يوسف حنفى در كتاب «نظم دررالسمطين» ص 175 مى‏نويسد: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مشغول ساختن كعبه بودند.
طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مغشول ساختن خانه‏ى كعبه بودند و در آن هنگام پيغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.

2- كامل ابن‏اثير ج 2 ص 40.
3- شفاءالغرام ج 1 ص 272- مراة الحرمين ج 1 ص 189/ 192.

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

برچسب‌ها:
[ شنبه 15 فروردین 1394 ] [ 11:03 ] [ labbaikgharibezahra ]

سوره کوثر

 

تصاویر زیبا در مورد بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر،

إنّ شانئک هو الأبتر

در شأن نزول این سوره گفته شده:

زمانى که رسول‌(ص) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،که در لغت عرب به «مقطوع النسل» اطلاق می‌شود.ابن منظور، لسان العرب/36.

کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.طبرسی، مجمع البیان فى علوم القرآن، 5/549.

البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (ص) ذکر می‌کند.علامه طباطبایی، المیزان، 7/370.

اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود. اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

امام فخررازى در ذیل آیه می‌نویسد:

کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(س) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.

آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

حسن ختام این بخش،آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده بگور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است. موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید. در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 02 فروردین 1394 ] [ 21:55 ] [ labbaikgharibezahra ]

*سورۀ مائده، آیۀ 16:

تصاویر زیبا در مورد بسم الله الرحمن الرحیم

      «یهدی به الله من اتّبع رضوانه سُبُلَ السَّلام»

خدای متعال با کتاب (به یک معنی قران کریم و به معنای عمیق تر وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام) کسی را که تبعیت از رضایت حضرت حق بکند (نه پیروی رضایت خاطر خودش و مردم) به سبل سلام هدایت می کند. سلام یعنی صدیقۀ طاهره صلوات الله علیها. یعنی راه های رسیدن به حضرت زهرا سلام الله علیها را به او نشان می دهد. این هدایت ایصال الی المطلوب است؛ خدا چنین کسی را به حضرت زهرا می رساند.

*سورۀ یونس، آیۀ 25:«واللهُ یدعوا الی دارِالسّلامِ و یهدی من یشاءُ الی صراطٍ مستقیم»

خدای متعال(همۀ آفرینش را) به خانۀ سلام (خانۀ حضرت زهرا) دعوت می کند و  هر کس را که می خواهد به صراط مستقیم (امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «انا الصّراطُ المستقیم») هدایت می کند. پس کار خدا دعوت مردم به خانۀ حضرت زهرا و رساندن آنها به امیرالمومنین علیهماالسلام است.

*سورۀ انعام، آیات 125 الی 127: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ (١٢٥)وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (١٢٦)لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٢٧)»

هر که خدا اراده کند که او را هدایت کند سینۀ او را باز می کند (شرح صدر و ظرفیت به او می دهد) برای اسلام (اسلام هم چیزی نیست، جز راه بردن به سلام) و این راه مستقیم پروردگار تو است. پس این هم به امیرالمومنین علیه السلام اشاره دارد؛ امیرالمومنین را به او نشان می دهد. دارالسلام در نزد پروردگارشان از آنِ اینهاست. اینها مهمان حضرت زهرا هستند... عندالرّب... پس مقام عنداللهی همان خانۀ حضرت زهرا سلام الله علیها است. و اوست ولی و مدیر و زمامدار و سررشته دار امور آنها به پاداش آنچه که عمل می کنند. یا به معنی دیگر ولایت فعل آنها در دست خدا است؛ هر عملی که می کنند آن کس که عمل کنندۀ واقعی است خدا است. (ربّ مطلق خدا است و ربّ مضاف امیرالمومنین علیه السلام) هر دو معنی رب در این مورد مصداق دارد.

 * آیات دربردارندۀ واژۀ «اسلام» در قرآن کریم

*سورۀ آل عمران، آیۀ 19: «انّ الدّین عند الله الاسلام»

اسلام با سلام آشنا و مرتبط شدن است؛ اسلام با فاطمۀ زهرا ارتباط پیدا کردن است. دین نزد خدا فقط اسلام است. پس هر که با فاطمه مرتبط شود دین دارد، و الّا هزاری نماز و روزه و ... داشته باشد بی دین است.

