script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js"> السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )

السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع )
حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
لينک دوستان

 

 سنگين ترين اعمال در ميزان:

امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند : در ميزان ، چيزي سنگين تر از صلوات بر محمد وآل محمد نيست ، وبه راستي مردي باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند وسبك آيد وثواب صلوات اودر ايد وآن ميزان او نهند وسنگين گردد بچرخد به سود او.

فرشتگان قاصد صلوات بر پيامبر:

امام صادق (ع) فرمود: هركس بر پيغمبر وآل پيغمبر در هر روز يك صد بار ، صلوات بفرستدوهفتاد فرشته او را در ميان گيرند وآن صلوات را براي رساندن به رسول الله (ص) از رفيق خود سبقت مي گيرند.

ده صلوات پاداش يك صلوات :

رسول خدا (ص) فرمود: حق سبحانه وتعالي ، عطا فرمود به ملكي از ملايكه ، اسم هاي همه خلايق را ، با اسم پدر ايشان ، وآن ملك بر قبر من ايستاده است تا روز قيامت.

پس هركه بر من صلوات فرستد ، آن ملك مي گويد كه : يا محمد فلان بن فلان بر تو فلان قدر صلوات فرستاد وحق تعالي ضامن شده است كه به هر صلواتي  ده صلوات بر آن بنده فرستد.

فرستادن صلوات بين نماز ظهروعصر:

امام صادق (ع) فرمود: هركس بين نماز هاي ظهر وعصر بر پيغمبر وآلش درود فرستد ، آن درود برابر با هفتاد ركعت نماز خواهد بود.

پاداش صلوات:

امام رضا (ع) فرمودند: صلوات بر محمد وآل او معادل است با پاداش وثواب تسبيح وتكبير گفتن است.

صلوات بهترين دعا :

عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : من داخل كعبه شدم ودعايي به خاطرم نيامد جز صلوات بر محمد. رسول خدا فرمود:آگاه باش مانند تو در فضيلت وثواب كسي از خانه خدا بيرون نيامده است.

من از محاسبه ثواب عاجزم:

رسول خدا (ص) فرمود : وقتي به معراج رفتم ديدم ملكي را كه هزار هزار دست دارد يك ميليئن وهردستي هزار هزار انگشت دارد وهر انگشتي هزار هزار بند دارد.

آن ملك گفت : من حساب دانه هاي قطرا باران را مي دانم كه چند تا در صحرا وچند دانه در دريا مي بارد ، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداي خلقت تا حال را مي دانم آن وقت عرض كرد حسابي كه من از محاسبه آن عاجزم .

فرمود: چيست؟

عرض كرد : هر گاه جماعتي از امت با هم باشند وبا هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه صلوات عاجزم.

برترين اعمال در دوزخ:

ابو علقمه مي گويد : پيامبر بعد از نماز صبح ، روبه ما كرد وفرمود : اصحاب من ديشب عمويم ، حمزه وبرادرم ، جعفر طيار را در خواب ديدم .به آن دو بزرگوار نزديك شدم وگفتم : پدر ومادرم فدايتان كدام عمل را برتر يافتيد ؟ پاسخ دادند پدر ومادر ما فدايت ما صلوات فرستادن بر تو ، تشنه را سيراب كردن ومحبت علي ابن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم

 بوسه پيغمبر :

مرحوم حاج شيخ علي اكبر نهاوندي از علماي مشهد فرمود: يكي از زهاد وپرهيزگازان مي فرمود: من باخودم عهد كردم كه هر شب قبل از خوابيدن به اندازه معيني بر محمد وآل او صلوات مي فرستم.يك شب يك عده از رفقا ودوستان به اطاق وحجره ام آمدند .بااين كه حجره ام شلوغ بود تا دير وقت طول كشيد وخسته بودم ولي مثل هر شب صلوات هايم را فرستادم وبعد خوابيدم . خواب ديدم اقا رسول الله وارد حجره شدندواز تشريف فرمايي وجود مقدس حضرت ، در وديوار منور شده بود . بهسوي من تشريف آوردند وفرمودند : كجاست آن دهاني كه بر من صلوات مي فرستد ؟ مي خواهم ببوسم .من خجالت كشيدم كه بگويم (من) ، چون لياقتي در خود نمي ديدم ولي آن قدر آقا رسول الله بزرگوار بودند كه صورت مبارك را جلو آوردند وبه صورت من بوسه زدند. از شدت خوشحالي از خوا پريدم ، به طوري كه همه دوستان ورفقا از خواب بيدار شدند.

يك صلوات برابر است با ده هزار صلوات:

شخصي نزد سلطان محمود سبكتكين رفت و گفت : مدتي بود كه مي خواستم رسول خدا (ص) را در خواب ببينم و غم خود را برايش بازگو كنم كه سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته به اين دولت رسيدم و جمال با كمال آن حضرت را در خواب ديدم و گفتم : يا رسول الله ، هزار درهم قرض دارم و بر اداي آن قادر نيستم ، مي ترسم كه اجل برسد آن بدهي در گردن من باقي بماند ؛ آن حضرت فرمود : برو نزد محمود سبكتكين و آن مبلغ را از او بستان ؛ عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد . فرمود : به او بگو به آن نشان كه در اول شب ، سي هزار مرتبه بر من صلوات مي فرستد و در آخر شب ، سي هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مي فرستد ؛ سلطان محمود از شنيدن اين خواب به گريه آمد و تصديق كرد و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد ؛ اطرافيان سلطان تعجب كردند و گفتند : اي سلطان ، حرف هاي اين مرد را چگونه تصديق مي كني و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با تو هستيم و نمي بينيم كه به فرستادن صلوات مشغول باشي و اگر كسي در تمام اوقات شبانه روز به فرستادن صلوات مشغول باشد ، نمي تواند كه شصت هزار صلوات بفرستد .
سلطان محمود گفت : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار اين صلوات را بفرستد گويا چنان است كه ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و من در اول شب سه مرتبه و در آخر شب نيز سه مرتبه اين صلوات را مي خوانم . پس اين شخص كه پيغام آن حضرت را آورده درست و راست مي گويد و اين گريه من از شادي است . اين صلوت چنين است :
اللهم صل علي سيدنا و نبينا محمد و آله ، ما اختلف الملوان .
خدايا ، درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش ، تا آن گاه كه روز و شب مي آيند و مي روند ،
و تعاقب العصران و كر الجديدان و استقبل
و بامداد و شامگاه پي در پي مي شوند ، و روزان و شبان به دنبال هم مي رسند
الفرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بيته مني التحيه و اسلام . 1
و آن دو ستارة قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند ؛ و روان او و خاندانش را از سوي من درود و سلام برسان .

صلوات در كلام الهى:
ان الله و ملائكته يصلون على النبى ، يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما ؛
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستد، اى كسانى كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم فرمان او باشيد.
از امام كاظم عليه السلام درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آيه خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مى فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد. سؤ ال شد، فرمود: درود فرستادن خدا، نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستايشى است از آنها نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان ، دعايى است از آنها براى پيامبر.
امام صادق عليه السلام نيز درباره همين آيه مى فرمايد: پيامبر را ثنا گوييد و به او سلام فرستيد! (يا به فرمانش گردن)

صلوات خدا بر صلوات فرستنده:

احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روايت كرده است :
روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - از مدينه بيرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول كشيد كه من ترسيدم مبادا آن حضرت ، وفات كرده باشد. آمدم به آن حضرت نگريستم . سر مبارك را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه مى شود؟
من صورت حال را به عرض رسانيدم . فرمود: جبرييل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى كه حق تعالى فرمود: هر كه بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر كه بر تو سلام گويد، من بر او سلام مى گويم .

سؤال از ثواب صلوات در خواب :
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله عليه مى فرمايد:
در خواب ديدم گويا سوار بر اسب با جمعيت بسيارى از بالاى كوه بلندى پايين مى آييم ، ناگهان متوجه شدم كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - سواره در پيش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلى الله عليه و آله - حركت مى كنيم و بين ما و آن بزرگوار - صلى الله عليه و آله - اندكى فاصله هست ، و كسى با آن حضرت - صلى الله عليه و آله - نيست .
در اين موقع از اسب پياده شده و از جمعيت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم : ثواب كسى كه بگويد - و يكى از اذكار معروف از تهليل و حولقه و صلوات را بيان داشتم كه پس از بيدارى آن را فراموش كردم - چيست ؟
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه كسى ؟
دريافتم كه مقصود آن حضرت - صلى الله عليه و آله - اين است كه ثواب براى هر گوينده اى نيست . عرضه داشتم : كسى كه ايمان به خدا و شما و - ائمه عليهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى كند. معدن كبريت كه از آن طلا بيرون مى آيد، و دوم معدن ياقوت ، و آن گاه بقيه را مشابه آن دو بيان فرمود.
و من ترتيب آنها را فراموش كردم و آن گاه سكوتى كرد و در حالى كه ما پشت آن حضرت - صلى الله عليه و آله - حركت مى كرديم دوباره به من نگاه كرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به ساير پنج تن آل عبا تاءويل نمود.
در اين موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد كه جز خدا كسى نمى داند. تا اين كه به پايين كوه رسيديم و آن گاه آن حضرت - صلى الله عليه و آله - از كوه ديگرى بالا رفت و من همراه جمعيت باز گشتم . و پس از يك ماه خداوند زيارت خانه اش و زيارت قبر پيامبرش - صلى الله عليه و آله - را نصيب من فرمود

 ثواب ده هزار بار صلوات :
شخصى نزد سلطان محمود سبكتكين آمد و گفت : مدتى بود كه مى خواستم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - را در خواب ببينم ، و عرضى كه دارم به آن غمخوار بگويم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به اين دولت رسيدم . جمال با كمال آن عديم المثال را در خواب ديدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال يافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : يا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نيستم ، و مى ترسم كه اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبكتكين ، و آن مبلغ را از او بستان .
عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان كه در اول شب چون تكيه مى كنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب كه بيدار مى شوى ، سى هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنيدن اين داستان گريه كرد و آن مرد را تصديق نمود و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد.
اركان دولت ، تعجب نموده ، گفتند: اى سلطان ! اين مرد را در اين سخن محال تصديق مى كنى ؛ و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با توييم .
نمى بينيم كه به فرستادن صلوات اشتغال نمايى و اگر كسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نمايد، نمى تواند كه شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در اين صورت در اول و آخر شب ميسر مى گردد؟ سلطان گفت كه : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار به صلوات مذكوره صلوات فرستد چنان است كه ده هزار بار صلوات فرستاده ، و من در اول شب سه مرتبه ، و در آخر شب سه مرتبه اين صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم كه شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از اين درويش ‍ كه پيغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گويد. و اين گريه من از شادى است .

