script type="text/javascript" src="https://www.tool.4tools.ir/tools/zibasaz-flash/6.js">
|
السلام علیک یا امام زین العابدین ( ع ) حقیقت اسلام چیست؟...بحث هزاران سال عذاب قیامت است،پس باید ببینیم واقعا حقیقت چیست!!؟
| ||
|
برچسبها: [ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 19:56 ] [ labbaikgharibezahra ]
برچسبها: [ پنجشنبه 29 خرداد 1393 ] [ 14:50 ] [ labbaikgharibezahra ]
![]() برچسبها: [ پنجشنبه 29 خرداد 1393 ] [ 14:47 ] [ labbaikgharibezahra ]
پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) ؛ نام های پیامبر گرامی اسلام در دیگر ادیان از موضوعات خاص و جالبی است که در زیر ا جمالا به آن پرداخته شده است : نام های رسول خدا (ص) از نظر خدا برچسبها: [ سهشنبه 27 خرداد 1393 ] [ 18:12 ] [ labbaikgharibezahra ]
![]() دلایل اثبات شیعه بودن از دیدگاه قرآن؟
پاسخ:
پرسش: دلایل اثبات شیعه بودن ما از دیدگاه قرآن؟ افکار و عقائد شیعه منطبق بر کدام آیات می باشد؟ پاسخ: با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مركز زمان نزول قرآن بحث شیعه و سنی مطرح نبود .تمام آیات الهی مبنای اعتقادی شیعه می باشد. عمل شیعه واقعی و خالص، چیزی غیر از آن چه قرآن می گوید نیست.پس، شیعه چیزی نیست جز پیروی از اسلام ناب محمدی، یعنی اسلامی که رسول گرامی اسلام بر اساس آیات الهی آن را ترویج نمود. از آن پس که آیه تبلیغ نازل شد: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ"(1) اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! اگر نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مىدارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمىكند. بعد از نزول این آیه شریفه بود که مولای متقیان امیرمومنان سلام الله علیه به جانشینی رسول خدا و امامت خلق منصوب شد. نزول این آیه به معنای پا گرفتن نهال شیعه از طرف قرآن بود . پیروی از اهل بیت به معنی ابلاغ همان رسالت عظیم و پیروی واقعی از قرآن بوده و خواهد بود. متاسفانه بعد از وفات پیامبر گرامی، دو قرائت از اسلام به وجود آمد،عده ای به طرفداری از حضرت به نام شیعه و پیرو برخاستند. بقیه بر تصمیمی که آن روز در سقیفه گرفته شد و بر خلاف توصیه و سفارش پیامبر گرامی اسلام بود، باقی ماندند. این جا است که باید بفهمیم آن چه مهم است منطق اسلام است که بر اساس چنین منطقی رسول گرامی اسلام به پیروان خود سفارش مؤکدی نمود مبنی بر این که بعد از من به کتاب خدا و عترتم مراجعه کنید . می دانیم که تا زمان پیامبر خود حضرت مبین و مفسر آیات الهی بود و خط اسلام را ترویج می کرد . بعد از رحلت حضرت مفسر واقعی قرآن و ترویج دهنده احکام اسلام کسی جز مولای متقیان حضرت علی علیه السلام نبود، به همین جهت کسی که پیرو واقعی آن حضرت و نیز سایر امامان معصوم باشد ،از دیدگاه قرآن، شیعه واقعی است،زیرا یک نوع ملازمه بین قرآن و عترت ( دو یادگار باقی مانده از پیامبر )وجود دارد که بر همین اساس وقتی متابعت پیروان بر مبنای دستور اهل بیت و مطابق با نصّ کلام الله مجید باشد،این تبعیت،بهترین دلیل بر اثبات تشیع ما از دیدگاه قرآن خواهد بود. قرآن در پی اثبات اسلام ناب محمدی است . شیعه بودن، تطبیق تمام آیات و احکامی است که در قرآن آمده و رسول خدا موظف به ابلاغ آن بوده است. علامه طباطبایی نوشته است: يكى..... از آيات واضح كتاب الهى آن است كه رسول اللَّه را به عنوان مبيّن حدود و جزئيّات قرآن كريم معرفى مىنمايد: "وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ" بنا بر اين خود قرآن كه نور مبين است ،در كمال وضوح پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را مرجع فهميدن معارف و حدود قوانين و مانند آن قرار داده ؛ چون حجّيت كلام خداوند ذاتى است ،مىتواند دليل اعتبار سخن و سنّت معصومين واقع شود. پس قرآن كه حجّت بالذات است، سند حجيّت سنّت خواهد بود . هرگز نمىتوان با قطع نظر از سنّت معصومين به همه حدود و احكام الهى راه يافت و به معارف قرآن كريم آشنا شد، چه اينكه آيات گسترده قرآن كريم نسبت به يكديگر هماهنگ و منسجماند . هرگز نمىتوان آيه را با قطع نظر از آيات ديگر معنا كرد ،بلكه با توجه به سراسر قرآن كريم بايد آيه مورد بحث را معنا نمود.