*سورۀ آل عمران، آیۀ 85:«و من یبغِ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین»

هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد. کسی که جز از طریق فاطمۀ زهرا سلام الله علیها حرکت کرد هر چه عبادت و طاعت کند به او سودی نمی بخشد.

*سورۀ مائده، آیۀ 3:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»

(این آیه در جریان غدیر نازل شد) دینی که من (خدا) پسندیده ام که شما داشته باشید اسلام؛ وصل شدن با حقیقت سلام (حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها) است.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 26 اسفند 1393 ] [ 18:25 ] [ labbaikgharibezahra ]

علي اشرف والي پس از اين كه در13 سالگي حضرت علي(ع) را در خواب مي‌بيند، تصميم به يادگيري نقاشي مي‌گيرد، ولي 23 سال بعد توانايي خلق اين اثر را پيدا مي‌كند.

ایسنا: زنده‌ياد «علي اشرف والي» كه امروز ـ 13 دي ماه ـ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س)، آرام گرفت، تابلو معروفي از تمثال حضرت علي (ع) دارد.

گفته مي‌شود، علي اشرف والي پس از اين كه در13 سالگي حضرت علي(ع) را در خواب مي‌بيند، تصميم به يادگيري نقاشي مي‌گيرد، ولي 23 سال بعد توانايي خلق اين اثر را پيدا مي‌كند.


محسن شريفيان ـ از شاگردان اين هنرمند نيز بارزترين اثر استاد والي را نقاشي تصوير حضرت علي(ع) مي‌داند كه در اين تصوير حضرت علي(ع) قرآن را به دست گرفته و شمشير را زمين گذاشته است.

علي اشرف والي درامضاء اين اثر هنري سال 1344را سال شروع و 21سال بعد سال 1365را سال‌ پايان خلق اين اثر دانسته ‌است.

«علي اشرف والي» در سال 1299 در كرج به دنيا آمد و 11 دي ماه 1389 در سن 90 سالگي از دنيا رفت.


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 ] [ 15:15 ] [ labbaikgharibezahra ]

 

حدیث حجاب و زنان آخرالزمان

 

  • 1.رسول خدا - صلّی الله علیه و آله : زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست.«کنزالعمال/ ج 16/ ص 392»

 

  • 2.پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله : دو گروره از دوزخیان را دیدم که در این زمان هنوز نیامده اند ... زنانی که پوشیده ولی برهنه اند .... سرهایشان را مانند کوهان شتر برجسته می کنند، اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای بسیار زیاد به مشام می رسد، استشمام نمی کنند. «میزان الحکمه/ج1/ص530»

 

  • 3.رسول خدا - صلّی الله علیه و آله: در آخر الزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که پوشش دارند اما برهنه اند و بر سرهایشان بر آمدگی مانند کوهان شتر خراسانی وجود دارد ... پس آنان را لعنت کنید که ملعونند. «صحیح مسلم /ج6/ص168»

 

چهل حدیث در مورد حجاب زنان و مردان


1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)

2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد. ( المستدرک، ج5)

3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

5- رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) از حضرت جبرئیل (علیه السلام) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و... از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند

6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)

7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و...

9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر

12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )

13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید

16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى ‏اش را پایدارتر مى‏کند

17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).

20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)

22- رسول خدا(ص) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)

23- رسول خدا(ص)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.

24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.

25- پیامبر اکرم(ص)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.

26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.

27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.

28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)

29- پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

30- فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )

31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).

32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.( جامع البیان، ج 9)

33- امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»

34- عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»( مجمع البیان، ج7)

35- از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

36- یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)

37- حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.

38- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.