صلوات فرستادن بر محمد و اهلبيت او:
امام صادق - عليه السلام - فرمود: در پاره اى از كتاب ها يافتم كه هر كس ‍ بر محمد و آل محمد - عليهم السلام - صلوات بفرستد، خداوند يك صد حسنه در نامه عملش بنويسد، و هر كس (بر محمد و اهل بيتش صلوات فرستد به اين طريق كه ) بگويد:

صلى الله على محمد و اءهل بيته
خداوند براى او هزار حسنه بنويسد.

يكبار صلوات فرستادن: 
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
هنگامى كه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - برده مى شود بر آن حضرت بسيار صلوات بفرستيد؛ زيرا هر كس يك بار بر او صلوات فرستد خداوند هزار بار در هزار صف فرشتگان بر وى صلوات فرستد، و هيچ مخلوقى باقى نمى ماند مگر اين كه بر آن بنده صلوات فرستد از جهت صلوات خداوند و فرشتگانش بر او، و دست نكشد از اين ثواب ها و بى رغبتى ننمايد؛ مگر نادان خودبين كه خدا و رسول از وى بيزارند.
شرح : مرد از صلوات خداوند و فرشتگان فرو ريختن رحمت و بركت و لطف و كرامت و نعمت خدا است بر بنده خويش .

درود فرشتگان بر صلوات فرستنده :
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
من صلى على صلى الله عليه و ملائكته فمن شاء فليقل و من شاء فليكثر. ؛
هر كس بر من صلوات و درود فرستد، خدا و فرشتگانش بر وى صلوات و درود مى فرستند. هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بسيار اين عمل را انجام دهد.

 صلوات و درود فرشتگان : 
اسحاق بن فروخ از امام صادق - عليه السلام - فرمود:
اى اسحاق بن فروخ ! هر كه ده بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها صد بار بر او صلوات بفرستند و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها هزار بار بر او صلوات فرستند، آيا نشنيده اى گفته خداى عزوجل را (سوره احزاب ، آيه ، 43): اوست آن خداوندى كه رحمت مى فرستد بر شما و هم فرشته هايى كه رحمت مى خواهند براى شما تا بيرون آورند شماها را از تاريكى ها و تيرگى ها به سوى روشنى و خدا درباره مؤ منان مهربان است.

يك بار صلوات و بخشش ده خطا :
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمودند: هر كس بر من يك بار درود فرستد، خدا بر او ده بار درود خواهد فرستاد و ده خطا را از او برطرف خواهد ساخت و ده درجه را برايش بالا خواهد برد.

 كامل ترين ذكر: 
امام رضا - عليه السلام - فرمود:
صلوات بر محمد و آل او، معادل است با ذكر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر.

صلوات در آغاز دعا :
امام صادق عليه السلام فرمود:
لازم است بر هر يك از شما كه هنگام اظهار حاجت در پيشگاه خداوند بزرگ ، با ستايش الهى آغاز كند و به تمجيد پيامبر و آل او بپردازد. سپس به تقصيرها و گناهان خود اعتراف كند و پس از آن حاجت خود را در ميان نهد.  

محبوب ترين عمل :
پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - فرمود: از جبرييل پرسيدم : محبوب ترين اعمال كدام است ؟ پاسخ داد: صلوات و درود بر شما اى محمد! و محبت على بن ابى طالب .

صلوات هنگام ياد آورى نام پروردگار: 
مردى از امام هشتم عليه السلام از تفسير آيه و ذكر اسم ربه فصلى سؤ ال كرد، فرمود: مراد اين است كه هر گاه نام پروردگار متعال ، بر زبان آمد، بر محمد و آل محمد درود و صلوات ، تقديم شود.

همراهى ملايك: 
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هميشه كاروانى از ملايك به امر الهى در عالم در حركت اند و هنگامى كه به جلسه ذكر و صلوات مى رسند، به يكديگر مى گويند: فرود آييد! وقتى كه فرود آمدند، اهل جلسه را در هنگام دعا با آمين گفتن و در هنگام صلوات نيز با صلوات ، همراهى مى كنند و در پايان به يكديگر مى گويند: خوشا به حال افراد اين جلسه كه خدا آنان را آمرزيد!

 رهنمود پيامبر (ص):
ابو سعيد خدرى مى گويد: عمار ياسر به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : دوست دارم تا به قدر عمر نوح در ميان ما زندگى كنى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمار! زندگى من در ميان شما براى شما خير است و فوت من نيز شر نخواهد بود؛ چرا كه در حال حيات من ، پيش من مى آييد و عرض حال مى كنيد و من هم از خدا براى شما طلب غفران مى كنم ؛ ولى پس از وفات من ، صلوات بفرستيد؛ زيرا اسم هاى شما، پدر و مادران تان و اقوام تان بر من عرضه خواهد شد، اگر در آن ليست اسامى ، اعمال نيك شما ضبط شده باشد، خدا را سپاس مى گويم و اگر غير آن باشد از خداوند متعال براى شما، طلب غفران از گناهان شما را دارم.

هنگام از دست دادن و يا نابودى چيزى :
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه چيزى از بين رفت بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد.

صلوات خدا :
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل بر من نازل شد و گفت : خداوند متعال مى فرمايد: هر كس كه بر تو صلوات بفرستد، من و فرشتگانم ده بار بر او صلوات مى فرستيم و كسى كه بر تو سلام دهد من و فرشتگانم ده بار بر او سلام مى دهيم .

صلوات به معناى عهد :
حضرت موسى بن جعفر از پدر بزرگوار خود عليه السلام نقل فرمود: هر كه بر پيامبر صلوات مى فرستد، به اين معنى است كه من بر عهد و پيمان خود هستم آن عهد و پيمانى كه وقتى خداوند در عالم ذر فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم ، همه گفتند: بلى

 

شیرینی عسل به برکت صلوات بر پیامبر اعظم (ص)

 يك روز خاتم الانبياء حضرت محمّد مصطفى (ص) با آقا اميرالمؤمنين على (ع) در ميان نخلستانها نشسته بودند كه يك وقت سر و كله زنبور عسلى ظاهر شد و شروع كرد دور پيغمبر اكرم (ص) چرخيدن .

پيغمبر (ص) فرمود: يا على ! مى دانى اين زنبور چه مى گويد؟ حضرت على (ع) فرمود: خير. رسول اكرم (ص) فرمودند: اين زنبور امروز ما را مهمان كرده و مى گويد: يك مقدار عسل در فلان محل گذاشته ام ، آقا اميرالمؤمنين (ع) را بفرستيد تا آن را از آن محل بياورد. اميرالمؤمنين على (ع) بلند شدند و آن عسل را از آن محل آوردند . حضرت رسول خدا (ص) فرمود: اى زنبور ، غذاى شما كه از شكوفه گل تلخ است به چه علّتى آن شكوفه به عسل شيرين تبديل مى شود؟ زنبور گفت : يا رسول اللّه ، شيرينى اين عسل ، از بركت ذكر وجود مقدّس ‍ شما و خاندان شماست ، چون هر وقت ، مقدارى از شكوفه استفاده مى كنيم همان لحظه به ما الهام مى شود كه سه بار بر شما صلوات بفرستيم  .

وقتى كه مى گوئيم : « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد » به بركت صلوات بر شما ، عسل ما شيرين مى شود .


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 15:17 ] [ labbaikgharibezahra ]

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

 در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت .

به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند .

و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است .

از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد .

با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند .

بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند .

پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . ا

و نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است .

باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود .

مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل مي شود .

چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست .

آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود .

 با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد .

 اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " .

 در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهايی که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "

 اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است .

متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت .

در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته .

نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی برای اين کار مأموريت داشته است .

زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .

صورت و سيرت حضرت امام هادی (ع )
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هايش اندکی برآمده و سرخ و سفيد بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسيار مي کرد . امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند .

 خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .

شهادت امام هادی (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد . 

زن و فرزندان امام هادی (ع )
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ، يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي " عليه " .


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 20:32 ] [ labbaikgharibezahra ]

در ایام متـوکل عبـاسی زنی ادعـا کرد که من حـضرت زینب هستـم و متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از آن زمان سالهای زیادی گذشته است.

آن زن گفــت : رسول خدا در من تصرف کرد و من هر چهل سال به چهل سال جوان می شوم. متوکل، بزرگان و علما را جمع کرد و راه چاره خواست.

متـوکل به آنان گفت: آیا غیر از گذشت سال، دلیل دیگری برای رد سخنان او دارید؟ گفتند: نه.

آنان به متوکل گفتند : هادی را بیاور شاید او بتواند باطل بودن این زن را روشن کند.

امام حاضر شد و فرمود: این دروغگو است و زینب در فلان سال وفات کرده است.

متوکل پرسید : آیا غیر از این، دلیلی برای دروغگو بودن هست؟

امام فرمود: بله و آن این است که گوشت فرزندان فاطمه بر درندگان حرام است. تو این زن را به قفس درندگان بینداز تا معلوم شود که دروغ می گوید.