(2) در آیه ای دیگر آمده است : "وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ" (3) چگونه ممكن است كافر شويد، با اينكه (در دامان وحى قرار گرفتهايد، و) آيات خدا بر شما خوانده مىشود، و پيامبر او در ميان شماست؟! (بنا بر اين، به خدا تمسّك جوييد!) و هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست، هدايت شده است. تفسير عياشى از محمد بن مسلم نقل می کند که از امام باقر عليه السّلام سؤال نمودم :گروهى از ما چنين پندارند كه مراد از آيه (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) يهود و نصارى هستند ، فرمود :در اين صورت مردم را به دين خودشان دعوت مىنمايند اما ما اهل ذكر هستيم كه مردم از ما بايد سؤال كنند. مراد از ذكر قرآن كريم است.(4) البته موضوع مورد سوال شما میدان گسترده ای دارد که باید تمام آیات ولایت با تعمق و دقت مورد بررسی واقع شود . توصیه می کنیم کتاب آیات ولایت در قرآن نوشته آیه الله مکارم شیرازی و ترجمه کتاب شواهد التنزیل حسکانی از علمای بزرگ اهل سنت را مطالعه نمایید . پی نوشت ها: 1. مائده(5) آیه 67 2.ترجمه الميزان، مقدمه، ص 17 3. آل عمران(3) آیه 101 4.انوار درخشان، ج9،ص480
اثبات تشیع از کتاب صحیح بخاری و مسلم
برای اثبات حقانیت تشیع ادله متفاوتی در کتب شیعه و عامه وجود داردکه ما در اینجا فقط به یک روایت اکتفاء میکنیم که ابتدا از کتب شیعه و سپس از کتب عامه آنرا نقل میکنیم:یک سند از شیعه مرحوم شيخ صدوق رحمة الله عليه در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمة ، مينويسد : سئل أبو محمد الحسن بن علي عليهما السلام وأنا عنده عن الخبر الذي روي عن آبائه عليهم السلام : " أن الأرض لا تخلو من حجة لله على خلقه إلي يوم القيامة وأن من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية " فقال عليه السلام : إن هذا حق كما أن النهار حق ، فقيل له : يا ابن رسول الله فمن الحجة والامام بعدك ؟ فقال ابني محمد ، هو الامام والحجة بعدي ، من مات ولم يعرفه مات ميتة جاهلية . از امام حسن عسكري عليه السلام سؤال شد (در حالي كه من آن جا بودم ) در باره اين روايت كه از پدرانش نقل شده بود : « زمين هيچگاه از حجت خدا بر خلق ، تا روز قيامت خالي نخواهد بود و اگر كسي بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است » امام حسن عسكري عليه السلام فرمود : اين سخن حقي است ؛ همان طور كه روز حق است . از ايشان سؤال شد : اي فرزند رسول خدا ! امام و حجت بعد از شما كيست ؟ فرمود : فرزندم محمد ، او امام و حجت بعد از من است . هر كس بميرد و او را نشناسد ، به مرگ جاهليت مرده است . كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 409 – 410 و كفاية الأثر - الخزاز القمي - ص 296 و وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 16 - ص 246 و مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 18 - ص 187 و ... همين حديث از پيغمبر اكرم نقل شده در كتب عامه به صورتهاي مختلف آمده كه بيان مي شود. از كتابهاي عامه ۱-مَنْ مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية . هر كس بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است . صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج3 ، ص1478و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج8 ، ص156 و مجمع الزوائد ، ج5 ، ص218 و مشكاة المصابيح ، ج2 ، ص1088و سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج2 ، ص715 . ۲-مَنْ مات بغير إمام مات ميتة جاهلية. هر كس بدون امام بميرد ، به مرگ جاهلي مرده است . مسند احمد ، احمد بن حنبل ، ج4 ، ص96 و مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج5 ، ص218 و مسند الطيالسي ، الطيالسي ، ص295 و الإحسان بترتيب صحيح ابن حبان ج7 ، ص49 و حلية الأولياء ، ج 3 ، ص22 . ۳-مَنْ مات وليستْ عليه طاعة مات ميتة جاهلية . هر كس بميرد و اطاعت از امامي بر گردن