39- امام صادق(علیه‌السلام) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

40- پیامبر روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم.( المصنف )

قمست سوم :

حدیث اول :
قَالَ النَّبِيُّ (صلّی الله علیه و آله و سلّم) لفاطمه (سلام الله علیها):
« أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلْمَرْأَةِ قَالَتْ أَنْ لَا تَرَى رَجُلًا وَ لَا يَرَاهَا رَجُلٌ فَضَمَّهَا إِلَيْهِ وَ قَالَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض»
پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند:
چه چيز براي زن بهتر است؟
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود:
اين که مردي را نبيند و مردي او را نبيند.
پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) حضرت فاطمه را به خود چسبانيد و فرمود :
« ذريه اي که برخي از نسل برخي ديگراند (يعني همه در فضائل و کمالات يکدست و به مانند يکديگرند)»(1)

حدیث دوم :
الامام علي (علیه السّلام):
«صِيَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا»

امام علي (علیه السّلام) فرمود :
« پوشيدگي زن (با توجه به موقعيت روحي و جسمي اش) براي او بهتر است و زيبايي اش را پايدارتر مي سازد». (2)

حدیث سوم :
قال النبي (صلّی الله علیه و آله و سلّم):
أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ ... الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَنْ غَيْرِهِ

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
مى‏خواهيد بهترين زنان را معرفى كنم؟ گفتند آرى يا رسول اللَّه. فرمود: بهترين زنان آنست كه ... براي شوهرش زيبائي هاى خود را اظهار كند و نسبت به ديگران (از مردان) مستور و خوددار باشد. (براي شوهرش آرايش و خودنمايي کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند). (3)

حدیث چهارم :
قَالَ رَسُولُ اللَّه ‏(صلّی الله علیه و آله و سلّم):
أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ ... إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا أَرَادَ مِنْهَا وَ لَمْ تَتَبَذَّلْ لَهُ تَبَذُّلَ الرَّجُل‏
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
مى‏خواهيد بهترين زنان را معرفى كنم؟ گفتند آرى يا رسول اللَّه. فرمود: بهترين زنان آنست كه ... در خلوت خود را براى او بيارايد و چون مردان ترك زينت ننمايد.

پی نوشت ها :
1- بحارالانوار، ج 43 ص 84
2- غررالحکم، فصل 44، حرف صاد، حديث 10 ؛ تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 405
3- بحارالانوار، ج 103، ص 235 ؛ مکارم اخلاق ص 220
4- مکارم اخلاق ص


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 08:55 ] [ labbaikgharibezahra ]

عشق امام به قرآن
قرآن بر چهار پايه استوار است
حسين بن على عليه السلام فرمود: ((كتاب خداى عزيز و بزرگ بر چهار چيز استوار است :
الفاظ، اشارات ، لطايف و حقايق
الفاظ قرآن را از آن عموم و اشارات آن از آن نخبگان است .
لطائف قرآن براى اولياء خدا و حقايق آن براى پيامبران است .
و فرمود: ((ظاهر قرآن ، آراسته و زيبا و باطن قرآن ، ژرف و ناپيداست .

پاداش قرائت قرآن
بشر بن غالب اسدى از امام حسين بن على عليه السلام نقل مى كند كه فرمود:
((هركس ايستاده در نماز خود، يك آيه از كتاب خدا را بخواند، در برابر هر حرفى (پاداش ) صد كار نيك برايش نوشته مى شود و اگر آن را در غير نماز بخواند، خدا در برابر هر حرفى ، (اجر) ده كار نيك براى او مى نويسد. پس ‍ اگر (خاموش باشد و با توجه ) گوش به قرآن بسپارد، در برابر هر حرفى (پاداش ) يك حسنه دارد و اگر قرآن را در شب به پايان رساند، فرشتگان خدا تا هنگام صبح براى او طلب رحمت كنند و اگر آن را در روز تمام كند، ملائكه نگهبان تا شب بر او درود مى فرستند و چنين كسى (نزد خدا) ((يك دعاى مستجاب دارد)) و اين ختم قرآن براى او از آنچه ميان آسمان و زمين است بهتر خواهد بود)).
(بشر مى گويد:) عرض كردم : اين پاداش كسى است كه همه قرآن را بخواند، اما كسى كه همه را نمى خواند چگونه است ؟
حضرت فرمود: ((اى برادر اسدى ! همانا خدا بخشنده ، با عظمت و بزرگوار است ، هر گاه كسى هر چه از قرآن را كه مى تواند، بخواند، خدا همان پاداش ‍ را به او عطا مى