متوکل خواست او را در قفس بیندازد، او گفت: این آقا می خواهد مرا به کشتن بدهد، یک نفر دیگر را آزمایش کنید. برخی از دشمنان امام به متوکل پیشنهاد کردند که خود امام داخل قفس برود.

متوکل به امام عرض کرد: آیا می شود خود شما داخل قفس بروید؟! نردبانی آوردند و امام داخل قفس رفت و در داخل قفس شش شیر درنده بود.

وقتی امام داخل شد شیرها آمدند و در برابر امام خوابیدند و امام آنها را نوازش کرد و با دست اشاره می کرد و هر شیری به کناری می رفت.

وزیر متوکل به او گفت : زود او را از داخل قفس بیرون بیاور و گرنه آبروی ما می رود.

متوکل از امام هادی (ع) خواست که بیرون بیاید و امام بیرون آمد. امام فرمود : هر کس می گوید فرزند فاطمه (س) است داخل شود.

متوکل به آن زن گفت : داخل شو. آن زن گفت : من دروغ می گفتم و احتیاج، مرا به این کار وا داشت و مادر متوکل شفاعت کرد و آن زن از مرگ نجات یافت.

ـمنابــع :

  • - بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۴۹ ح ۳۵ چاپ ایران.
  • - منتهی الامال ج ۲ ص ۶۵۴ چاپ هجرت.ـ

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 19:14 ] [ labbaikgharibezahra ]

 

1. نفوذ در ميان دولتمردان

روش‏هاي حكيمانه و كمالات علمي، معنوي انساني امام هادي عليه السلام سبب شد كه آن بزرگوار در ميان كارگزاران حكومت و دولتمردان عصر خويش محبوبيت‏خاصي پيدا كند.

مثلا هنگامي كه هرثمه، آن حضرت را وارد بغداد كرد، اسحاق بن ابراهيم طاهري كه والي بغداد بود به او گفت: تو متوكل را مي‏شناسي (كه چه قدر فرد خبيث و بدسرشتي است) اگر او را بر قتل اين آقا تحريك كني، امام را خواهد كشت و حضرت رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله در روز قيامت‏ خصم تو خواهد بود و او گفت: «سوگند به خدا، جز نيكي از او نديده‏ام.» همچنين وصيف تركي يكي از امراي بزرگ ترك در دستگاه خلافت، در سامرا هرثمه را تهديد كرد كه اگر مويي از سر او (امام هادي‏عليه السلام) كم شود تو مسؤول خواهي بود.

2. پاسخ به پرسش‏هاي علمي

يكي ديگر از شيوه‏هاي امام هادي عليه السلام در رهبري جامعه اسلامي پاسخ به پرسش‏هاي علمي و شرعي بود كه به يك مورد اشاره مي‏ كنيم:

در عصر متوكل، فردي مسيحي با زني مسلمان زنا كرد، آن گاه اسلام آورده و شهادتين بر زبان جاري نمود. او را دستگير كرده و نزد متوكل عباسي آوردند. از ميان دانشمندان حاضر، يحيي بن اكثم مهم‏ترين دانشمند عصر، در مورد اين عمل چنين حكم نمود: مسلمان شدن او پليدي كفر و عمل غير شرعي او را از بين مي‏برد و حد شرعي بر او جاري نمي‏شود. عده‏اي از فقها گفتند: بايد بر او سه بار حد جاري شود. برخي ديگر از فقها نظراتي ديگر اظهار داشتند. متوكل در مورد اين مساله متحير شده و ناچار حقيقت‏حكم را از امام هادي عليه السلام جويا شد. آن حضرت با رؤيت صورت مساله فرمود: «يضرب حتي يموت; آن قدر بايد شلاق زده شود تا بميرد.» يحيي بن اكثم و ساير فقهاي عصر اعتراض كرده و گفتند: يا امير! چنين حكمي در كتاب خدا و سنت پيامبر وجود ندارد، از او مدرك اين فتوا را بخواه. هنگامي كه متوكل از امام علي النقي عليه السلام مدرك خواست، حضرت با اشاره به آياتي از سوره غافر براي او چنين نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم، «فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفعهم ايمانهم لما راو باسنا سنت الله التي قد خلت في عباده و خسر هنالك الكافرون‏»; (9) «هنگامي كه عذاب شديد ما را ديدند گفتند: هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايي كه همتاي او مي‏شمرديم كافر شديم. اما هنگامي كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمانشان براي آن‏ها سودي نداشت. اين سنت‏خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آن جا كافران زيان‏كار شدند»

متوكل پاسخ امام هادي عليه السلام را پسنديده و دستور داد آن قدر به آن مرد مسيحي فاسق شلاق بزنند تا بميرد.

3. سازماندهي مبارزات سري

يكي از شيوه‏هاي رهبري امام هادي عليه السلام، مديريت مبارزات مخفيانه با حكومت استبدادي و طاغوتي عصر بود. آن حضرت اين كار را از راه‏هاي مختلفي انجام مي ‏داد:

الف) محمد بن داود قمي و محمد طلحي نقل مي‏كنند: اموالي از قم و مناطق اطراف آن كه شامل وجوهات شرعي، نذورات، هدايا و جواهرات بود، براي امام هادي عليه السلام حمل مي‏كرديم. در راه پيك امام رسيد و به ما خبر داد كه باز گرديم; زيرا موقعيت‏براي تحويل اموال مناسب نيست. ما بازگشتيم و آن چه را نزدمان بود هم چنان نگه داشتيم. تا آن كه پس از مدتي امام دستور داد اموال را بر شتراني كه فرستاده بود، بار كنيم و آن‏ها را بدون ساربان به سوي آن حضرت روانه كنيم. ما اموال را به همين كيفيت‏حمل كرده و فرستاديم. بعد از مدتي كه به حضور امام‏عليه السلام رسيديم فرمود: «به اموالي كه فرستاده‏ ايد بنگريد!» ديديم در خانه امام اموال به همان حال محفوظ است.

ب) محمد بن شرف مي‏ گويد: «همراه امام هادي عليه السلام در مدينه راه مي‏رفتم. امام عليه السلام فرمود: آيا تو پسر «شرف‏» هستي؟ عرض كردم: آري. آن گاه خواستم از حضرت پرسشي كنم. امام عليه السلام از من پيشي گرفت و فرمود: «نحن علي قارعة الطريق و ليس هذا موضع المسالة; ما در حال عبور از شاهراه هستيم و اين محل براي طرح سؤال مناسب نيست.»

در موارد متعددي شبيه همين موارد آن حضرت فعاليت‏ هايش را استتار كرده و دور از چشم عاملان حكومت انجام مي‏داد.

4. مبارزه با انديشه‏هاي انحرافي

در عصر امام هادي عليه السلام عده‏اي از «غلاة‏» در مورد معصومين ‏عليهم السلام افراط مي‏كردند و آن بزرگواران را تا حد مقام خداوندي بالا مي‏بردند و گروهي را با اين افكار باطل به گمراهي كشانيده بودند. پيشواي دهم با گفتار حكيمانه، رفتار مدبرانه و نامه‏هاي روشنگرانه خود مرز افراط و تفريط را مشخص مي‏نمود. آن حضرت دوستداران واقعي اهل بيت عليهم السلام را از ا نحراف و تمايل به سوي انديشه‏هاي نادرست و آراء باطل بر حذر مي‏داشت. افرادي مانند: علي بن حسكه قمي، قاسم يقطيني، حسن بن محمد باباي قمي، محمد بن نصير و فارس بن حاتم قزويني و ... از جمله اين كج‏انديشان منحرف بودند. امام هادي عليه السلام با شيوه‏هاي مختلف با اين افراد برخورد مي‏ نمود.

در مورد عقايد باطل و انحرافي اين گروه يكي از ياران امام هادي عليه السلام به آن حضرت نامه نوشته و اعتقادات علي بن حسكه را شرح داد خلاصه نامه چنين است: «فدايت گردم اي آقا و سرور من! علي بن حسكه معتقد است تو ولي او و همان خداي قديم هستي، و خود را پيامبري مي‏داند كه از جانب شما ماموريت‏يافته مردم را به سوي شما دعوت كند.» آن حضرت پاسخ مي‏دهد: «ابن حسكه دروغ گفته است. من او را در شمار دوستان خود نمي‏دانم ... به خدا سوگند، خداوند محمد صلي الله عليه وآله و پيامبران پيش از او را جز به آيين يكتاپرستي و نماز و زكات و حج و ولايت نفرستاده است. محمد صلي الله عليه وآله تنها به خداي يكتاي بي‏شريك دعوت كرده است و ما جانشينان او نيز، بندگان خداييم و به او شرك نمي‏ورزيم. در صورت اطاعت از خدا مورد رحمت او قرار گرفته و چنانچه از فرمانش سرپيچي كنيم، عقوبت و عذاب خواهيم شد. ما حجتي بر خداوند نداريم و خداوند بر ما و تمام مخلوقاتش حجت دارد. من از كسي كه اين سخنان را به زبان آورده بيزاري جسته، به خدا پناه مي‏برم - خدا آنان را لعنت كند - شما نيز از آنان دوري كنيد و آنان را در تنگنا قرار داده و تكذيبشان كنيد. و اگر به يكي از اين افراد دسترسي پيدا كرديد سرش را با سنگ بشكنيد.»

اما هادي(ع) با دو گروه صوفيه و واقفيه(كه اين گروه امام موسي كاظم(ع) را آخرين امام و همان منجي موعود مي دانستند) هم كه در زمان ايشان فعاليت زيادي داشتند به شدت مخالفت و برخورد مي نمودند.