او واجب نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است . مجمع الزوائد، الهيثمي ، ج5 ، ص224 و كتاب السنة ، ج2 ، ص489 . الباني بعد از نقل حديث ميگويد : إسناده حسن، ورجاله ثقات . ۴-مَنْ مات و ليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية . هر كس بميرد و امام جماعتي نداشته باشد ، مرگ او مرگ جاهلي است . المستدرك على الصحيحين ، ج1 ، ص150 حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث ميگويد : هذا حديث صحيح على شرط الشيخين. و ذهبي نيز آن را تأييد كرده است ، ج1 ، ص204 . ۵-من مات ليس عليه إمام فميتته جاهلية . هر كس بميرد و امام نداشته باشد ، به مرگ جاهلي مرده است . المعجم الكبير ، الطبراني ، ج 10 ، ص298و المعجم الأوسط ، ج2 ، ص317 و ج4 ، ص232 و مسند أبي يعلى، ج6 ، ص251 و كتاب السنة ، ابن أبي عاصم ، ج2 ،ص489 و مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج5 ، ص224-225. عامه از طرفي اين روايات را نقل و صحت آن را تأييد كردهاند و از طرف ديگر عملاً هيچ امامي ندارند كه همگي بالإتفاق از او تبعيت كنند . و اين تضادی است كه از حل آن عاجز ماندهاند . اگر هيچ روايت ديگري براي بطلان مذهب عامه وجود نداشته باشد ، همين يك روايت كفايت ميكند . حال سوال ما اين است: وظيفه ما در قبال جانشين رسول خدا چيست؟ پاسخ این است که: تبعيت كردن از وي و با او دست بيعت دادن. حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه تنها با آن دو بيعت نكرد بلكه از آن دو نا راضي بود و تا هنگامي كه از دنيا رفت با آن دو (عمر و ابوبكر ) صحبت نكرد «فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْر، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ». صحيح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ . و نيز در روايت ديگري بخاري نقل ميكند : فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْر فِي ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ . صحيح البخارى: 5/82، (ص 802 ح 4240) كتاب المغازى، ب 38 ـ باب غَزْوَةُ خَيْبَرَ. صحيح مسلم: ج 5، ص 154، ح 4471، كتاب الجهاد و السير (المغازى )، ب 16 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و (آله) سلم، ج لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ. و در روايت سوم مينويسد : فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ . صحيح البخارى، ج 8، ص 3، ح 6726، كتاب الفرائض، ب 3 ـ باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و (آله) سلم لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ . حال به من بگوييد اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبكر بيعت نكرد پس بايستي به مرگ جاهليت مرده باشد آيا كسي كه به مرگ جاهلي بميرد وارد بهشت مي شود ؟ جواب: - قال رسول الله صلي الله عليه و (آله)سلم: فاطمه سيدة نساء اهل الجنه: «حضرت زهرا (سلام الله عليها) سرور زنان اهل بهشت است.» ( المستدرك حاكم نيشابوري ج3 ص153) (مسند احمد حنبل حديث شماره 18153-18154) (صحيح مسلم با روايت المسور حديث شماره 4482 الي 4485) آيا كسي كه به مرگ جاهلي مرده است سرور زنان اهل بهشت مي شود؟ (امان از اين تهمت هاي ناروا ) و سؤال مهمتر اينكه: خليفه و جانشين رسول خدا چه كسي بوده است كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با وي بيعت كرده است تا به مرگ جاهلي نميرد؟ اگر بگوئيد با ابوبكر بيعت كرده است پاسخ شما خير است چون همانگونه كه بزرگترين كتاب عامه مي گويد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) در حالي از دنيا رفت كه نه تنها با ابوبكر بيعت نكرد بلكه از او ناراضي بود و از اين دنيا رفت و با او صحبت نكرد تا پيامبر را ملاقات كند. حال مهمترين سؤال اينكه حضرت زهرا(سلام الله علیها) با چه كسي بيعت كرده ؟ یقیناً به غير از مولا امير المؤمنين(علیه السلام) با کسی بیعت نکردند. پس ما راهي را مي رويم كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) رفته است. اين معني تشيع و پيرو بودن است. كساني كه دنبال حق وحقيقت هستند خداوند هم راه را به آنها نشان مي دهد و قضيه مثل روز روشن است كه حق با تشيع است ولي نمي دانیم چرا بعضي ها نمي خواهند قبول كنند؟؟!! قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين(سوره نمل-آیه 64) بگو اگر راست مىگوييد برهان خويش را بياوريد. منبع http://www.valiasr-aj.com برچسبها: [ سهشنبه 27 خرداد 1393 ] [ 15:14 ] [ labbaikgharibezahra ]