 تلاوت قرآن از سَر امام
زيد بن ارقم گويد: من در غرفه خود نشسته بودم كه سر مطهر امام عليه السلام را - كه بر نى بود - از آنجا عبور دادند. چون رو به روى غرفه من رسيد، شنيدم تلاوت مى كند: اءم حسبت اءن اءصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا؛ آيا پنداشتى كه واقعه اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ماست ؟!))
مو بر بدنم راست شد و ندا كردم : اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ! به خدا سوگند، سر بريده تو شگفت تر است ، شگفت تر!
ابو مخنف گويد: سر مبارك امام عليه السلام را در بازار صرافان كوفه بر نى داشتند كه (شنيده شد:) آن سر، صدا صاف كرد و سوره مباركه كهف را تا آيه شريفه : انهم فتية آمنوا بربهم وزدناهم هدى تلاوت فرمود و اين واقعه شگفت جز بر گمراهى آنان نيفزود.
در نقل ديگرى آمده است : آنان چون سر مبارك امام عليه السلام را بر درخت آويختند، از او شنيده شد كه : و سيعلم الذين ظلموا اءى منقلب ينقلبون ))؛ و آنان كه ظلم كنند به زودى خواهند دانست كه به چه كيفرگاهى بر مى گردند.))
نيز در دمشق شنيدند كه مى گويد: ((لا قوة الا بالله ))؛ هيچ نيرويى جز از خدا نيست .))
و نيز شنيدند كه تلاوت مى كند: اءم حسبت اءن اءصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا
زيد بن ارقم گفت : كار تو شگفت تر است اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم !

تلاوت قرآن در شام
حرث بن وكيده گويد: من در ميان كسانى بودم كه سر مبارك امام عليه السلام را مى بردند، ناگاه شنيدم سوره مباركه كهف را تلاوت مى كند. با خود گفتم : آيا اين صداى دلنشين ابا عبدالله عليه السلام است كه مى شنويم ؟!
ناگاه فرمود: اى ابن وكيده ! آيا نمى دانى ما امامان نزد پروردگار خود زندگانيم ؟! با خود گفتم اين سر مبارك را مى ربايم .
فرمود: ((اى ابن وكيده ! اين كار تو نيست . اينكه خونم را ريختند نزد خداوند متعال عظيم تر از گرداندن سر من (در كوى و برزن ها) است پس ايشان را به حال خود گذار))، فسوف يعلمون اذا الاغلال فى اعناقهم و السلاسل يسحبون ؛ كه به زودى (به كيفر كردارشان ) پى خواهند برد. آنگاه كه گردن هايشان با غل و زنجيرها (ى آتشين ) كشيده شود!
منهال بن عمرو گويد: چون سر مطهر امام عليه السلام را به دمشق آورده بر نى حمل مى كردند من پيش روى او بودم . شخصى سوره كهف برا مى خواند تا رسيد به آيه شريفه اءم حسبت اءن اءصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا؛ آيا پنداشتى كه واقعه اصحاب كهف و رقيم از آيات شگفت ماست ؟!))
به خدا سوگند، ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصيح فرمود:
((شگفت تر از اصحاب كهف واقعه شهادت من و بردن من بر نى است .))
سلمة بن كهيل گويد: سر مطهر امام عليه السلام را ديدم كه بر نى اين آيه را مى خواند: فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم ؛ دل قوى داريد كه خداوند از شر و آسيب ايشان شما را نگاه مى دارد و او شنواى داناست .))

امام حسين عليه السلام فرمود: فرزندانتان را با دوست داشتن پيامبر و خاندان او و خواندن قرآن پرورش دهيد كه حاملين قرآن در آن زمان كه جز سايه لطف پروردگار گسترده نباشد همراه پيامبران و برگزيدگان خدا در آن سايه مكان گيرند.


برچسب‌ها:
[ جمعه 05 دی 1393 ] [ 11:54 ] [ labbaikgharibezahra ]

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

منتظر ظهور به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ هدیه ای است به صاحب الزمان...ای منتظر ظهور به امید فرج سرور جهانیان آقا صاحب الزمان (عج)یک صلوات عنایت بفرمایید...
آرشيو مطالب
خرداد 1394
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393
امکانات وب