5. احياي فرهنگ غدير و امامت

يكي ديگر از روش‏هايي كه در سيره امام هادي عليه السلام مورد توجه بوده نشر معارف ائمه و فرهنگ اهل بيت عليه السلام در آن عصر ظلماني مي‏باشد. هنگامي كه معتصم خليفه عباسي حضرت هادي عليه السلام را در روز غدير احضار نمود، آن حضرت در آن موقعيت‏حساس به زيارت جد بزرگوارش امام علي عليه السلام شتافته و بانواي ملكوتي و عبارات دلنشين خويش، فضائل و مناقب حضرت علي عليه السلام را بار ديگر در خاطره‏ها زنده كرد. محتواي اين زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگي ارزشمند و باشكوه امير مؤمنان علي عليه السلام است و محورهاي مهمي در زيارت غدير مورد توجه و تاكيد امام هادي‏عليه السلام قرار گرفته است.

6. زيارت جامعه يا منشور امامت

امام هادي‏عليه السلام علاوه بر زيارت غدير، براي تبيين جايگاه امامت و مشخص شدن منزلت پيشوايان معصوم ‏عليهم السلام يكي از آثار ماندگار خويش را به نام زيارت «جامعه كبيره‏» كه يك دوره امام‏شناسي جامع و كامل مي‏باشد، به شيفتگان معارف اهل بيت‏عليهم السلام عرضه نموده است. به گفته علامه مجلسي، اين زيارت از نظر سند صحيح‏ترين و از جهت محتوي فراگيرترين زيارت‏ها نسبت‏به ائمه اطهارعليهم السلام مي‏باشد و در مقايسه با ديگر زيارت‏ها از فصاحت لفظ و بلاغت معني و شان و منزلت والايي برخوردار است.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 18:55 ] [ labbaikgharibezahra ]

 

 

میلاد فرزند زهرا ست

میلاد حسین تنها ست

این حسین زمان ست

این فرزند زهرا ست

آن آقایی که چون حسن بی یار ست

آن سروری که چون علی تنها ست

آن مولایی که همنام محمد(ص)ست

وای برما..وای برما..

چه گوهری زدست دادیم...

چه گوهری زکف دادیم..

یازده گوهر چون او پاره کردیم

حال مهدی زکف دادیم..

پس ببخش مرا آقا جان

که تنها مانده وچشم هایم نابینااست

که نمیتوانم تورا ببینم

تقصیر تو نیست

گر تودر آیینه نیستی

این آیینه است که غبارآلوداست

مارا ببخش و بیا آقاجان

مارا ببخش وبیا آقاجان...

!!!؟؟؟آقا کجایی!!؟؟

به امید فرج حسین زهرا صلواتی عنایت بفرمایید


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 18:17 ] [ labbaikgharibezahra ]
دعا و نیایش

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .

 

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:

1- غسل، كه باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

2- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دل‌ها بمیرند.

3- زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب

و باعث آمرزش گناهان است و هر كس بخواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان بلند كند و زیارت كند آن حضرت را به این كلمات: "اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ." و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .

دعا و نیایش

4- خواندن دعایی كه شیخ و سیّد نقل كرده‌اند و به منزله زیارت امام زمان صلوات الله و سلامُه عَلَیْهِ است.اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِها

خدایا به حق این شبى كه ما در آنیم و به حق آن كس كه در آن به دنیا آمده

وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ

و حجتت و موعود آن كه همراه كردى به فضیلت این شب فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد كلمه تو

صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِكَ نُورُكَ الْمُتَاَلِّقُ

به راستى و عدالت تغییر دهنده‌اى براى كلمات تو نیست و پس زننده‌اى براى آیات تو نیست آن نور درخشانت

وَ ضِیاَّؤُكَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ

و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریك ظلمانى آن پنهان

الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِكَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ

غایب از انظار كه ولادتش بزرگ و كریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور

وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِكَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ

و كمك كار او است در آن هنگام كه وعده‌اش برسد و فرشتگان مددكارش باشند آن شمشیر برنده خدا كه كُند نشود

وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ

و نور او كه خاموش نگردد و بردبارى كه كار بى رویه انجام ندهد چرخ روزگار به خاطر او گردش كند

وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ و َوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ

خدایا پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان كه در پس پرده است از عوالم آنها

اَللّهُمَّ وَ اَدْرِكَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا

خدایا ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

بِثارِهِ وَاكْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادكام

وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و متنعم و به همنشینیش بهره‌مند و به گرفتن حقش پابرجا بدار و از بدی‌ها بر كنارمان كن اى مهربان‌ترین مهربانان

وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ

و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد

خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ

خاتم پیمبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد

النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْكَمَ الْحاكِمینَ .

خاتم پیمبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد

النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْكَمَ الْحاكِمینَ .

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمكاران را و میان ما و ایشان داورى كن اى محكم‌ترین حكم كنندگان.

دعا و نیایش

5- دعای تعلیم داده شده از حضرت صادق علیه السلام در شب نیمه شعبان .اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الْعَلِىُّ الْعَظیمُ الْخالِقُ

خدایا تویى زنده پاینده والاى بزرگ آفریننده

الرّازِقُ الْمُحْیِى الْمُمیتُ الْبَدىَّءُ

و روزى دهنده زنده كننده و میراننده آغاز كننده

الْبَدیعُ لَكَ الْجَلالُ وَ لَكَ الْفَضْلُ وَ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ

و پدید آورنده، براى تو است بزرگى و از آن تو است فضیلت و ستایش و از آن تو است نعمت و جود

وَ لَكَ الْكَرَمُ وَ لَكَ الاْمْرُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْشُّكْرُ وَحْدَكَ لاشَریكَ لَكَ

و خاص تو است بزرگوارى و از تو است فرمان و شوكت و خاص تو است سپاسگزارى كه یگانه‌اى و شریكى برایت نیست

یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ

اى یگانه‌اى یكتا اى بى‌ نیاز اى كه فرزندى ندارد و فرزند كسى نباشد و نیست برایش

كُفُواً اَحَدٌ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاْغفِرْ لى وَارْحَمْنى وَاكْفِنى

همتایى هیچ كس. درود فرست بر محمد و آل محمد و بیامرز مرا و به من رحم كن و كفایت كن

ما اَهَمَّنى وَاقْضِ دَیْنى وَ وَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى فَاِنَّكَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ

از من آنچه فكر مرا به خود مشغول كرده و قرضم را ادا كن و در روزیم گشایش ده زیرا كه تو در این شب

كُلَّ اَمْرٍ حَكیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشاَّءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنى وَ اَنْتَ

هر كار محكمى را از هم جدا كنى و هر یك از مخلوقات خود را بخواهى روزى دهى پس روزیم ده كه تو

خَیْرُ الرّازِقینَ فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْقاَّئِلینَ النّاطِقینَ وَاسْئَلوُا اللّهَ

بهترین روزى دهندگانى زیرا تو خود گفتى و تو بهترین گویندگان و ناطقان هستى كه فرمودى "از خدا بخواهید از فضل او"

مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ اَسْئَلُ وَ اِیّاكَ قَصَدْتُ وَابْنِ نَبِیِّكَ اعْتَمَدْتُ وَ لَكَ

پس من از فضل تو مى‌خواهم و تو را قصد كردم و به فرزند پیمبرت اعتماد كردم و به تو

رَجَوْتُ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

امیدوارم پس به من رحم كن اى مهربانترین مهربانان.

6- خوانده شود؛ دعایی که حضرت رسول صلى الله علیه و آله در این شب مى خواندند:اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِكَ ما یَحُولُ بَیْنَنا

خدایا بهره ما كن از ترس خود بدان اندازه كه حائل شود میان ما

وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِكَ وَ مِنْ طاعَتِكَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَكَ وَ مِنَ الْیَقینِ ما

و نافرمانیت و از اطاعت خویش بدان مقدار كه ما را به خشنودى و رضوان تو برساند و از یقین بدان

یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا

حد كه به وسیله آن ناگواری‌هاى دنیا بر ما آسان گردد خدایا ما را به گوش‌هایمان و دیده‌هامان

وَ قُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا

و نیرویمان تا زنده‌ایم بهره‌مند ساز و آن را وارث ما گردان و خون ما را به گردن كسى انداز كه بر ما ستم كرده

وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلا تَجْعَلِ

و یارى ده ما را بر كسى كه با ما دشمنى كند و مصیبت ما را در دینمان قرار مده و دنیا

الدُّنْیا اَكْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا

را بزرگترین اندوه ما قرار مده و نیز آخرین حد دانش ما قرارش مده و مسلط مكن بر ما كسى را كه بر ما رحم نكند

بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

و این دعاى جامع كاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است و از عوالى اللئالى نقل شده كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله همیشه این دعا را مى‌خواندند.

7- صلوات هر روز را كه در وقت زوال وارد شده خوانده شود.

8- دعاى كمیل را كه در این شب وارد شده است، خوانده شود.

9- هر یك از اذکار "سُبْحانَ اللّهِ" ، "الْحَمْدُلِلّهِ" ، "اللّهُ اَكْبَرُ" وَ "لا اِلهَ اِلا اللّهُ" صد مرتبه گفته شود، تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجت‌هاى دنیا و آخرت او را.