اینک قسمتى از اسامى مبارک آن حضرت را که با الفاظ مختلفى در بسیارى از کتب مذهبى اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانیم. ۱ ـ «صاحب» در صحف ابراهیم(علیه السلام); ۲ ـ «قائم» در زبور سیزدهم ۳ ـ «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم ۴ ـ «ماشیع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى ۵ ـ «مهمید آخر» در انجیل ۶ ـ «سروش ایزد» در زمزم زرتشت ۷ ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند ۸ ـ «بنده یزدان» هم در زند و پازند ۹ ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هندیان ۱۰ ـ «شماخیل» در ارماطس ۱۱ ـ «خوراند» در جاویدان ۱۲ ـ «خجسته» (احمد) در کندرال فرنگیان ۱۳ ـ «خسرو» در کتاب مجوس ۱۴ ـ «میزان الحق» در کتاب اثرى پیغمبر ۱۵ ـ «پرویز» در کتاب برزین آذر فارسیان ۱۶ ـ «فردوس اکبر» در کتاب قبروس رومیان ۱۷ ـ «کلمةُ الحقّ» در صحیفه آسمانى ۱۸ ـ «لِسانِ صدق» هم در صحیفه آسمانى ۱۹ ـ «صمصام الاکبر» در کتاب کندرال ۲۰ ـ «بقیة اللّه» در کتاب دوهر ۲۱ ـ «قاطع» در کتاب قنطره ۲۲ ـ «منصور» در کتاب دید براهمه ۲۳ ـ «ایستاده» (قائم) در کتاب شاکمونى ۲۴ ـ «ویشنو» در کتاب ریگ ودا ۲۵ ـ «فرخنده» (محمّد) در کتاب وشن جوک ۲۶ ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در کتاب پاتیکل ۲۷ ـ «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن) ۲۸ ـ «سوشیانس» در کتاب زند و هومو من یسن، از کتب زردتشیان ۲۹ ـ در کتاب «شابوهرگان» کتاب مقدس «مانویه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ایزد» ۳۰ ـ «فیروز» (منصور) در کتاب شعیاى پیامبر.[۱] علاوه بر این ها اسامى دیگرى نیز براى حضرت مهدى(علیه السلام)در کتب مقدّسه اهل اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقیة اللّه» که در کتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسکرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف ـ است که در بیشتر روایات اسلامى، به آنها تصریح شده و ائمّه
پی نوشتها: [۱] ـ اسامى مقدس حضرت مهدى(علیه السلام) در [۲] ـ ناگفته نماند که نامها، کنیه ها و لقبهاى حضرت مهدى(علیه السلام)، در دو کتاب پر محتواى «الزام الناصب»، تألیف مرحوم حائرى یزدى، و کتاب بسیار نفیس «نجم الثاقب» تألیف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصیل ذکر شده است. در کتاب «الزام الناصب»، ۱۸۶ نام، و در کتاب «نجم الثاقب» هم ۱۸۲ نام براى آن حضرت ذکر گردیده است. کسانى که طالب شرح و معانى الفاظ یاد شده و اسامى مبارک آن حضرت مى باشند، مى توانند به کتاب «نجم الثاقب» از صفحه ۳۱ تا ۷۰ و جلد اوّل کتاب «الزام الناصب» از صفحه ۴۸۱ تا ۴۹۱ مراجعه فرمایند. برچسبها: [ سهشنبه 27 خرداد 1393 ] [ 12:56 ] [ labbaikgharibezahra ]
متولد چه سالی هستید؟ متولد 1311 روزی بنده هر روز به علت مشغله شغلی مجبور بودم که بروم ساوه و شبها بر میگشتم منزل، من ناچار بودم روزها آنجا بمانم. یک روز که ظاهراً نرفته بودم زنگ خانه به صدا در آمد رفتم دم در دیدم آقاست. ادای احترام کردم، سلام کردم بعد فرمودند چرا سر قبر پدرت نمیروی؟ ایشان پدر من رو میشناخت. گاهی میدیدید کوچه آنقدر جمعیت داشت که فاصله بین خانه آقا تا سر پیچ سر کوچه که گردش از آن صورت میگیرد به سمت کوچه بعدی جمعیت ایستاده بود. من مثلاً از مسجد میآمدم آقا چشمش به من میافتاد آقا اشاره میکرد به جمعیت که راه را برای من باز کنند. یک خانمی من را صدا زد گفت آقا شما اجازه میدهید من از دیوار منزل شما خانه آقا رو ببینم؟ گفتم این کار صحیحی است به نظر شما؟ که شما بروی سر دیوار خانه آقا رو ببینی؟ خلاصه با آن خانم صحبت کردیم و قانع کردیم که این کار صحیحی نیست که شما بروید بر سر دیوار و خانه آقا رو ببینی. خاطره دیگری در ذهنتان هست؟ حاج خانم آقا با خانواده شما در ارتباط بودند؟ آیت الله بهجت در انجام تکالیف خانواده چگونه بودند؟ منبع : شیعه آنلاین برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 20:35 ] [ labbaikgharibezahra ]