10- شیخ در مصباح از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان روایت كرده كه از مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام پرسیدم كه بهترین دعاها در این شب چیست؟ فرمود: پس از آن که بجا آوردى نماز عشا را، دو ركعت نماز اقامه کن که در ركعت اول حمد و سُوره قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود و در ركعت دوم حمد و سوره توحید خوانده شود. پس از سلام، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها گفته شود. پس از آن این دعا خوانده شود:

دعا و نیایش

یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ

اى كه به سوى او است پناه بندگان در كارهاى اندوه خیز و به سوى او پناه برند خلایق در پیش آمدهاى ناگوار

یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ

اى داناى آشكار و نهان و اى كه بر او پنهان نماند اندیشه‌هایى كه در دل‌ها افتد

وَ تَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَكُوتُ

و تصرف كردن آن خاطرات اى پروردگار خلایق و آفریدگان اى كه ملكوت

الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْكَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ

زمین‌ها و آسمان‌ها به دست او است تویى خدایى كه معبودى جز تو نیست به سویت توسل جویم به كلمه "لا اله الا انت"

فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ

پس اى خدایى كه معبودى جز تو نیست بگردان مرا در این شب از كسانى كه به سویش نگریسته و مورد

فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ

رحم خویش قرارش داده و دعایش شنیده و اجابت كرده و پشیمانیش را دانسته پس او را پذیرفته‌اى

وَ تَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَ عَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ

و از خطاهاى گذشته‌اش و گناه بزرگش در گذشته‌اى پس من از گناهانم به تو پناهنده شده

مِنْ ذُنُوبى وَ لَجَاْتُ اِلَیْكَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِكَرَمِكَ

و به تو ملتجى گشته‌ام در این كه عیوبم را بپوشانى خدایا پس جود كن بر من به كرم خود

وَ فَضْلِكَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ وَ تَغَمَّدْنى فى هذِهِ

و فضلت و بریز خطاهاى مرا به بردبارى و گذشت خویش و فراگیر مرا در این

اللَّیْلَةِ بِسابِغِ كَرامَتِكَ وَاجْعَلْنى فیها مِنْ اَوْلِیاَّئِكَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ

شب به فراوان كرمت و بگردان مرا در این شب از آن دوستانت كه آنان را براى طاعت خویش برگزیده

لِطاعَتِكَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِكَ وَ جَعَلْتَهُمْ خالِصَتَكَ وَ صِفْوَتَكَ

و براى پرستشت انتخاب فرمودى و ایشان را جزء خاصان درگاه و برگزیدگانت قرار دادى

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ

خدایا بدار مرا از آن كسانى كه كوشش به جایى رسیده و از نیكی‌ها بهره فراوان نصیبش گشته و مرا از کسانی قرار ده

سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فازَ فَغَنِمَ وَاكْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاِْزدِیادِ

كه تندرست شده و متنعم و رستگار و بهره‌مند گشته و كفایت كن مرا از شر آنچه كرده‌ام و نگاهم دار از افزودن

فى مَعْصِیَتكَ وَ حَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَكَ وَ ما یُقَرِّبُنى مِنْكَ وَ یُزْلِفُنى عِنْدَكَ

در نافرمانیت و دوست گردان نزد من فرمانبرداریت را و آنچه مرا به تو نزدیك و مقرب درگاهت گرداند

سَیِّدى اِلَیْكَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَ مِنْكَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَ عَلى كَرَمِكَ

آقاى من به سوى تو پناه آرد شخص گریز پاى و از تو عاجزانه طلب كند جوینده و بر كرم تو

یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَكَ بالتَّكَرُّمِ وَ اَنْتَ اَكْرَمُ الاْكْرَمینَ

تكیه كند شخص عذرخواه و توبه كننده ادب كردى بندگانت را به كرم ورزى به آنها و تو كریم‌ترین كریمانى

وَ اَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَكَ وَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى

و تو خود به بندگانت دستور گذشت دادى و خود آمرزنده و مهربانى خدایا پس مرا از آنچه از

ما رَجَوْتُ مِنْ كَرَمِكَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِكَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ

كرمت امید دارم محرومم مكن و از نعمت‌هاى ریزانت مایوسم مدار و از بهره‌هاى فراوانت كه در

جَزیلِ قِسَمِكَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِكَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍ مِنْ

این شب براى فرمانبردارانت مقرر داشته‌اى بى بهره‌ام مساز و مرا در پناهگاه محكمى از آزار مخلوقات

شِرارِ بَرِیَّتِكَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَكُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِكَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْكَرَمِ وَالْعَفْوِ

شرورت قرار ده پروردگارا اگر من چنین شایستگى ندارم ولى تو شایسته كرم و گذشت و

وَالْمَغْفِرَةِ وَ جُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى

آمرزشى و فرو ریز بر من بدانچه تو شایسته آنى نه بدانچه من سزاوار آنم زیرا به راستى گمان من نیك است

بِكَ وَ تَحَقَّقَ رَجاَّئى لَكَ وَ عَلِقَتْ نَفْسى بِكَرَمِكَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَ اَكْرَمُ الاْكْرَمینَ

و امیدم درباره تو محكم شده و جانم به سر رشته كرم تو آویخته است پس تویى مهربان‌ترین مهربانان و كریم‌ترین كریمان

اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ كَرَمِكَ بِجَزیلِ

خدایا مرا مخصوص بدار از كرم خویش به بهره‌هاى فراوان

قِسَمِكَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ

و تقسیم‌هاى شایانت و از كیفر تو به عفوت پناه مى‌برم و بیامرز برایم آن گناهى را كه عادت بد(مانند دروغ) را بر من حبس كند

وَ یُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاكَ وَ اَنْعَمَ

و روزى را بر من تنگ سازد تا من به خشنودى شایسته تو اقدام كنم و به عطاى فراوانت

بِجَزیلِ عَطاَّئِكَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِكَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِكَ

متنعم گردم و به نعمت‌هاى بسیارت خوشبخت شوم زیرا من به آستان تو پناه آوردم

وَ تَعَرَّضْتُ لِكَرَمِكَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ بِحِلْمِكَ مِنْ

و به كرم تو آویختم و به گذشت تو پناه جستم از ترس كیفرت و به بردباریت پناه جستم از

غَضَبِكَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُكَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْكَ اَسْئَلُكَ بِكَ لابِشَىءٍ

خشمت پس به من عطا كن آنچه را از تو خواستم و به من برسان آنچه را از تو خواهش كردم تو را به خودت سوگند دهم چون چیزى

هُوَ اَعْظَمُ مِنْكَ

از تو بزرگتر نیست.

پس به سجده مى روى و 20 مرتبه یا رَبِّ ، 7 مرتبه یا اَللّهُ، 7 مرتبه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، 10 مرتبه ما شآءَ اللّهُ، 10 مرتبه لاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ، و 10 مرتبه صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل او علیهم السلام و حاجت خود را از خدا بخواه. سوگند به خدا كه اگر به سبب این عمل به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هر آینه برساند به تو خداوند عزوجل آن حاجت‌ها را به كَرَم عَمیم و فَضْل جَسیمِ خود.

دعا و نیایش

11- شیخ طوسى و كفعمى فرموده‌اند كه در این شب این دعا خوانده شود:اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ

خدایا خواهندگان در این شب به درگاه تو آمدند

وَ قَصَدَكَ الْقاصِدُونَ وَ اَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ الطّالِبُونَ وَ لَكَ فى

و قاصدان تو را مقصد خویش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نیكى تو را آرزو كردند و تو در

هذَا اللّیْلِ نَفَحاتٌ وَ جَواَّئِزُ وَ عَطایا وَ مَواهِبُ تَمُنُّ بِها عَلى مَنْ تَشاَّءُ

این شب بخشش‌ها و جوایز و عطاهایى و بهره‌هایى دارى كه به هر یك از بندگانت بخواهى

مِنْ عِبادِكَ وَ تَمْنَعُها مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنایَةُ مِنْكَ وَها اَنَا ذا عُبَیْدُكَ

عطا خواهى كرد و از آن كس كه عنایت تو نسبت به او سبقت نگرفته است آن را باز دارى و من اینك آن بنده كوچك

الْفَقیرُ اِلَیْكَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَاِنْ كُنْتَ یا مَولاىَ تَفَضَّلْتَ

و نیازمند درگاه تو و آرزومند فضل و نیكى تو هستم پس اى مولاى من اگر بنا دارى

فى هذِهِ اللَّیْلَةِ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَیْهِ بِعائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ

در این شب بر كسى از خلق خویش تفضلى فرمایى و جایزه‌اى از روى مهر و عطوفت به او بدهى

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْخَیِّرینَ

پس درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاكان پاكیزه برگزیده برتر

الْفاضِلینَ وَجُدْ عَلَىَّ بِطَولِكَ وَ مَعْرُوفِكَ یا رَبَّ الْعالَمینَ وَ صَلَّى اللّهُ

و از نعمت و نیكى خویش بر من نیز لطف فرما اى پروردگار جهانیان و درود خدا

عَلى مُحَمَّدٍخاتَمِ النَّبیّینَ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً اِنَّ اللّهَ حَمیدٌ مَجیدٌ

بر محمد خاتم پیمبران و بر آل پاكش و تحیت فراوان كه همانا خداوند ستوده و بزرگوار است

اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَ اِنَّكَ

خدایا من تو را مىخوانم چنانچه دستور فرمودى پس دعایم را مستجاب كن چنانكه وعده فرمودى كه

لا تُخْلِفُ الْمیعادَ.

به راستى تو خلف وعده نمىكنى .

و این دعائیست كه در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مىشود.

12- بجا آورده شود سجده‌ها و دعاهایى را كه از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده كه در سجده می‌گفتند:سَجَدَ لَكَ سَوادى وَ خَیالى وَ آمَنَ بِكَ فؤادى هذِهِ یَداىَ وَ ماجَنَیْتُهُ

به خاك افتاد براى تو سراپایم و اندیشه‌ام و ایمان آورد به تو دلم، این است هر دو دستم و آنچه جنایتى كه

عَلى نَفْسى یا عَظیمُ [عَظیماً] تُرْجى لِكُلِّ عَظیمٍ اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ فَاِنَّهُ لایَغْفِرُ

بر خویش كردم اى بزرگى كه در هر كار بزرگى امید به او است بیامرز گناه بزرگم را كه نیامرزد

الذَّنْبَ الْعَظیمَ اِلا الرَّبُّ الْعَظیمُ

گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ

پس، از سجده سر برمی‌داشتند و دوباره به سجده می‌رفتند و می‌گفتند:

اَعُوذُ بُنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضائَتْ لَهُ السَّمواتُ

پناه برم به نور ذات تو كه روشن شد به او آسمان‌ها

وَالاْرَضُونَ وَانْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُماتُ وَ صَلَحَ عَلْیْهِ اَمرُ الاْوَّلینَ

و زمین‌ها و برچیده شد به او تاریكی‌ها و اصلاح شد به او كار اولین

وَالاْخِرینَ مِنْ فُجاءَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْویلِ عافِیَتِكَ وَ مِنْ زَوالِ

و آخرین از ناگهانى رسیدن عذابت و از پا برجا شدن تندرستى تو و از زائل شدن

نِعْمَتِكَ اَللّهُمَّ ارْزُقْنى قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَریئاً لا كافِراً ولا شَقِیّاً

نعمتت خدایا روزیم گردان دلى پاك و پاكیزه و مبراى از شرك كه نه كافر باشد و نه اهل شقاوت

سپس بر خاك می‌نهاد دو طرف صورت خود را و می‌گفت:

عَفَّرْتُ وَجْهى فِى التُّرابِ

مالیدم به خاك رویم را

وَ حُقَّ لى اَنْ اَسْجُدَ لَكَ.

و بر من سزا است كه برایت سجده كنم .

پس از این اعمال رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود امشب شبى است كه در آن قسمت مى شود روزی‌ها، و در آن نوشته مى شود اَجَلْ‌ها، و در آن نوشته مى شود روندگان به حج. همانا خداى تعالى در این شب مى آمرزد از بندگان خود، بیشتر از عدد موهاى بُزهاى قبیله كَلْب و مى فرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمین در مكه.

دعا و نیایش

13- نماز جناب جعفر را به جا آورده شود.

14- بجا آورده شود نمازهاى این شب، از جمله نمازی كه روایت كرده ابویحیى صَنْعانى از حضرت باقر و صادق عَلیهِماالسَّلام و هم روایت كرده‌اند از آن دو بزرگوار سى نفر از كسانى كه مورد وثوق و اعتماد است به ایشان كه آن دو بزرگوار فرمودند كه هرگاه شب نیمه شعبان شد پس بجا آور چهار ركعت نماز، بخوان در هر ركعت حمد و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ صد مرتبه پس چون فارغ شدی بگو :

اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْكَ فَقیرٌ وَمِنْ

خدایا من به درگاهت نیازمندم و از

عَذاِبكَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى

عذاب و شكنجه‌ات ترسان و پناه خواهم خدایا نامم را (از زمره موحدان) عوض مكن و جسمم را دگرگون مكن

وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِق ابِكَ

و آزمایشم را سخت مكن و دشمن شادم مفرما پناه مىبرم به عفوت از كیفرت

وَ اَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذابِكَ وَ اَعُوذُ بِرِضاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ اَعُوذُبِكَ

و پناه مىبرم به رحمتت از عذابت و پناه مىبرم به خشنودیت از خشمت و پناه مى برم

مِنْكَ جَلَّ ثَناَّؤُكَ اَنْتَ كَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ.

به خودت از خودت مدح تو والا است و تو چنانى كه خود ثناى خود كرده‌اى و بالاتر از آنى كه مردم گویند.

 

روز نیمه شعبان

عید مولود شریف امام دوازدهم مَوْلانا وَ اِمامُنا الْمَهْدِىُّ حضرت حجّة بن الحسن صاحبُ الزَّمان صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ است :

وَ یُسْتَحَبُّ زِیارَتُهُ علیه السلام فى كُلِّ زَمانٍ وَ مَكانٍ وَ الدُّعآءُ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ عِنْدَ

و مستحب است زیارت آن حضرت علیه السلام در هر زمان و مكان و در هر جا و دعا براى تعجیل ظهور آن حضرت در هنگام

زِیارَتِهِ وَ تَتَاَكَّدُ زِیارَتُهُ فِى السِّرْدابِ بِسُرَّمَنْ رَاى وَ هُوَالْمُتَیَقَّنُ ظُهُورُهُ

زیارت و بخصوص تاكید شده به زیارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت

وَ تَمَلُّكُهُ وَ اَنَّهُ یَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا

و فرمانروائیش مسلم است و او است كه زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر شده باشد از ستم و بیدادگرى

قَدْرَها غَیْرُكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

نتواند جز تو اى مهربان‌ترین مهربانان.

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 17:27 ] [ labbaikgharibezahra ]

دعاى مخصوص شب نیمه شعبان

در شب نیمه شعبان ماه که شب برات مى گویند و شب ولادت امام زمان علیه السلام است بیست و یک نوبت این دعا را بخواند در بین مغرب و عشا پیش از تکلم با کسى ؛ تا شب برات سال آینده هیچ مکروهى به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد عمر مجدد یابد.
اللهم انک علیم ذو اناه و لا طاقه لنا بحکمک یا اللّه یا اللّه یا اللّه الامان الامان الامان من الطاعون و الوبا و موت الفجاه و سوء القضاء و شماته الاعداء ربنا اکشف عنا العذاب انا مومنونن برحمتک یا ارحم الراحمین (ایضا بخواند) اللهم لک الحمد عدد عفوک عن عبادک برحمتک یا ارحم الراحمین .

عملی دیگر در شب نیمه شعبان

یک از اعمال امشب احیاست .حتی شده نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار باشید و دعا کنید زیارت عاشورا رو هم حتما بخونید.
آیت‌الله العظمی وحید خراسانی تاکید کرده‌‌اند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در این شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت ?? شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.

 


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 17:22 ] [ labbaikgharibezahra ]

«ابراز ارادت‏» به ساحت قدسى حضرت مهدى علیه‏السلام، از مهمترین وظایفى است كه منتظران آن امام عزیز در عصرغیبت دارند. این مهم مفهومى است كه مى‏تواند مصادیق مختلفى داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتى آن امام همام، هدیه كردن ثواب اعمال واجب یا مستحب به آن حضرت و مواردى از این قبیل.

تردیدى نیست كه این ابراز ارادت، گذرگاهى جهت ازدیاد معرفت و محبت نسبت‏ به آن عزیز غایب از نظر است و معرفت و محبت، معبرى است تا به آن امام بزرگوار تقرب بیشترى حاصل كنیم . این نوشتار را به دو مصداق موضوع یاد شده اختصاص داده‏ایم:

اول:

دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصرعلیه‏السلام، از جمله تكالیفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصرغیبت ‏بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بى‏نیاز از آن است كه منتظران، براى سلامتى‏اش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعیت از آن حضرت نشانه‏ها و علائمى دارد كه از آن جمله مى‏توان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود. و این كار- همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامین مى‏شود – نسبت ‏به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافاً این كه بنا به روایتى از رسول مكرم اسلام؛ هیچ بنده‏اى ایمان نیاورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1)با این حساب، اگر براى سلامتى خود، یا خانواده خودمان صدقه مى‏دهیم، این كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزیزتر است اولى مى‏باشد؛ و چه كسى در این خصوص عزیزتر و شایسته ‏تر از حضرت مهدى علیه‏السلام؟ بر همین اساس است كه مرحوم «سید بن طاووس‏» به فرزندش چنین سفارش مى‏كند:

«... پس در پیروى و وفادارى ... نسبت ‏به آن حضرت به گونه‏اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى‏خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاى خود مقدم بدار؛ آن هنگام كه نمازهاى حاجت را به جاى مى‏آورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوى خودت و عزیزانت قرار بده ...» (2)

چه نیكوست منتظران امام عصرعلیه‏السلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نیازمندان صدقه بدهند.

بدیهى است آن حضرت را به این صدقات نیازى نیست، ولى همان طور كه گفته شد این كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شریف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آید. مضافاً این كه برحسب روایات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت‏ حضرتش عرضه مى‏شود و چون آن بزرگوار، این مقدار وفادارى را از ناحیه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مى‏گردند و كدام توفیق براى منتظران از این بالاتر كه لبخند رضایت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالمیان فدایش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشیم و در این راه از بذل مال دریغ نكنیم، آیا آن منبع فیض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟

دوم:

هدیه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شریف از دیگر مصادیق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هدیه و چشم ‏روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نیز رفع كدورتها است. روایات فراوانى از پیامبراكرم صلى‏الله علیه ‏و آله، در این خصوص وارد شده است. به دو روایت‏ بسنده مى‏كنیم:- به یكدیگر هدیه بدهید تا رشته محبتتان استوار شود؛ زیرا هدیه محبت را بیفزاید و كینه و كدورت را از میان ببرد. (3)

همچنین آن بزرگوار فرمود:

- هیچ كس نباید هدیه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4)

هدیه كردن ثواب و پاداش اعمال پسندیده به امام عصرعلیه‏السلام، از زیباترین و مستقیم ‏ترین راه هایى است كه بیانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به این هدایا نیازى نیست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نیازمندیم و براى رسیدن به این مطلوب، كدام راه مستقیم‏تر از هدیه كردن پاداش اعمال نیكو به آن امام عزیز؟

مرحوم «صدرالاسلام همدانى‏» در كتاب «تكالیف الانام فى غیبة الامام‏» یا «پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى‏» مى‏نویسد:

از جمله تكالیف بندگان در عصر غیبت امام عصرعلیه‏السلام، هدیه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ایشان است؛ زیرا این كار باعث قبولى عبادات و ازدیاد طاعات زیاد بنده خواهد شد.