آیت الله بهجت(ره): وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(ع) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(ع) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد. در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند! در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! "" تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(ع) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟ پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1) بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(ع) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند." نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند. علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند. آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2) حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟ آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(ع) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(ع) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(ع) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(ع) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(ع) می پسندد؟ دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است. همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم. به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(ع) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند. منبع: 1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31 2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(ع) 3- حضرت ولی عصر(ع) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2، ص466 برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 15:59 ] [ labbaikgharibezahra ]
امام حسین (ع)سند وپشتوانه قرآن /آوای حیوانات هر کدام به چه معناست؟! طی حدیثی طولانی که محمد بن ابراهیم آنرا نقل کرده است ، امام حسین علیه السلام در سنین کودکی در پاسخ به سائلی که از آوای حیوانات از ایشان پرسیده شد ، اینگونه فرمودند : منبع :موسوعة کلمات الامام حسین علیه السلام / الجزء الاول /الفصل الاول / عدد برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 15:50 ] [ labbaikgharibezahra ]
جام دینی: مَکحول از امیر المومنین سلام الله علیه نقل مى کند که ایشان فرمود: حافظان از یاران حضرت محمّد (ص) مى دانند که در میان آنان کسى نیست که مَنقبى داشته باشد مگر آن که من با او شریک بوده و بر او برترى دارم ولى من هفتاد منقبت دارم که کسى در آنها با من شریک نیست. عرض کردم: اى امیر المؤمنین! مرا از آنها آگاه کن! فرمود:
3. پیامبر خدا(ص) در دوران کودکى مرا از پدرم درخواست نمود و از همان زمان مرا هم خوراک و همدم و هم صحبت خود نمود.
جنگ خندق بوده است )
20. پیامبر خدا(ص) فرمود: اى على! مثل تو در میان امّت من همچون مثل دروازه حِطّه بنى اسرائیل است، پس هر کس وارد ولایت تو شود در واقع وارد دروازه حطه شده آنسان که خداوند فرمان داده است.
63. من هرگز از میدان نبرد فرار نکردم و کسى با من به مبارزه برنخاست؛ مگر این که زمین را از خونش سیراب نمودم.
عنوان امیر مؤمنان بخوانند و هیچ کس ـ جز من ـ بدین نام خوانده نشد.
منبع : ابن بابویه، محمد بن على، الخصال ؛ ج2 ؛ ص572 برچسبها: [ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 15:27 ] [ labbaikgharibezahra ]
|
اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 خرداد 1393 | |
| [ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||