و در ادامه و به نقل از « سید بن طاووس‏» روایتى را چنین مى‏آورد:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏ الله علیه ‏و آله، امیرمؤمنان و اوصیاى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پیش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گویند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهیا كرده است ... .(5)

هدیه كردن پاداش اعمال به امام عصرعلیه‏السلام، منحصر به ثواب نماز نیست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خیر را مى‏توان مشمول این نكته قرار داد. چنان كه مرحوم «سید محمد تقى موسوى اصفهانى‏»، قرائت قرآن و غیره را مشمول این نكته دانسته است. (6)

همچنین مرحوم طبرسى در«النجم الثاقب‏» حج كردن به نیابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و این كار را از قدیم در میان شیعیان امرى مرسوم دانسته است. (7)

هدیه نمودن پاداش اعمال نیك به ساحت قدسى حضرت مهدى علیه‏السلام، امر پیچیده‏اى نیست و به مقدمات عریض و طویلى نیاز ندارد، همین كه انسان نیت كند ثواب این عمل نیك هدیه‏اى براى امام عصرعلیه‏السلام  باشد، كفایت مى‏كند. چنان كه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هدیه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پیامبر صلى‏الله علیه ‏و آله، و یا هر كدام از ائمه علیهم‏السلام، نیت مى‏كند و پس از سلام نماز بگوید: اللهم انت السلام و منك السلام یا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد.» اینها ركعاتى بود هدیه به بنده‏ات محمد بن عبدالله ... .» (8)

طبیعى است كه این هدیه مى‏تواند به هر كدام از معصومین دیگر از جمله حضرت مهدى علیه‏السلام تعلق بگیرد. از اینها بگذریم هدیه دادن پاداش اعمال نیك به حضرت ولى‏عصرعلیه‏السلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدیاد پاداش اعمال مى‏گردد و در حقیقت این كار مُهر تضمینى است‏ بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از سایر شرایط.

چه نیكو و پسندیده است كه منتظران در غیبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نیز اهداى پاداش اعمال پسندیده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزیز غایب از نظر اعلام محبت كنند.

منبع:

1 . سید محمد تقى اصفهانى، مكیال المكارم، ترجمه، ج‏2، ص‏297.

2 . همان، ص ‏288/  النجم‏الثاقب، ترجمه، ص‏773 .

3 . نهج ‏الفصاحه،حدیث 1189 .

4 . همان، حدیث 2536.

5 . صدرالاسلام همدانى، پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، ص ‏225.

6 . سید محمد تقى اصفهانى، در دوران غیبت امام مهدى علیه‏السلام، چه كنیم؟  ص‏11.

7 . النجم ‏الثاقب، ترجمه، ص‏774 .

8 . مهر محبوب، سید حسین حسینى، ص‏86 .


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 15:20 ] [ labbaikgharibezahra ]

از پیامبر گرامى اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله روایتی نقل شده كه  به این شرح است:

« شب نیمه شعبان در خواب بودم كه جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیده‏اى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمد! پس مرا از جایم بلند كرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت‏ باز مى‏گردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیكى و بخشایش نیز گشوده مى‏شوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم هاى چارپایان - بندگانش را از آتش جهنم-  آزاد مى‏كند. امشب خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزی هاى یك سال را تقسیم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذكر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او ( تكبیر)، راز و نیاز با او ( دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحبی (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مى‏دهد، خواهد بخشید ... » (1)

یكى از همسران پیامبراكرم صلى‏الله علیه و آله، حالات ایشان را در شب نیمه شعبان چنین بیان مى‏كند:

« در یكى از شب ها كه پیامبر خدا صلى‏الله علیه و آله، در نزد من بود ناگهان متوجه شدم كه ایشان بستر خود را ترك كرده است، ‏به جستجوى ایشان پرداختم، به ناگاه دیدم كه حضرت مانند جامه‏اى كه بر زمین افتاده باشد به سجده رفته و چنین راز و نیاز مى‏كند:

«اصبحت الیك فقیرا خائفا مستجیرا فلا تبدل اسمى ولاتغیر جسمى ولاتجهد بلائى واغفرلى‏»؛ به سوى تو آمدم در حالى كه تهیدست، ترسان و پناه جویم، پس نام مرا برمگردان، جسم مرا تغییر مده، گرفتاریم را افزون مساز و از من در گذر.

آنگاه سر خود را بلند كرد و بار دیگر به سجده رفت و در آن حال شنیدم كه مى‏فرمود:

« سجد لك سوادى و خیالى و امن بك فوادى هذه یداى بما جنیت على نفسى یا عظیم ترجى لكل عظیم اغفرلى ذنبى العظیم فانه لایغفرالعظیم الاالعظیم ‏»؛ سراپاى وجودم براى تو سجده كرده و قلبم به تو ایمان آورده است؛ این دو دست من با همه جنایتى كه برخود روا داشته‏ام، پس اى بزرگى كه براى هر كار بزرگى امیدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من در گذر، چرا كه از گناهان بزرگ در نمى‏گذرد مگر پروردگار بزرگ.

بعد از اداى این كلمات سر خود را بلند كرده و براى سومین بار به سجده رفت و این جملات را بر زبان جارى ساخت:

«اعوذ برضاك من سخطك و اعوذ بمعافاتك من عقوبتك و اعوذ بك منك انت كما اثنیت على نفسك و فوق ما یقول القائلون‏»؛ از خشم تو به خشنودیت پناه مى‏برم، از كیفر تو به بخشش‏ات پناهنده مى‏شوم و از تو به سوى خودت پناه مى‏جویم. تو همان ‏گونه‏اى كه خود توصیف كرده‏اى و بالاتر از آنى كه گویندگان مى‏گویند.

لحظاتى دیگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت در حالى كه مى‏فرمود:

« اللهم انى اعوذ بنور وجهك الذى اشرقت له‏ السموات والارض و قشعت ‏به ‏الظلمات و صلح به امرالاولین والاخرین ان یحل على غضبك او ینزل على سخطك اعوذبك من زوال نعمتك و فجاة نقمتك و تحویل عافیتك و جمیع سخطك لك العتبى فیما استطعت و لاحول ولا قوة الا بك‏»؛ خدایا به نور وجه تو كه آسمانها و زمین از آن روشن شده، تاریكی ها با آن از بین رفته و كار پیشینیان و آیندگان با آن اصلاح شده‏ است پناه مى‏برم، از این كه به خشم تو گرفتار شوم و یا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى‏برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى‏ات و همه آنچه كه خشم تو را در پى دارد. خشنودى نسبت ‏به آنچه من در توان دارم از آن تو است و هیچ حركت و نیرویى نیست مگر به سبب تو.

چون این حال را از پیامبر دیدم او را رها كردم و شتابان به طرف خانه حركت كردم. نفس ‏نفس زنان به خانه رسیدم. وقتى پیامبر صلى‏الله علیه و آله، به خانه برگشتند و حال مرا دیدند گفتند: چه شده است كه این چنین به نفس نفس افتاده‏اى؟

گفتم: من اى رسول خدا به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:

آیا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نیمه شعبان است، در این شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزی ها قسمت مى‏شوند، زمانهاى مرگ نوشته مى‏شوند و خداوند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آن كه به خدا شرك ورزیده یا به قمار نشسته است. یا قطع رحم كرده یا برخوردن شراب مداومت ورزیده یا برانجام گناه اصرار ورزیده است ... » (2)

پرسشى كه با مطالعه روایت هاى بالا به ذهن خطور مى‏كند این است كه چرا با این كه در بسیارى از روایات تصریح شده كه تعیین زمان مرگ مردمان و تقسیم روزى آنها در شب قدر و در ماه مبارك رمضان صورت مى‏گیرد، در دو روایت ‏یاد شده شب نیمه شعبان به عنوان زمان تقدیر امور مزبور ذكر شده است؟

مرحوم سید بن طاووس (م‏664 ق) در پاسخ پرسش یاد شده مى‏گوید:

« شاید مراد روایات مزبور این باشد كه تعیین زمان مرگ و تقسیم روزى به صورتى كه احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نیمه شعبان صورت مى‏گیرد، اما تعیین حتمى زمان مرگ و یا تقسیم حتمى روزی ها در شب قدر انجام مى‏شود. و شاید مراد آنها این باشد كه در شب نیمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعیین و تقسیم مى‏شوند، ولى تعیین و تقسیم آنها در میان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود. این احتمال هم وجود دارد كه تعیین و تقسیم امور یاد شده در شب قدر و شب نیمه ‏شعبان صورت گیرد، به این معنا كه در شب نیمه شعبان وعده به تعیین و تقسیم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت دیگر امورى كه در شب قدر تعیین و تقسیم مى‏گردند، در شب نیمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان كه اگر پادشاهى در شب نیمه شعبان به شخصى وعده دهد كه در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد، در مورد هر دو شب این تعبیر صحیح خواهد بود كه بگوییم مال در آن شب از آن حضرت چنین بخشیده شده است.» (3)

كمیل بن زیاد از یاران امام على علیه‏السلام، چنین روایت مى‏كند كه:

در مسجد بصره در نزد مولایم امیرالمؤمنین نشسته بودم و گروهى از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یكى از ایشان پرسید: معناى این سخن خداوند كه: « فیها یفرق كل امر حكیم‏»؛ (4) در آن شب هر امرى با حكمت معین و ممتاز مى‏گردد، چیست؟ حضرت فرمودند:

«قسم به كسى كه جان على در دست اوست همه امور نیك و بدى كه بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم مى‏شود. هیچ بنده‏اى نیست كه این شب را احیاء دارد و در آن دعاى خضر بخواند، مگر آن كه دعاى او اجابت‏ شود.» پس از آن كه امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است اى كمیل؟ گفتم اى امیرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خضر را به من بیاموزى، فرمود:

بنشین اى كمیل! هنگامى كه این دعا را حفظ كردى خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یك شب، یا یك بار در سال یا حداقل یك بار در طول عمرت، با آن بخوان، كه خدا تو را یارى و كفایت مى‏كند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى كمیل! به خاطر زمان طولانى كه تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است كه درخواست تو را به بهترین شكل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود...» (5)

شایان ذكر است كه این دعا همان دعایى است كه امروزه آن را با نام « دعاى كمیل‏» مى‏شناسیم.

امیرمؤمنان على علیه‏السلام، در روایتى دیگر در فضیلت ‏شب نیمه شعبان چنین مى‏گوید: «در شگفتم از كسى كه چهار شب از سال را به بیهودگى بگذراند: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و اولین شب از ماه رجب.‏» (6)

از امام صادق علیه‏السلام، روایت ‏شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسى كه از فضیلت‏ شب نیمه شعبان از ایشان پرسیده بود فرمودند: « این شب برترین شب ها بعد از شب قدر است، خداوند در این شب فضلش را بربندگان جارى مى‏سازد و از منت ‏خویش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش كنید كه در این شب به خدا نزدیك شوید. همانا این شب، شبى است كه خداوند به وجود خود سوگند یاد كرده كه در آن درخواست كننده‏اى را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. این شب، شبى است كه خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان كه شب قدر را براى پیامبر ما، قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بكوشید، كه هر كس در این شب صد مرتبه خداوند را تسبیح گوید، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تكبیرش گشاید و صد مرتبه ذكر یگانگى (لااله‏الاالله) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى كه بر بندگانش دارد، همه گناهانى را كه او انجام داده بیامرزد و درخواست هاى دنیوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواست هایى كه برخداوند اظهار كرده و چه درخواست هایى كه اظهار نكرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است و ... » (7) در این مجال فرصت پرداختن به همه روایت هایى كه در فضیلت‏ شب و روز نیمه شعبان وارد شده‏اند نیست (8) و گمان مى‏كنیم كه روایت هاى یاد شده براى ارائه تصویرى روشن از جایگاه برجسته شب نیمه شعبان در میان دیگر شب هاى سال كافى باشند. اما چنان كه در ابتداى سخن نیز گفته شد، شرافت این شب خجسته، علاوه بر همه آنچه كه بیان شد، به اعتبار مولود مباركى است كه در این شب قدم به عرصه خاك نهاده است. وجود مقدسى كه سال ها پیش از تولدش مژده میلاد او به مسلمانان داده شده بود و شاید همه عظمت این شب و تكریم و بزرگداشتى كه در كلمات معصومان علیهم‏السلام، از آن شده است ‏به خاطر وجود همین مولود مبارك باشد. چنان كه بزرگانى چون سید بن ‏طاووس به این موضوع اشاره كرده و بر همگان لازم دانسته‏اند كه در این شب خداى خویش را به سبب منت ‏بزرگى كه با میلاد امام عصرعلیه ‏السلام، بر آنها نهاده سپاس گویند و تا آنجا كه در توان دارند شكر این نعمت الهى را به جاى آورند. (9)

در یكى از دعاهایى كه در شب نیمه شعبان وارد شده است چنین مى‏خوانیم:

« اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها و حجتك و موعودها التى قرنت الى فضلها فضلا فتمت كلمتك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماتك ...» (10) ؛ بار خدایا تو را مى‏خوانیم به حق این شب و مولود آن، و به حق حجتت و موعود این شب، كه فضیلتى دیگر بر فضیلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت ‏به حد كمال رسیده و هیچ كس را یاراى تبدیل و تغییر سخنان تو نیست.

مطابق روایت هاى بسیارى كه شیعه و اهل سنت آنها را نقل كرده‏اند میلاد خجسته امام عصرعلیه ‏السلام، در شب نیمه شعبان سال 255 ق واقع شده و باعث مزید فضیلت این شب مبارك گشته است. (11)

امید که خدای متعال توفیق درک این شب عزیز را به ما عنایت فرماید.

 

پى‏نوشت ها:

1. ابن طاووس، على بن موسى، اقبال ‏الاعمال، ص 212، بیروت، مؤسسه‏ الاعلمى ‏للمطبوعات،1417 ق/  المجلسى، محمدباقر ، بحارالانوار، ج 98، ص‏413، بیروت، مؤسسه‏الوفاء،1403 ق.

2. ابن‏ طاووس، على بن موسى، همان، صص‏217 -216.

3. همان ، ص 214.

4. سوره دخان (44) آیه 4. ( لازم به توضیح است كه غالب مفسران آیه یاد شده را ناظر به شب قدر دانسته‏اند.ر.ك: الطباطبایى، سید محمد حسین، تفسیرالمیزان، ج 18، ص 130، قم ، انتشارات اسلامى.)

5. ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص 220.

6. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 94، ص‏87 ، ح 12.

7.ابن‏ طاووس، على بن موسى، همان ، ص‏209/  المجلسى ، محمد باقر، همان، ج 94 الصدوق، محمد بن على بن الحسین، همان، ج 2، ص 424، ح 1.

8. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان ص‏209/  المجلسى، محمد باقر، همان، ج 94، ص 85 ، ح 5.

9. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان، صص‏237-207/  المجلسى، محمدباقر، همان.

10. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان ، ص‏219.

11. الكلینى، محمد بن یعقوب، الكافى، ج‏1، ص 514، تهران ، دارالكتب‏الاسلامیه، 1365، الصدوق، محمدبن على ‏بن‏الحسین، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1395ق، ج 2، ص‏432/  شبراوى، عبدالله بن محمد، الاتحاف تجب الاشراف، ص‏179/  ابن صباغ ‏المالكى، نورالدین على بن محمد، الفصول المهمة فى معرفة الائمة ، ص 310.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 15:10 ] [ labbaikgharibezahra ]

«امام صادق علیه السلام می فرماید:

مثل نماز مثل نهری است که روزی پنج مرتبه در آن خود را شتشو داده و چرکی در بدن باقی نمی ماند. نماز کفاره گناهان است مگر گناهی که موجب خروج فرد از ایمان شود»

«عَنْ عَلِی علیه السلام قَالَ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ کفَّارَةٌ لِمَا بَینَهُنَّ مَا اجْتَنَبَ الْکبَائِرَ وَ هِی الَّتِی قَالَ اللَّهُ إِنَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئاتِ ذلِک ذِکری لِلذَّاکرِینَ؛

نماز های یومیه، کفاره گناهانی است که مابین نمازها انجام می گیرد. به شرط آنکه از گناهان کبیره اجتناب شده باشد. چرا که خداوند فرموده است: حسنات و نیکی ها،(نماز)، بدی ها و گناهان را از بین می برد»

 «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ إِنَّمَا مَثَلُ هَذِهِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ مَثَلُ نَهَرٍ جَارٍ بَینَ یدَی بَابِ أَحَدِکمْ یغْتَسِلُ مِنْهُ فِی الْیوْمِ خَمْسَ اغْتِسَالَاتٍ فَکمَا ینْقَی بَدَنُهُ مِنَ الدَّرَنِ بِتَوَاتُرِ الْغَسْلِ فَکذَا ینْقَی مِنَ الذُّنُوبِ مَعَ مُدَاوَمَةِ الصَّلَاةِ فَلَا یبْقَی مِنْ ذُنُوبِهِ شَیئ؛

رسول خدا صلی الله علیه و آله:

مثل نمازهای پنج گانه مثل پنج مرتبه غسل کردن در یک روز است که چرک و کثافتی در بدن باقی نمی ماند. با مداومت در نماز،گناهی باقی نمی ماند»

رسول خدا صلی الله علیه و آله مردی را دیدند که می گفت: خدایا مرا بیامرز؛ گرچه بعید است مرا بیامرزی. فرمودند: چرا به خدا بد گمان هستی؟ گفت: من در زمان اسلام و جاهلیت گناه کردم. حضرت فرمودند: گناهان زمان جاهلیت با ایمان و گناهان بعد از اسلام با نماز محو می شود. چرا که نماز کفاره گناهان می باشد»(مستدرک الوسائل، ج 3، ص 16-15)

البته افرادی که نماز می خوانند؛ کمتر گناه می کنند. خود نماز جلوی بسیاری از گناهان را می گیرد. اگر نماز، نماز واقعی، با حضور قلب و تمام شرائط اقامه شود؛ سد بزرگی خواهد بود، در برابر گناهان. «نماز بگزار، که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می دارد»(عنکبوت، 45)

پس نماز گناهان سابق را می شوید و جلوی گناهان آینده را نیز می گیرد. این خواص برای نماز گزاری است که واقعا در صدد عبادت و بندگی است. اما نمازگزاری که قصد ریا و خودنمایی داشته باشد؛ از آثار و برکات نماز محروم می ماند. نمازی عامل شست و شوی گناهان خواهد بود؛ که قبول درگاه احدیت قرار گیرد. یعنی قلب و اعضاء نمازگزار پاک بوده و تسلیم اوامر خداوند باشد.

فردی که لحظه به لحظه با فرمان خداوند مخالفت کرده و شرائط بندگی را رعایت نمی کند؛ نماز او بی خاصیت خواهد بود. در روایات آمده است: «کسی که شراب بنوشد تا چهل روز اعمالش قبول نمی شود» (الکافی، ج 6، ص 401) پس هر نمازی کفاره گناهان نخواهد بود.

فردی لحظه به لحظه گناه کرده و از هیچ معصیتی پرهیز نمی کند و بین هر گناه، نماز بخواند؛ این مثل شخص توبه کننده است که بعد از هر توبه، بلا فاصله مرتکب گناه می شود؛ خودش را به تمسخر گرفته است. بله نمازی گناهان سابق را می شوید که نمازگزار قصد رجوع به گناه نداشته باشد. تصمیم بر اطاعت از خداوند و ترک گناهان داشته باشد.


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 14:55 ] [ labbaikgharibezahra ]

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

منتظر ظهور به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ هدیه ای است به صاحب الزمان...ای منتظر ظهور به امید فرج سرور جهانیان آقا صاحب الزمان (عج)یک صلوات عنایت بفرمایید...
آرشيو مطالب
خرداد 1394
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393
امکانات وب